Post #4384
23

МА 
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram
Мальстрём The Neighbourhood – Fallen Star
Мальстрём The Neighbourhood – A Little Death
ویرا قدرت عجیبی داشت؛ هر چیزی که واقعاً بهش وابسته میشد، تبدیل به بخشی از جادوی خودش میشد. برای همین خیلیها سعی میکردن بفهمن به چی اهمیت میده، چی دوست داره و از چی میترسه.
اما ویرا هیچوقت همهچیزش رو به کسی نشون نمیداد.
نه از سر بیاحساسی؛ فقط معتقد بود بعضی چیزها وقتی دست آدم اشتباهی بیفتن، دیگه مثل قبل نمیشن.
میگفتن هرکس بتونه اعتماد واقعی ویرا رو به دست بیاره، یه تکه از جادوی اون رو هم پیدا میکنه.
ولی یه قانون وجود داشت:
اگر بهش خیانت کنی، جادویی که ازش گرفتی برای همیشه از بین میره.
سالها گذشت و خیلیها تلاش کردن بهش نزدیک بشن؛ بعضیها با دروغ، بعضیها با محبت، بعضیها هم با وعدهی قدرت.
هیچکدوم موفق نشدن.
تا اینکه یک نفر بدون اینکه بخواد ویرا رو تغییر بده، فقط موند.
و برای اولین بار، ویرا خودش بخشی از جادوش رو به یک نفر داد.
از اون روز به بعد، مردم فهمیدن افسانهی ویرا دربارهی قدرت نبود.
دربارهی این بود که چیزی که واقعاً ارزشمند باشه، باید به دست آدم درست سپرده بشه.
و هنوز هم میگن اگر شبی در جنگلهای اِلوِرین دختری رو دیدی که زیر نور ماه ایستاده و بهت نگاه میکنه، قبل از اینکه جلو بری خوب فکر کن.
چون شاید ویرا باشه.
و شاید برای اولین بار، تصمیم گرفته باشه اجازه بده کسی واقعاً بشناسدش.
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram
RegaPlus عکس رو به چتجیپیتی بدید و ازش بپرسید. Fill the bag with things that resemble me @RegaPlus


This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram
Forwarded from 𝒦𝗋𝖺𝗌𝗈𝗍𝗄𝖺
Forwarded from 𝘛𝘩𝘦 𝘊𝘰𝘱𝘱𝘦𝘳 𝘴𝘩𝘪𝘱

• گذاشتن جواب ها ممکنه پنج روز طول بکشه.
• لطفاً فقط در صورتی جوین چنل بشید که به محتوا علاقهمند هستید.
• اگر چنلتون محتوایی در مورد خودتون نداشته باشه، متأسفانه نمیتونم براتون جوابی آماده کنم.
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram
توهماتِ یک شرابِ صدساله؛ هیچکس نبود که روزی از اونها بپرسه: «واقعا به هوش طرف مقابلت اهمیتی میدی؟»
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram
Forwarded from توهماتِ یک شرابِ صدساله؛ (شرابهٔ دلها.)
کلمه: کلاغ
متنی که از دلش، با برداشتِ خودم بیرون کشیدم:
ظاهر، همیشه اولین ملاک آدمها بوده. توی انتخابهاشون، ترجیحاتشون و سلایقشون. هیچکس نبود که روزی از اونها بپرسه: «واقعا به هوش طرف مقابلت اهمیتی میدی؟».
و کسی هم نبود که با قاطعیت بتونه جواب مثبت بده. میدونی، اکثر اوقات، جفتشون رو باهم میخواستن.
کلاغ، نمونهٔ بارزی از نداشتنِ ظاهر دلنشین توأم با هوش فوقالعاده سرشاره.
میگفتن: «کلاغ نحسه.» «کلاغ سیاهه، خوشم نمیآد ازش.» «میدونستی کلاغها نفرین شدهان؟»
اما همون کلاغ، وقتی بفهمه به یکی از آشنایانش آسیب رسوندی، تمامِ خاندانش رو جمع میکنه تا تمامِ خاندانت رو آتیش بزنه.
کاری که از آدمیزاد برنمیآد؛ منتظر میمونه تا زمین خوردنت رو ببینه و بعد... بعد، با دوست و رفیقهاش میشینه یه گوشه و نحوهٔ سقوطت رو تحلیل و بررسی میکنه تا بعداً بتونه از زاویه دید های مختلفی مسخرهات کنه.
بدون اینکه خودش رشد کنه، بالغ بشه و به عقلش اضافه کنه.
لااقل، کلاغها با وجود ظاهر نچندان نازشون، حمایت میکنن ازت.
اما تو چی انسان؟
تو چی کار میکنی؟

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram