وزیر خارجه آمریکا کنار پارتنون ایستاد و ما را فرقه مرگ خواند؛ و همانجا، سیصد اسپارتی را که تسلیم نشدند اسطوره خواند و شهدای مسیحی و مدافعان آلامو را ستود.
مرز قهرمانی در روایت او، مرز اخلاق نیست؛ مرز جغرافیایی است. او میگوید کسی که برای آرمان غرب میمیرد، قهرمان است و آنکه برای خاک و وطن و آرمان والای ما میمیرد، مرگپرست. این نوع مواجهه دو معیار و استاندارد برای یک عمل است.
روبیو در همین روایت، زنجیره تمدن را هم کوتاه کرده و با آتن، رم، اروپا و آمریکا، حلقه میانی را پاک میکند.
وزیر یا مشاوران او حتما میدانند که اگر بیتالحکمه بغداد نبود، اروپا یونان را نمیشناخت. حتما میدانند که جبر و الگوریتم از خوارزمی به آنان رسیده و طب هم مدیون جناب ابنسیناست. تمدنی که حلقه اسلامی را از تاریخ پاک میکند، پایهاش جعل است.
وزیر خارجه امریکا در میانه همین روایت دستساز، اعتراف کرد که قدرت از نظر او و رؤسایش اعتبار به کار بستن زور است. این حرف را نباید صرفا به حساب یک سخنرانی ساده گذاشت؛ این یک اعتراف و اقرار صریح است.
در این تلقی از قدرت و زور، مبادا ما هم اشتباه کنیم؛ برای ما مدعیان آتن، همان وارثان خشایارند.
تفاوت ما با آنان دقیقا همینجا است. شهادت نزد ما عبادت مرگ نیست و سودای حیات است. ما معتقدیم که از خون شهید، حماسههای حیاتبخش برمیخیزد.
پس بدانند و بدانیم که آینده با منطق زور ساخته نمیشود. آینده روشن و قابل افتخار، با عدالت ساخته میشود. تاریخ، آتشافروزان را به خاکستر خواهد سپرد و ایستادگان مقابل زور و ظلم آنها را به آینده...
@majaal
Post #962
325