یک سال بعد:)
اون روز چون کشیک بودم بعد از آزمون برگشتم بیمارستان و وقتی دفترچه رو تصحیح کردم و مطمئن شدم که پاس میشم، دفترچه رو گرفتم رو به سقف بیمارستان و عکس گرفتم و فرستادم اینجا. خوشحال بودم که دارم سال دو میشم:)
اما عجب سال دویی بود رئیس! پوستمون کنده شد تا یاد گرفتیم و فهمیدیم و جاافتادیم...
من حیثالمجوع، شُکر که میچینی و میبُری و میدوزی و میسازی و عقب و جلو میاندزای و برنامههامون رو بهم میریزی و گاهی قشنگ توی ذوقمون میزنی و شکُر... که هرچه رخ داده خیر بوده و هرچی هم قراره رخ بده، قطعا خیره.
Post #5302
5.29K
مرهمانه|فصل چهارم برای فهم هرچه بهتر گذر زمان: دختری که این کانال رو در حالی آغاز کرد که یک جوجه دانشجوی آزمون علومپایهدادهای بود؛ امروز آزمون ارتقای رزیدنتیش رو داد:)
