و نهایتا به مراکش/مغرب عربی پناهنده شدند. نحوهی زندگی مسلمانان پساسقوط
که بعضی را به تقیّه واداشت و بخش دیگری
از آنها را به اباحهگری مفرَط واداشت یکی
از فصول پرارزش کتاب است. نکتهی مهم دیگر، رعایت الزامات شرعی مسلمانان جنوبِ اسپانیا بود. از یک سو، فقهِ مالکی و
فتاوی فقیهان و طرف دیگر، اجبار به تغییر کیش ِیا مهاجرت اجباری. دوست دانشمندم
دکتر عدنان فلاحی، با استناد به کتاب هاروی و کتاب فقهی فقیه معاصر، ونشریسی به نام "أسنى المتاجر" فرستهی
مهمی نشر داده و مینویسد: "در چنین بستری مسلمین اندلس در پی چارهجویی فقهی برآمدند که بالاخره در برابر این واقعیت جدید (پذیرش اجباری مسیحیت یا تن دادن به مهاجرت) چه کنند. فتوای موسوم به وَهران (منطقهای در شمال الجزایر) و فتوای وَنشَریسی (فقيه مالکی در قرن دهم) پاسخهایی به این دغدغهها بود. فتوای وهران مسلمین اندلس را به یک تقیهی حداکثری دعوت میکرد و مسلمانان را مجاز کرد حتی در برابر تمثالهای کلیسایی کرنش کنند و یا از سر اکراه تن به خوردن گوشت خوک دهند و حتی برای عبادت در کلیسا حاضر شوند. با این وجود در باطن و درون خود میبایست نیت دیگری داشته باشند و ایمان قلبی خود را حفظ کنند. فتوای وَنشریسی اما مسیر متفاوتی را پیش میکشد. ونشریسی با استناد به فتاوای فقهای متقدم، این حد از تقیه و پذیرش فشار عقیدتی را عملا نافی حفظ ایمان دانسته و با استناد به قرآن (نساء:۹۷) مهاجرت از اندلس و ترک مناطق اشغال شده به دست مسیحیان را توصیه میکند. اما نکتهی جالب توجه در این دو فتوای متضاد که هر دو مستند به نصوص مقدس اسلامی در یک چیز یکی است و آن ترک مقاومت مسلحانه". در سفر به لشبونه یا بارسلون اسپانیا در سال ۱۳۶۸ خورشیدی که در رکاب مرحوم دکتر محمدباقر حجتی و به منظور شرکت در اجلاس جهانی کتابداران _ ایفلا _ بودم برای بررسی نسخ عربی خطی به غرناطه و قرطبه/کوردوبا رفتیم و با یک بررسی میدانی مختصر متوجه شدم اندکی مسلمان در غرناطه زندگی میکنند که همه از مهاجران مغربی(مراکشی) هستند و فقط یک مسلمانِ دستفروش در مدخل قصر زیبای بنواحمر میدانست از نسل موریسکهای اندلس است که نیای وی مجبور به مهاجرت اجباری در قرن هفدهم میلادی به شمال مراکش شده و اکنون سه نسل در غرناطه حضور دارند. پاتریک هاروی میگوید در زمان حال در بعضی از مناطق جنوبی اسپانیا و نيز جزایر قناری، از موریسکها زندگی میکنند.
👇👇👇
Post #11237
388
Forwarded from تاریخ نوشت- عبدالله ناصری طاهری