#نقدمشهورات
#سندیابی
بسیاری از اهل منبر حکایت معروفی را نقل میکنند که: شخصی دو پیراهن نزد امام صادق(ع) آورد؛ یکی با صلوات و دیگری با لعن بر دشمن دوخته شده بود و حضرت، پیراهن لعنی را انتخاب کردند! و از این حکایت، افضلیت لعن بر صلوات را نتیجه میگیرند.
"
1️⃣ مستند این روایت کجاست؟
پایگاه اسلامکوئست نیز در پاسخ به پرسشی درباره همین حکایت اعلام کرده که آن را در هیچ منبعی نیافته است. (اینجا)
بررسی «مکذوبات» نیز نشان میدهد در منابع شناختهشده امامیه تا روزگار علامه مجلسی (قرن ۱۱) و حتی در مجموعه عظیم بحارالأنوار اثری از این حکایت نیست.
👈اما واکاوی منبعشناختی، و تخصصی «مکذوبات» به ردپایی نسبتا قدیمی در جدالهای مذهبی عصر صفوی رسید.
2️⃣ قدیمیترین ردّ پا؛ یک اتهام ضدشیعی
قدیمیترین ردپایی که برای این نقل یافتیم، «نواقض الروافض» اثر میرزا مخدوم شریفی (قرن ۱۰) است. او این داستان را در مقام متهم کردن شیعیان مطرح کرده و مدعی میشود این نقل در کتب معتبر خود شیعیان روایت شده است: «رووا في كتبهم المعتبرة عندهم» بیآنکه حتی نام یک کتاب و یا سند مشخصی از آثار شیعیان ارائه کند! جالب آنکه محمد بن عبدالوهاب (قرن ۱۲) نیز بعدها،عینا همین ادعا و حکایت را در «رسالة في الرد على الرافضة»، ص۱۵ تکرار کرده است!
اما در برابر این ادعا، قاضی نورالله شوشتری (قرن ۱۰ و ۱۱) در «مصائب النواصب»، ج۱، ص۱۲۵ -که در نقد کتاب نواقض میرزا مخدوم نوشته بود- با پاسخی تند و صریح به میرزا مخدوم میتازد و این نسبت را افتراء میخواند؛ به این مضمون که:
اگر واقعا میرزا مخدوم چنین روایتی را در آثار شیعیان مشاهده کرده، چرا نام یک کتاب و مأخذ را بعنوان مستند ذکر نکرده!؟
حتی صریحتر از او، آقا محمدعلی کرمانشاهی، فرزند وحید بهبهانی (قرن ۱۲ و ۱۳) در «سُنّة الهداية لهداية السُنّة»، ص۲۹۰ مینویسد:
«این حدیث را ندیدهام در کتابی از کتب شیعه و نشنیدهام آن را تا حال از احدی از ایشان.»
و سپس ظاهر حکایت را «مجهول و مجعولِ صاحب نواقض» میداند؛ یعنی ساختهای برای تقبیح مذهب شیعه در نظر عوام اهلسنت.
🔺بنابراین، بزرگان امامیه در همان سدههای نخستِ پیدایش این نقل، نهتنها آن را روایت شیعی نمیشناختند، بلکه با صراحت، انتسابش به شیعه را افترا و جعلِ صاحب نواقض میدانستند.
نکته مهم: در این صورت قدیمی حکایت اصلاً خبری از «صلوات» نیست؛ بلکه یک پیراهن با «ذکر خدا» و دیگری با «لعن» دوخته شده است.
3️⃣ ورود به منابع امامی/دوره قاجار
اما در دوره قاجار، با یک چرخش ۱۸۰ درجهای، همین نقلِ بیمأخذ که پیشتر علمای امامیه آن را تهمتی علیه شیعه میدانستند، ناگهان در برخی آثار شیعی بهعنوان «روایت» مطرح شد!
در «فواكه المتعلمين»، اثر حاج محمد بن محمدتقی قائنی (قرن ۱۳)، ص۲۲۱ نسخه خطی، حکایت تنها با عبارت:
«رُوي عن الصادق...»
آمده است؛ بدون هیچ سند، سلسله راویان یا مأخذ پیشین!
سپس در دورههای متأخرتر، برای این حکایت به آثاری چون «شفاء الصدور» ارجاع داده شده؛ درحالیکه اصل داستان در متن میرزا ابوالفضل تهرانی (قرن ۱۳ و ۱۴) نیست، بلکه سید علی موحد ابطحی (محقق معاصر) آن را در تعلیقه ج۲، ص۴۲ به این منابع نسبت داده است:
• «شعشعة الحسينية»، محمدجواد یزدی مشهدی (قرن ۱۴)
• «إمارة الولاية»، محمدباقر زند کرمانی (قرن ۱۴)، ص۵۱
• «وفور الأثر»، محمدرضا ثامنی (قرن ۱۴)، ص۹۱
جالبتر اینکه: در همین نقلهای متأخر، «ذکر الله» به «صلوات» تبدیل شده و صورت مشهور امروزیِ «پیراهن لعنی و صلواتی» شکل گرفته است!
4️⃣ نتیجه
پس این حکایت:
• قدیمیترین ردپایش اثر جدلیِ ضدشیعیِ قرن ۱۰ و برای متهم کردن مکتب تشیع بوده است؛
• علمای امامیه همان دوره و پس از آن، انتسابش به شیعه را افترا و جعل شخص مطرح کننده دانستهاند؛
• ناگهان در دوره قاجار با تعبیر بیسند «رُوي عن الصادق» و تغییر «ذکر الله» به «صلوات»، وارد منابع امامی شد!
بنابراین، این حکایت نه سند متصل دارد و نه مصدر امامی متقدم و معتبر. نه تنها استناد به آن برای اثبات «افضلیت لعن بر صلوات»، فاقد مستند قابل اتکاست بلکه نقل آن به عنوان «روایتِ منسوب و مأثور» نیز دامن زدن به اتهام دشمنان تشیع خواهد بود.
https://t.me/makzoubat