و من بیست و هشت ساله شدم!
و به رفیق قدیمیم _حافظ_ گفتم نظرت چی بود در مورد امسال؟ گفت:
"سلطان ازل، گنج غمِ عشق به ما داد"!
تو بهترین توصیف رو از بیست و هفت سالگی من انجام دادی رفیق. گنجِ غمِ عشق. و من یک سال دیگه هم زندگی کردم تا بفهمم گنج غم عشق یعنی چی. تا اون لبخند کمرنگ عمیقی که بعد خوندش روی لبهات میشینه و اون پردهی اشکی که جلوی چشمهات میاد رو از عمق وجودم بفهمم. بچه بودم فکر میکردم توی بیست و هفت سالگی نصف دنیا رو کشف کردم لااقل، ولی الان میتونم صرفا ادعا کنم که این ترکیب سهکلمهای رو زندگی کردم. و... خدا رو شکر:)
Post #5287
4.6K
