TGViewer
مرهمانه|فصل چهارم مرهمانه|فصل چهارم @marhamane · 3.63K subscribers
Post #5275 3.94K
امروز تقریبا، چهار سال بعدِ همون لحظه است. چند روز دیگه بیست و هشت ساله میشم و دو تا جنگ و بمبارون رو به چشم دیدم و در چند قدمی مرگ راه رفتم. با بلاتکلیفی، سردرگمی، سوگ‌های جمعی متعدد و با غم‌های زیادی خو گرفتم. من داشتم جواب سیتی‌اسکن مریض رو می‌زدم که به خاطر پرتابه‌های جنگی، برق بیمارستان به کل قطع شد و در تاریکی مطلق فرو رفتیم. لحظات عجیبی بود. فکر می‌کردم چند ثانیه دیگه، بمب اصلی روی سرمون فرود میاد و من در تاریکی، در طبقه زیرزمین یک بیمارستان شش طبقه، زیر آوار‌ها دفن میشم. صحنه‌ی عجیبی بود. نمی‌ترسیدم. می‌دونستم اگر وقتش رسیده باشه، هیچ فراری ممکن نیست و اصلا چه مرگی زیباتر از مرگ در جاییکه جوونی‌ت رو به پاش گذاشتی و در حالیکه داشتی وظیفه‌ات رو انجام می‌دادی. اما برق اضطراری بیمارستان فعال شد، چراغ‌ها روشن شد و بمبی روی سرمون نریخت و من یک بار دیگه، فرصت زندگی در دنیای عدم‌قطعیت‌ها و تلاش در عین ناامیدی‌ها رو به دست آوردم...
More from @marhamane
  1. Sep 8, 2026در میانه‌ی شهریور سال هزار و چهارصد و پنج، رو به روی پنجره‌ی باز اتاق که بوی نم باران و خا…
  2. Sep 5, 2026من کشیکم این سر شهر، اون اون سر شهر. کشیک دو تا مونده به آخر سال دویی. دم غروب زنگ می‌زنه…
  3. Aug 30, 2026بعضی وقت‌ها علاوه بر مامان، به مامان دوست‌هایم فکر میکنم. به اینکه چقدر زن‌های خوشبختی هست…
  4. Aug 22, 2026این رشته را به نقد جوانی خریده‌ام...
  5. Aug 21, 2026امروز یک دختر ناز بهم پیام داد واسه دوره مبتدی و گفت تازه امروز کنکور داده و میخاد بافتنی…
  6. Aug 19, 2026دارم آهنگ‌های دو سال قبل کانال این موقعا رو مجدد گوش میکنم و پرت شدم به گذشته‌ها و بله! بل…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →