فرض کنید در متن یک اصطلاح فرهنگی بسیار خاص وجود دارد:
He was sent to Coventry.
اگر AI نداند این اصطلاح بریتانیایی به معنای نادیدهگرفتن و طرد اجتماعی است، ممکن است ترجمهی تحتاللفظی کند.
اما مترجم متخصص میداند.
حالا باید تصمیم بگیرد:
«او را بایکوت کردند.»
یا:
«همه تصمیم گرفتند تحویلش نگیرند.»
یا:
«عمداً از جمع طردش کردند.»
اما شاید هیچکدام دقیقاً همان تاریخچه و بار فرهنگی اصطلاح را نداشته باشند.
مترجم میتواند حتی اصطلاح را نگه دارد و توضیح بدهد.
این یعنی مترجم معماری ارتباط انجام میدهد.
۱۲. یک تفاوت مهم دیگر: «دانستن» با «مسئول بودن» فرق دارد
این شاید مهمترین بخش کل بحث باشد.
فرض کنیم AI یک کتاب را ترجمه کرده و در صفحهی ۲۷۳ یک جمله را اشتباه فهمیده.
چه کسی مسئول است؟
مدل؟
شرکت سازنده؟
کاربر؟
ناشر؟
ویراستار؟
مترجم انسانی؟
در ترجمهی حرفهای، یک انسان میتواند بگوید:
«من این انتخاب را کردم و از آن دفاع میکنم.»
این agency است.
ترجمه فقط تولید یک خروجی زبانی نیست؛ یک عمل حرفهایِ مسئولانه است.
۱۳. بنابراین آزمون واقعی AI نباید این باشد:
«آیا AI میتواند این جمله را ترجمه کند؟»
این آزمون بیش از حد ساده است.
آزمون واقعی باید چنین باشد:
متن:
He was a decent man, though there was something almost theatrical about the way he apologized.
بعد از AI بپرسیم:
چرا decent را اینطور ترجمه کردی؟
چرا theatrical را «نمایشی» ترجمه کردی؟
آیا almost را حفظ کردی؟ چرا؟
آیا راوی شخصیت را تحقیر میکند؟
آیا جمله ironical است؟
آیا این لحن با شخصیت راوی سازگار است؟
اگر کتاب برای مخاطب ایرانی دههی ۱۴۰۰ ترجمه شود، انتخابت تغییر میکند؟
اگر ناشر ترجمهی دانشگاهی بخواهد چه؟
اگر این جمله در یک رمان مدرن باشد چه؟
اگر جملهی قبلی نشان دهد راوی خودش unreliable narrator است چه؟
اینجا تازه ترجمه شروع میشود.
۱۴. و اینجاست که «AI جای مترجم را میگیرد؟» سؤال اشتباهی میشود
سؤال درست این است:
کدام بخش از کار مترجم قابل اتوماسیون است و کدام بخش نه؟
من این را چهار لایه میبینم:
بنابراین من اصلاً از موضع ضد-AI دفاع نمیکنم.
برعکس.
AI احتمالاً بخش بزرگی از ترجمهی عملیاتی را خواهد گرفت.
اما هرچه متن:
ادبیتر، فرهنگیتر، چندلایهتر، ایدئولوژیکتر، طنزآمیزتر و سبکمحورتر
شود، مسئله از translation generation به translation interpretation منتقل میشود.
و شاید بهترین مثال برای پایان بحث همین باشد:
فرض کنید AI این جمله را ترجمه کند:
He was a good man.
به:
«او مرد خوبی بود.»
از نظر من، ترجمه درست است.
اما مترجم حرفهای باید بپرسد:
چرا نویسنده نگفت: He was a kind man?
چرا نگفت:
He was an honest man?
چرا گفت:
good?
و سپس باید بپرسد:
این جمله را چه کسی میگوید؟
در چه زمانی؟
با چه رابطهای با شخصیت؟
قبل یا بعد از مرگ او؟
با چه لحن؟
آیا راوی قابل اعتماد است؟
آیا جمله جدی است یا ironical؟
آیا «good» اخلاقی است، عاطفی است، اجتماعی است یا صرفاً یک قضاوت شخصی؟
و بعد تازه به فارسی برسد.
«او مرد خوبی بود.»
پس paradox اصلی این است:
ممکن است AI بتواند ترجمهی این جمله را تولید کند؛ اما مترجم حرفهای باید بداند چرا این جمله را نمیتوان صرفاً ترجمه کرد.این تفاوت میان ترجمه بهعنوان تولید متن و ترجمه بهعنوان تفسیر است.
و به نظرم، اگر بخواهیم علمی و غیرشعاری دربارهی جایگزینی مترجم انسانی صحبت کنیم، باید بحث را دقیقاً از همین نقطه آغاز کنیم.