شبِ قدر است، مناجاتِ سحر می خوانم
"ها علیًُ بشرًُ کیفَ بشر" می خوانم
معصیت،خیره سرم کرده ، ولی رحمی کن
به علیًِ به علیًِ به علی، رحمی کن
همزبانم شو و نشنیده نگیر آهم را
اشهدُ انً علیً ولی الله م را...
نظری از سرِ تایید، به تقدیرم کن
مست و دیوانه ی اولادِ علی پیرم کن
روسیاه آمده ام وقتِ ملاقات بده
تا عجینِ تو شوم حالِ مناجات بده
شبِ احیاست، مرا بار دگر احیا کن
برکه ی کوچک چشمان مرا دریا کن
به دعایی به صدایی به نگاهی، العفو
آخر امشب،شبِ توبه ست،الهی العفو...
به علیً به علیً به علی رحمی کن
معصیت خیره سرم کرده ولی رحمی کن
امشب از جسمِ جهان،جانِ جهان خواهد رفت
راز ارزنده ی ماه رمضان خواهد رفت
این طبیعی ست که این شعر پریشان باشد
مدح این طائفه سخت است که آسان باشد
ای شکوهِ ازل،ای عشق،مقدر گردان
تا ابد روی لبم ذکر علی جان باشد
غیر او کیست که همدرد فقیران بشود؟
بعد او کیست که در فکر یتیمان باشد؟
چه کسی بود؟ که آن روز پیمبر فرمود:
شیعه ی او بشود هرکه مسلمان باشد..
"چه نیازی ست به اعجاز؟ نگاهش کافی ست
که مسلمان شود انسان اگر انسان باشد"*
آه از آن قوم که بد عهد و نمک نشناس است
وای از آن شهر که بازیچه ی عصیان باشد
می رود پشت سرش ارض و سما می گریند
آخرین قافیه ای کاش که باران باشد
شب قدر است مناجات سحر می خوانم
ها علی بشر کیف بشر می خوانم...
#محمد_پورمرادی
#آیینی
#التماس_دعا
*وامی از سیدحمیدرضا برقعی
@mastabe
Post #277
357
Forwarded from "مَصطَبه"
- 👏 4
- 👍 2
- ❤ 1