فصل گمشدهی تاریخِ مردم در اسپانیای مسلمان
✍:عبدالله ناصری
وقتی مَشغول پژوهش در "تاریخ اسلام در اندلس شدم، عصر پسااسلامِ آن خطّه، خيلی جالب بود. دوست میداشتم پژوهشی درخور صورت میدادم ولی به علتِ ناآشنایی با دو زبان اسپانیا و فرانسه
که اغلبِِ منابع، به آن دو زبان بود تصمیم به
ترجمه گرفتم. در جستوجوی متخصصان
آن موضوع بودم و با "لئونارد پاتریک هاروی" آشنا شدم. پهلوانی تنومند و به قول
استادم مرحوم شیخ عزیزالله عطاردی، جانوری عجیب و آنقدر مسلط و پرکار در
آن موضوع و آشنا با زبانها، حتی زبان محلی مسلمانان پساسقوط مثل "الاعجمیة"
که در زبان اسپانیایی به "الخامیادو" مشهور
است. پاتریک هاروی استاد اسپانیایی دانشگاه آکسفورد و کینگکالج لندن، متخصص تاریخ "موریسکو"ها یا همان مسلمانان جنوبِ اندلس بعد از سقوط آخرین دولت مسلمان، یعنی بنو احمر(بنو نصر) بود. ابتدا در بارهی تاریخ اجتماعی اسپانیا در فاصلهی ۱۲۵۰--۱۵۰۰م نوشت و سپس همان موضوع را از ۱۵۰۰ تا ۱۶۱۴م در کتاب دوم نگاشت. تصمیم گرفتم با همکاری خانم دکتر انسیه باقری(عضو هیأت علمی دانشنامه جهان اسلام) که رسالهی دکتریاَش در بارهی اسپانیای مسلمان بود، آندو کتاب را ترجمه کنیم. دومین کتاب مولف از لندن زودتر به دستم رسید و برگردان آن شروع شد. تأکید میکنم بار اصلی به دوش دکتر باقری بود و کتاب اولی به دستم نرسید و امیدوارم روزی
دکتر باقری و یا دانشجویان حوزهی غرب جهان اسلام و زباندان این آرزو را محقق کنند.
نویسنده در مقدمه نوشته ماجرای کتاب دوم، از اواخر ۹۰۴ق/۱۴۹۹م آغاز شده که
ساکنان مسلمان البیازین در غرناطه/گرانادا از ناتوانی مقامات مسیحی دولت قشتاله/کاستیل در رعایت مفاد معاهدهی صلح میان مسلمانان و مسيحيان اعتراض کرده و اکثر جنبشی شدند و نهایتا کنترل شهر را به عهده گرفتند. ولی به دلیل عدم برنامهریزی جامع مسلمانان، سهروزه مغلوب شدند. هاروی آن را یک جنبش مدنی مینامد که با نیروهای نظامی شدید سرکوب شد. پس از سقوط آخرین دولت مسلمان در سال ۱۴۹۹، کمکم معاهدات رسمیت حقوقی و حق زندگی مسلمانان، نادیده شد و اختیار یکی از دو راه - اخراج از اسپانیا و یا مسيحيشدن - بر اقلیت مسلمان تحمیل شد. نهایتا و پس از دههها شکنجه و آزارِ سخت مسلمانان در یک پروسهی پنجساله - ۱۶۰۹ تا ۱۶۱۴- پاکسازی اسلامی تمام شد و هیچ مسلمانی، علنی در اسپانیا نماند. البته منابع حقوقی و تاریخی شمال آفریقا در زمانهای بعد حکایت از حضور بسیار کم مسلمانان با رعایت تقیّه دارد، اما فصلِ آزار، قتل و تعمیدِ اجباری پیروان محمد(ص) در اسپانیای تمسيحشده، خونوار است. مسيحيان صلیبی هر آنچه خشم و غضب از ناکامی در شرق مديترانه و فلسطین داشتند در جزیره ایبری تلافی کردند. کتاب "مسلمانان در اسپانیا"ی پاتریک هاروی نمونهی منصفانه و عالمانه از یک مورخ عیسوی است که توأمان یک پژوهش پوزیتیویستی را نمایه میکند.
اولین گزارشها در مورد این فصل سیاه از
اسپانیا را محمد عبدالله عنان مصری در کتاب "تاریخ دولتهای اسلامی در اندلس"
(ترجمهی عبدالمحمد آیتی) آوردهاست و
هاروی باور دارد اگر عربها در این حوزه
پژوهش نکردهبودند، ترجیح غربیها سکوت
در این جنایتِ خونين بود. پیشتاز غربی در این حوزه، "پاسکال دی گایانگوس" در قرن نوزدهم بود که علاقمندان به این بخش از تاریخ اسلام و غرب را با کاربرد لفظ تحقیرآمیز "موریسکها"، به معنای مسلمانان مسیحیشده در اسپانیا، آشنا کرد. جدیدترین اثر در مورد این بخش از تاریخ
کتاب "مسلمانان در اسپانیا، ۱۴۹۲-۱۸۱۴: زندگی و مذاکره در دیار کافران" به قلم
"مارتین کورالس" است که این تاریخ مردم
را تا دو قرن پس از هاروی ادامه میدهد.
نویسنده مینویسد در آن دوران، هزاران مسلمان در اسپانیا حضور داشتند؛ از سفیران و تاجران گرفته تا تبعیدیان، نوکیشان و مسافران. راهبردهای مذاکرات و حمایتهایی که از هردو سوی مدیترانه دریافت میکردند، نشان میدهد که مناسبات اسپانیاییها و مسلمانان بر پایهی مصلحتاندیشی سیاسی و رویکردی عملگرایانه استوار بوده و همین امر منجر به ایجاد پیوندهای سیاسی و اقتصادی عمیقی میان آنان شد. این روابط، پس از انعقاد معاهدات صلح میان اسپانیا و کشورهای مسلمان در سالهای ۱۷۶۷ تا ۱۷۹۱، گسترش فراوانی یافت. با اجبار به گروش مسلمان به مسيحيت و جنبشهای مدنی در بخش جنوبی اسپانیا، عصر موریسکی آغاز شد.
دولت کاستیل در مسیر "تمسیحِ اجباری"
حتی اشراف مسلمانان را با رشوه خریدند تا
فرآیند تبدیل کیش، تسریع و تسهیل شود. ضمنا بودند اَشرافی که تا آخر مبارزه کرده
👇👇👇
Post #11236
358
Forwarded from تاریخ نوشت- عبدالله ناصری طاهری
- ❤ 1