فرضیات نادرست در اندیشهی اسلامی
✍: عبدالله ناصری
عنوان یادداشت نام تازهترین کتاب نواندیش
تونسی، عبدالمجید شرفی است که به امر
دوست و برادر عزیز دانشمندم، جناب امیرحسین پورسینا قلمی میکنم. در بارهی این نواندیش دینی زیاد نوشتهام و در همین محمِل اطلاعاتی در دسترس است. او که
علوم انسانی جدید غرب را همراه با شریعت اسلامی ازهری آموختهاست دکترین قابل
فهمی در نواندیشی دینی ارائه داده و چکیدهی آن در کتاب "الاسلام بین الرسالة والتاريخ" - برگردان فارسی با عنوان اسلام میان حقیقت و تاریخ به همین قلم- آمده و
بارها تاکید کردهام گفتمان شرفی همین کتاب است. کتاب جدید وی به نام "البداهات الزائفة في الفکر الاسلامی" تکمقالههای همراستای نویسنده است که به شکل کتابی
مستقل درآمده در سال ۲۰۲۲م. شرفی میان این اثر و "اسلام میان حقیقت و تاریخ" در
سال ۲۰۰۸ کتاب دیگری به زبان فرانسه نوشته در همین سیاق با عنوان "الفکر الاسلامی؛ قطيعة و الوفاء" - اندیشهی اسلامی؛ بریدگی و وفاداری-. این کتاب را
خانم نعیمه کشطان به عربی ترجمه کردهاست. لازم دیدم ابتدا توصیفی از کتاب
وسطی ذکر کنم. : کتاب شامل رویکردهای نظری به مشکلات جزماندیشی و معاهدات خانهسوز دنیای سلطه و موضوعی رایج بهویژه در برخی زمینههای فرهنگی است. همچنین به مسائل سکولاریزاسیون در جوامع اسلامی و تفسیر در زمینههای معنایی مختلف، از خودآگاهی گرفته تا روحیه انتقادی ناشی از مسئلهسازی برای نفوذ به دروازههای دانش، میپردازد. نویسنده در اثر خود بر مسائل و حقوق ضروری شهروندی تمرکز میکند که تنها در چارچوب یک دولت واقعاً کارآمد و تحت حاکمیت قانون میتواند شکوفا شود. این امر محقق نمیشود مگر اینکه ارزشهای اخلاقی قبل از اینکه در قانون اساسی گنجانده شوند، در شعارها تکرار، از منبرها تبلیغ و در مبارزات انتخاباتی استفاده و ملکهی ذهن مردم شوند. این کتاب به بررسی مسیرهای اقتدار سیاسی و مذهبی در تاریخ اسلام، مقایسه اسلام با سایر ادیان و بررسی جزئیات ارزشهای مغرب(عربی) فردا، از جمله صلح، آموزش و گفتمان اسلامی میپردازد.شرفی خواستار جسارت بازنگری در احکام ثابت است. از نظر او نواندیش دینی کسی است که جرأت میکند از سلطهی گذشته جدا شود و پیامهای پیشرفت شگفتانگیز علمی را درک کند، پیشرفتهایی که مستلزم بازنگری در مفاهیم از پیش تعیینشدهی ماست. در مجموع، این کتاب نشاندهندهی یک دستاورد فکری قابلتوجه است و خواننده را قادر میسازد تا به یک تصویر برجسته از اندیشهی مدرن جهانی دسترسی پیدا کند. همانطور که در "اسلام میان حقیقت و تاریخ" اشاره کرده میخواهد افقهایی را باز کند که مسلمانان تاکنون جرأت تصور آنها را نداشته و این امکان را میدهد که با آگاهی عمیق و روشنذهنی با سؤالات بسیار دشواری که مسلمانان در وضعیت فعلی خود با آن مواجه هستند، روبرو شویم. اکنون به
کتاب جدید شرفی اشاره میکنم.
این نکته جالب توجه است نویسنده از دو
اصطلاح "ترميق" و "تلفيق" استفاده کرده که
هردو، جهت گفتمان وی را روشن میکند.
یعنی تلاش برای اینکه: "یک حکم یا ساختار قدیمی را بدون تغییر بنیادی وارد جهان مدرن کنیم، ولی ظاهری مدرن به آن بدهیم".
مثلاً اگر یک حکم تاریخی را بگیریم و صرفاً نام جدیدی روی آن بگذاریم. واژه دیگر مورد توجه او "فضفاض" است، یعنی "گل و گشاد"
سازی یک چیز. شاید قصد مؤلف همان اصطلاح فرانسوی "بریکولاژ" باشد که مکرر در آثارش دیده میشود و منظور "سرِهمبندی" سازی است. "بداهت" چگونه ساخته میشود؟ قبل از ورود به مقالات، باید کلید فهم کتاب را در دست بگیریم.شرفی نمیگوید: "مسلمانان از ابتدا همه چیز را اشتباه فهمیدهاند." بحث او ظریفتر است.او میگوید بسیاری از چیزهایی که امروز به صورت: «این دیگر بدیهی است؛ همه مسلمانان میدانند» عرضه میشوند، در واقع حاصل یک فرایند تاریخی هستند. یعنی چیزی ممکن است این مسیر را طی کرده باشد: از متن دینی به تفسیر ، به اختلاف تفسیری، به فقه تبدیل، به نهادینهشدن آن و سپس فراموششدن تاریخیت آن و نهایتا تبدیل به یک "بداهت دینی". کار شرفی این است که تاریخِ آن بداهت را دوباره آشکار کند.این پروژه کاملاً -با آثار قبلی او نیز سازگار است؛ از جمله با کتاب الإسلام بين الرسالةوالتاريخ. در جستار "بسملة"، مینویسد: گفتن «بسم الله» الزاماً به معنای مقدس کردن سخن انسان نیست. نمیتوان از این رسم اجتماعی نتیجه گرفت که گوینده ادعا دارد سخنش کلام خداست. در مقالهی بعدی با عنوان "كل ما نزل بمسلم ففيه حكم لازم"؛ هر چیزی که بر مسلمان وارد شود، دربارهٔ آن حکمی لازم وجود دارد.
👇👇👇
Post #11254
232
Forwarded from تاریخ نوشت- عبدالله ناصری طاهری
- ❤ 2