داغ کردم زبان خودم را،داغ..تا در نیاید صدایم..
در دلم گرمِ صحبت نشستم،دزدکی با خودم با خدایم
بغض هایم حریفم نمی شد،چیزی از عمر من کم نمی شد
ظاهرا پشت من خم نمی شد،زیر بار غم و غصه هایم..
خانه ات خانه ی صد پری بود کوچه ی این وری آن وری بود..
روزهای زیادی گذشتند، توی فکرِ بیایم نیایم..
چشم گلدان به رویای من نیست اولین صندلی جای من نیست!
عصر روزی که دلتنگ باشی نرگسی می نشانی به جایم..
گرچه آبی ترین آسمانم،گرچه یک مشت رنگین کمانم!
پیش تو کمتر از این و آنم هیچ رنگی ندارد حنایم..!
گفته ای نام من نیست یادت،ای فدای غرور زیادت
فکر کن هی خدا را چه دیدی شاید اصلا به یادت بیایم!..
#محمد_پورمرادی
@mastabe
Post #295
461
- ❤ 5
- 👍 1