TGViewer
کتاب دانش 📖 📚 کتاب دانش 📖 📚 @ktabdansh · 4.77K subscribers
Post #6615 109
کتاب دانش 📖 📚 ... مطالعه گروهی 📖 قسمت دهم ۸ الیاس و دیگران پاسبان گور اشک‌زاد شدند.‌ وفاداری به اشک‌زاد باید معنای انقلابی داشته باشد. سی‌نفر که هنوز به قیام عقیده داشتند. باید دلیل مرگ مشخص شود. « ژنرال مطمئن بود کشته می‌شود، نکند نومید شوید »…
...
🍃🍂🍂🍂

مطالعه 📖 قسمت یازدهم

دریاس بعد از عزای مادر،
شب‌ها به ادارهٔ آرشیو
می‌رفت. کتاب شخصی
به‌نام ارشد صاحب را که
دربارهٔ تعدادی سیاستمدار بود
می‌خواند. شاید دستی به
عمد آن کتاب را طوری که
ديده شود، بالای دیگر کتاب‌ها
گذاشته بود... چگونه
صاحب کتاب را پیدا کند؟
رابطهٔ عمیق بین ارشد و
ژنرال. ...
از استاد مردان کمک
خواست...

« تصمیم گرفته‌ام اینجا
بمانم. آدم باید بکوشد در
جایی که زندگی می‌کند،
غریبه نباشد. بگو ارشد
صاحب کیست ...
می‌خواهم خودم را تغییر
دهم... » ...
« ارشد حکایت طولانی
دارد... من دنبال دردسر
نیستم. در عین نزدیکی
فاصله را حفظ می‌کنم...‌
آدم در دلش تصمیمی
می‌گیرد، به راهی می‌رود،
اما عاقبت می‌بیند همان
راهی است که برايش
تعیین کرده‌اند... » ...به
خانهٔ ارشد صاحب رفت...
از کف تا سقف کتاب بود...‌
مردی فلج روی ویلچر. "
سالخورده‌ای حکیم، مورخی
نترس.‌ شبیه مردی که عدم
اطمینان گوشیه‌گیرش کرده.
دریاس مختصری از خودش
گفت...‌ « یقین دارم کسی
به اشک‌زاد شلیک کرده »
« طلسم‌ها چه بزرگ چه
کوچک وقتی به گور می‌روند،
بیرون نمی‌آیند..‌.
تمام ماجرا را مثل خودکشی
می‌دانم... » کمی سکوت
کرد...
« احترامی برای اکثریت
مردم قائل نیستم. دیدارشان
را دوست ندارم... برهان،
مثل سگی ذلیل برای
سیاستمداران دم می‌جنباند.
آن وقت‌ها هنوز فلج نشده
نبودم. ... » به‌جز این نسخه
که دست ژنرال بود کتاب
دیگری نمانده. همه را سوزاندم.
مطمئنم اشک‌زاد شما را پیش
من فرستاده. کسی که
شلیک کرده همان کسی است
که روزی با همان کتاب آمد و
روبرویم نشست...
« یعنی چی؟ قاتلش را
می‌شناسید؟ »
دریاس متحیر ارشد را
نگاه کرد..‌.
« او جاودانگی می‌خواست.
مرگ اینجا معنی ندارد.
هیچ مرده‌ای را در این شهر
باور نکن » روی زمین دو
فرهنگ وجود دارد؛ فرهنگی
که به انسان یاد می‌دهد
سجده کند و یا نکند و
کسی که می‌خواهد این
فرهنگ را بشکند، سرش به
سنگ سختی می‌خورد.
« قیام از سجده آغاز می‌شود؟ »
ما قیام نمی‌کنیم که آزاد
شویم.‌ قیام می‌کنیم تا دوباره
اخلاقیاتی را که از دست
داده‌ایم به‌دست بیاوریم.
مردم برای اخلاق والا
می‌جنگند. در شرق، اخلاق
و آزادی، مخالف یکدیگرند.
قیام برای ما پلی بود میان
باور و انسان. " سرزمین
جنگ و دشمنی و
سازش‌ناپذیری. مردم به
مقدسی نیاز دارند؛ رهبری
ابدی، پدری ابدی، پاکدامنی
ابدی لازم بود خود را فدا کند.
رهبری که زنده بماند و
بدرخشد. " شرق سرزمین
فیلسوفان و علما نبوده،
سرزمین پیامبران و امامان
بوده.""
ما مقدسی جدید می‌سازیم.
ارشد، چون روحی ترسناک
در صندلی.
دریاس هراسان شد...‌
۱۱ شبح گفت... مهم
باور شماست. سرگردان در
تاریکی آمده‌ام قیام را ببینم
... مجتبی و الیاس حیران
بودند. " مردم اينجا تنها
مرده‌ها را باور دارند. ژنرال
را قوی‌تر، برجسته‌تر و
زنده‌تر می‌دیدند. جمعیت
زیادی او را دیدند... عده‌ای
به سر مزار می‌رفتند.
گل‌فروشی و چای و ...
برقرار شد.‌
نگهبانان مزار، مخفیانه کنار
گور جمع شدند.‌ شبی تاریک
و ظلمانی.
' باید کاری کنیم. ثابت کرد
به‌راستی نامیراست.
شهر غرق فساد شده.
فساد سیاسی با خودش
فساد اخلاقی و وجدانی
آورده. باید بیانیه بنویسیم.
مردم را به کدام سمت و با
چه اهدافی پیش ببریم؟‌
مردم باید بدانند ما رهبری
ابدی و جاویدان داریم.
ص ۱۵۶

📚 دریاس و جسدها
✍ بختیار علی
ترجمه مریوان حلبچه‌ای
نشر ثالث

ادامه دارد
More from @ktabdansh
  1. Sep 27, 2026❤️❤️دسترسی ویژه به کانالهای علمی ❤️❤️ ☑️برای داشتن این مجموعه در مدت ☑️محدود، با انتخاب کل…
  2. Sep 27, 2026There were nights on The road to "mordor When fear sat beside me Iike a silent companion,…
  3. Sep 27, 2026کتاب صوتی به خودش جرأت داد و آرام در را باز کرد خانه تاریک بود وقتی اولین قدم را به داخل خ…
  4. Sep 27, 2026چه ابراهیم باشد , چه غلامِ ابراهیم , چه استاد فلسفه باشد, خواه دخترکی خدمتکار, من تنها به…
  5. Sep 27, 2026... مطالعه گروهی 📖 قسمت ۹ دوشاخه شدن درخت و تکرار آن. مهم نیست اندازه چقدر باشد تا زمان ت…
  6. Sep 27, 2026پاک و منزه بودن عقیده‌ای‌ست که به کار دراویش و کشیش‌ها می‌آید. من دستانم آلوده است تا آرنج…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →