حضرت شمس:
بزرگترین فساد از جایی شروع میشود که انسان بدون فهم و تجربه شخصی، یا کسی را کورکورانه قبول کند، یا کورکورانه رد کند. یعنی مشکل فقط «تعصب در ایمان» نیست؛ تعصب در انکار هم همانقدر خطرناک است.
این سخن در فضای فکری شمس، بهخصوص در مقالات شمس، مربوط به نقد او از تقلید، ریا، مرجعپرستی و دینداریِ بیمعرفت است. شمس بارها میگوید معرفت باید از بیداری، تجربه، صدق و دیدنِ شخصی بیاید، نه فقط از تکرار حرف بزرگان. منابع شرح این اندیشه میگویند در نگاه شمس، «تقلید» یکی از اصلیترین موانع شناخت حقیقت است.
در زبان ساده، شمس میگوید دو نوع آدم هر دو خطرناکاند:
مقلدِ مؤمن: چون فلانی گفته، پس قبول میکنم.
مقلدِ منکر: چون گروه من/استاد من/رسانه من رد کرده، پس من هم رد میکنم.
در دنیای امروز، این حرف خیلی زنده است. در عصر شبکههای اجتماعی، الگوریتمها، تبلیغات سیاسی، رسانههای ایدئولوژیک و حتی بعضی فضاهای دانشگاهی، مردم زیاد چیزها را نه با بررسی، بلکه با هویت گروهی قبول یا رد میکنند. یکی چون از «طرف ما» است قبول میشود؛ یکی چون از «طرف مقابل» است رد میشود.
اما حرف شمس را نباید ضدّ دانش، ضدّ استاد یا ضدّ سنت فهمید. انسان همیشه از دیگران یاد میگیرد. مشکل شمس با یادگیری نیست؛ با تعطیل کردن عقل، وجدان و تجربه شخصی است.
در زندگی مدرن:
فساد فکری و اجتماعی وقتی زیاد میشود که انسانها به جای تحقیق، تقلید کنند؛ چه در قبول، چه در انکار.
اشتراک با دوستان| کانالیمیزی دا جانلی یایین:
https://t.me/Machinelearning_Kartal
Post #2846
1.09K