Post #9088
88
اگه هنووووز به کلمات انگلیسی در بطن فرمایشات فارسی گیر میدیم در کمترین حالتش یه سر بریم جنوب، آبادان اونورا. یکم ملاجمون تکون بخوره. یکمم از دور یا نزدیک در باقی نواحی ایران و جهان ماجراجویی کنیم و با صلابت و انعطاف زبان فارسی آشنا بشیم. اینطوری بهتر ملتفت میشیم فارسی نه تنها بیدی نیست که با اون بادا بلرزه که خودش اون کلمات رو توی تار و پود خودش نگهداری و نوازش میکنه و بهش یه هویت جدید میده. تازشم تو خود ایران اینهمه زبان و گویش مختلف بوده و هست و فارسی هم شاکلهی خودشو حفظ کرده برای همشون مادری میکنه. با باقی زبانها هم که خویشاوند و فامیله نباشه هم با خوشرویی کنارشونه. این کدورت بین زبانها رو هم حسودان چو انداختن. جهان هستی وارد یک لول جدید شده ولیکن اینا هنوز گیر اینن چرا فلان چیزو انگلیسی میگید، عربی میگید فلان میگید. این طرفداری از زبان فارسی نیست، دستکم گرفتنشه. خوبه حواسمون باشهها ولی افراط هم خودش دشمن عقله. زبان و کلام یه درخت سحر آمیز و باستانیه که هزاران شاخه داره و هر شاخه هزاران میوه مختلف. اگه آدم به این شاخه و اون شاخه گیر بده یعنی کلا عظمت درخت رو ملتفت نشده و داره به نجوا و پچ پچ دیو و ددههای حسود گوش میده که خواهان تبر زدن به شاخه و ریشهی درختن. نمیدونم چطور میشه آدم از گوناگونی زبانها شگفت زده نشه، هر کلمه و ساختار زبانیای یه جور پنجرهی جدید به دنیاست. فارسی یه جور، عربی یه جور، فلان یه جور. من خودم واقعا علاوه بر فارسی دلسپردهی عربی هم هستم. آدما از زبان استفاده میکنن که به هم نزدیکتر باشن و چیزهایی خلق کنن و خیری برسونن، این تفرقه افکنان خیلی شر بپا میکنن و دل آدما رو از هم دور میکنن.