الزام به بیان موضع
یکی از ویژگیهای کمتر دیده شده شبکه های اجتماعی، الزام بیسابقه به بیان است. قبل از شبکه های اجتماعی، سکوت یک وضعیت طبیعی بود و وقتی انسان حرفی برای گفتن داشت، سخن می گفت. اما الان سکوت، اصلا قابل پذیرش نیست. هر رویداد سیاسی یا اجتماعی، هر بحران، هر اتفاقی که توجه جامعه را جلب میکند، این انتظار را ایجاد می کند که همه باید موضعی داشته باشند.
این مساله، حتی معنای نظر داشتن را هم عوض کرده. قبلا نظر حاصل یک پروسه بود: زمان، مطالعه، تجربه، تامل و گاه تردید. اما الان نظر، یک واکنش آنی باید باشد. فاصله میان مواجهه با رویداد تا اظهار نظر، به چند دقیقه و ساعت کاهش یافته است.
الان ما به کارخانه همیشه فعال برای تولید موضع تبدیل شده ایم. ارزش اجتماعی ما نیز بر اساس حضور مستمر و اظهار نظر سنجیده میشود. تازه، هر اظهار نظری هم پسندیده نیست: باید سریع، قاطع و ترجیحا احساس برانگیز باشد.
تناقضهایی هم ایجاد می شود: به خاطر سرعت اظهار نظر در مورد همه چیز، مجالی برای شکلگیری نظر وجود ندارد و بنابراین بسیاری از این مواضع، باز نشر عاطفی بقیه مواضعی هستند که توسط دیگران ساخته شده اند. مثال واضحش، انبوه استوریهایی که با موسیقی جنوب با تمهای یکسان این روزها می بینید.
حتی می توان به این وضعیت، استبداد اظهار نظر گفت. این استبداد دیگر حاصل سازوکارهای حکومتی نیست بلکه از دل جامعه فعال در شبکه های اجتماعی ایجاد شده است. حالا سکوت، هزینه دارد. اگر در مورد مساله ای صحبت نکنی، متهم به بی تفاوتی، نااگاهی یا حتی همدستی می شوی. حالا دیگر انسان برای حفظ جایگاه اجتماعی خود باید سریعا موضع بگیرد.
این فشار دائم، یکی از ارزشمندترین فضائل فکری را نیز نابود می کند. توانایی گفتن نمیدانم. در فلسفه قدیم تا معاصر، اعتراف به نادانی آغاز دانایی بود. اما در عصر شبکه های اجتماعی، ندانستن، مساوی است با شکست. هر کسی باید پاسخی سریع و آماده داشته باشد.
الان دیگر گفتگو برای اعلام هویت است. اظهار نظرها برای یافتن حقیقت نیست. برای اینکه اعلام شود من به کدام گروه تعلق دارم.
جوامع امروز که همه در حال اظهار نظر هستند، فقط مشغول تولید نویز بیشتر هستند. و هر نویزی، راه را برای کشف حقیقت، سخت می کند
Post #200
374
- 👌 17
- ❤ 6
- 👍 4
- 👏 3
- 🔥 1
- 🙏 1
- 💯 1