متنی که در پی میاید تنها برای عاشقان #ادبیات ممکن است جالب باشد
اخیرا دوست عزیزم مهدی صائبی جلسهای برگزار کرد با عنوان خوانش و تحلیل داستان های کوتاه النپو که خب مانند همه جلسات مهدی، پر از جذابیت و نکتههای جالب برای دوستداران ادبیات بود. بعد از جلسه که فقط صوت آن را شنیدم،سوالی برایم پیش آمد که هرچند بسیاری از آثار پو را خوانده ام اما اولین بار در چه زمانی با آلن پو آشنا شدهام.
در دوران کودکی کتابی از ژول ورن میخواندم به نام کاشفین قطب جنوب. در رمان ژول ورن از همان ابتدا ارجاعات متعددی به کتابی به نام { ماجراهای آرتور گوردون پیم} نوشته ادگار آلن پو بود. ارجاعات به گونه ای بود که شخصیتهای داستان ورن، آن کتاب را نه یک اثر خیالی که یک سفرنامه واقعی می دیدند. و به گونه ای این مساله بیان می شد که برای من خواننده کتاب ژول ورن نیز این مساله واقعی می نمود که فردی به نام گوردون پیم وجود داشته و سفری عجیب و پر از عناصر مرموز داشته و حالا ژول ورن میخواهد دنبالهای تخیلی بر آن اثر بنویسد. یعنی اثر ادگار آلن پو را واقعی می دانستم و اثر ژول ورن را تخیلی و ادامهای بر آن.
مشخصا در آن زمان آن کتاب ادگار آلن پو را نتوانستم بیایم. اما در ارجاعات متعددی که در کتاب ژول ورن وجود داشت مشخص بود که سفر گوردون پیم فاجعه بار بوده است چون در کشتی که بسمت قطب می رفتند شورش رخ داده بود، عده قلیلی از جمله پیم زنده ماندند اما بعلت نبود غذا مجبور به قرعه کشی بین بازماندگان شدند تا یک نفر را بکشند و از گوشتش بخورند. در ادامه سفر نیز سرزمینهای عجیبی را میبینند و رنگهای عجیبی و مردمان مرموزی و موجودات عجیبی.
ارجاعات به صورت موازی با داستان ژول ورن پیش می رفت یعنی کارکترهای ژول ورن تصمیم گرفتند در همان مسیری که گوردون پیم کتاب آلن پو رفته بود سفر کنند تا پی به اسرار این سفر عجیب ببرند. هر چقدر در مسیر جلوتر می رفتند چیزهایی مییافتند که داستان پو را تایید می کرد.
آخر داستان گوردون پیم عجیب می شد وقتی پیم به دورترین نواحی قطب جنوب می رسید، به صورت متناقضی آب گرمتر میشد، مه سفیدی ظاهر می شد، پرندگان عجیبی دیده می شدند و در پایان هم ناگهان داستان قطع می شد و سرنوشت آرتور گوردن پیم مشخص نمیشد و همین پایان بندی خوانندگان قرن نوزدهم را گیج کرد و مشهور شد.
حالا تفاوت ژول ورن و پو مشخص می شد. ژول ورن تقریبا ۶۰ سال بعد به سراغ این اثر ادگار الن پو رفته بود. یعنی تفاوت سالهای ۱۸۳۸ تا ۱۸۹۷ و وقتی ادگار الن پو درگذشته بود ژول ورن هنوز جوانی ۲۰ ساله بود.
پو نویسنده ای بود که ابهام، ترس و راز را دوست داشت اما ژول ورن حتی وقتی تخیل می کرد معمولا میکوشید برایش توضیحی علمی یا شبه علمی ارائه کند. در پایان کتاب ژول ورن، برای عناصر مرموز و اسرار آمیز داستان پو، توضیحی علمی مرتبط با پدیدههای طبیعی ارائه میدهد. در واقع ژول ورن، راز را از قلمرو وحشت گوتیک به قلمرو ماجراجویی علمی منتقل می کند یعنی همان ژانر علمی تخیلی امروزین.
رنگ سفید در رمان آرتور گوردن پیم، نشانه ترس و تهی بودن است اما ژول ورن می کوشد این سفیدی رازآلود را از حیطه کابوس بیرون بکشد و به واقعیت فیزیکی برگرداند
و جالب اینکه اچ. پی. لاوکرفت بعدها در کتابی که نوشت از همان فضای رازآلود قطب جنوب آلن پو الهام گرفت. به معنای دیگر، آلن پو، معما را ساخت، ژول ورن آن را توضیح داد و لاوکرفت دوباره آن را به قلمرو وحشت و ناشناختگی برگرداند.
چند سال قبل بالاخره کتاب ماجراهای گوردون پیم از آلن پو را یافتم و خواندم و برای نبوغ ادگار آلن پو و ژول ورن، صلوات فرستادم
Post #195
301
- ❤ 15
- 👍 3