✍ «ناترازی انرژی یا ناترازی حکمرانی؟ مسئلهای فراتر از سوخت و برق»
گزارشهای میدانی از سیستان و بلوچستان، بار دیگر یک واقعیت مهم را آشکار میکند: مسئله اصلی کشور در حوزه انرژی، صرفاً کمبود منابع نیست؛ بلکه «نحوه حکمرانی و توزیع آن» است.
در شرایطی که یک منطقه با گرمای شدید، طوفانهای ماسهای و محدودیتهای زیستی مواجه است، اعمال سیاستهای یکسان و سختگیرانه در حوزه سوخت و برق، نهتنها کارآمد نیست، بلکه به تشدید نارضایتی و فرسایش سرمایه اجتماعی منجر میشود.
🔻 مسئله کجاست؟
در حکمرانی کارآمد، «توزیع فشار» باید هوشمند و متناسب با شرایط باشد. اما آنچه مشاهده میشود، نوعی «سادهسازی سیاستی» است: یک نسخه برای همه، بدون در نظر گرفتن تفاوتهای اقلیمی، معیشتی و زیرساختی.
🔻 خطاهای کلیدی در این نوع مواجهه:
🔹 عدم تفکیک جغرافیایی در سیاستگذاری
مناطق بحرانی، نیازمند سیاستهای ترجیحی هستند، نه محدودیتهای مضاعف.
🔹 ضعف در تنظیمگری و نظارت
رهاشدگی ابزارهایی مانند کارت سوخت، نشانهای از خلأ حکمرانی مؤثر در سطح اجراست، نه صرفاً تخلف فردی.
🔹 انتقال هزینه ناکارآمدی به مردم
بهجای اصلاح ساختارها، فشار مستقیماً بر مصرفکننده نهایی وارد میشود؛ این دقیقاً خلاف اصول حکمرانی عادلانه است.
🔻 نکته راهبردی: «ناترازی انرژی»، در بسیاری از موارد، بازتاب «ناترازی در تصمیمگیری» است.
اگر سیاستگذار نتواند:
▫️ تفاوتها را ببیند
▫️ اولویتها را تشخیص دهد
▫️ و فشار را عادلانه توزیع کند
هرگونه اصلاح اقتصادی، با مقاومت اجتماعی و کاهش اثربخشی مواجه خواهد شد.
🔻 جمعبندی: مسئله سیستان، یک مسئله محلی نیست؛ یک نشانه از چالشهای عمیقتر در حکمرانی کشور است. حکمرانی موفق، از «درک میدان» شروع میشود، نه از اعمال نسخههای یکسان. تا زمانی که سیاستها «زمینهمند» نشوند، مسائل، فقط از نقطهای به نقطه دیگر منتقل خواهند شد—بدون آنکه حل شوند.
#حکمرانی #سیاستگذاری #انرژی #عدالت_سرزمینی #مصاف
👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف
@MasafThinkTank
Post #6968
1.37K
- 👍 8