...
یک رسالهٔ تاریخی سیاسی
فصل نهم
سلطنتهای انتخابی
اینکه سکنه یکی از
معروفترين اهالی را از
طریق مسالمتآميز و بهمیل
خودشان به پادشاهی
انتخاب کنند « سلطنت
کشوری » یعنی انتخاب تودهٔ
مردم. مردم میل ندارند با
فشار نجبا و اعیان، تحت
اوامر باشند. بنابراین سه
دسته بهوجود میآید:
" سلطنت - آزادی -
خودمختاری. پیدایش
سلطنت یا بهوسیلهی مردم
است یا اشراف؛ البته
موفقیت نصیب آنکس
است که نفوذ بیشتری دارد.
اما اگر اعیان نتوانند مقابل
توده باشند سعی میکنند
یکی از خودشان را معروف
کنند که پادشاه بشه. اگر
مردم نتوانند مقابل اعیان
بایستند، یکنفر را مقابل
اشراف، به شهریاری میرسانند.
اما شخص از اعیان که برنده
شود، آنان خود را همدوش
شاه میدانند. شاه هم
نمیتونه اونا رو اداره کنه.
اما برنده از بین توده خیالش
راحته... خواهش اعیان رو
هم قبول نمیکنه. چیزیکه
شاه باید بترسه نارضایتی
توده هست چون ممکنه
علیهش شورش کنند. اشراف
هم که مالاندیشند و تزویر
هم بلدن. پادشاه باید با ملت
خود کنار بیاد چون بلده که
از امتیاز اشراف کم کنه و
اشکالی نداره.
* بهتر روشن کنم ؛
« باید تشخیص داد رفتار
اعیان با شاه توأم هست یا
برعلیهش. علاقه نشون
میدن یا نفرت یا از احترام
به شاه دریغ میکنند.
در مواقع سخت کنارش
هستن یا نه. جاهطلباند،
یا ... » بنابراین شاه باید
با اونا مثل دشمن برخورد
کنه. * اما انتخابی توده ؛
توده فقط میخواهند
بهشون ظلم نشه.
پس پادشاهانی که
« مماشات و رفتار نیک
دارند، احساسات مردم،
حافظ آنهاست » بودن کنار
مردم یعنی " پناهی برای
شهریار "
« نبیس » پادشاه اسپارت،
بهشدت مورد حملهٔ یونان
و روم بود. وقتی خطر نزدیک
شد، ملت تماما هواخواه او
و همراهش بودند.
* یک مثال قدیمی ؛
« کسیکه به تودهٔ مردم
تکیه میکند مانند آن است
که خانهٔ خود را روی زمین
باتلاق بنا نموده است »
* این مثال دربارهٔ اشخاص
عادی صحت دارد. اما
شهریار لایق درمقابل
پیشآمدها خود را نمیبازد
و از طرف ملت خیانت
نمیبیند. " مگر بخواهد
سلطنت مطلقه " کند.
این شهریار در روزهای
عادی به اشخاص اعتماد
مینماید اما همینکه خطر
نزدیک شد و اغتشاش
شروع شد و روز امتحان
فرارسید، آنوقت همه کنار
میروند...
فصل دهم
چگونه میتوان قوهٔ ممالک
سلطنتی را سنجید
آیا پادشاه قوای کافی دارد
که در موقع خطر بهتنهایی
مقاومت کند یا محتاج
کمک دیگران است.
* میگویم ؛
« شهریارانی قادرند
بهتنهایی مقاومت کنند که
با مردان خود یا با
سرمایهای که در اختیار
دارند بتوانند یک قشون
منظم در میدان جنگ
حاضر کنند و " شهریارانی
همیشه محتاجاند که در
سنگر پناه بگیرند و
دفاع کنند » این قبیل
شهریاران * طبقهٔ دوم *
آذوقه جمع میکنند برج
را محکم میکنند و توجهی
به اطراف ندارند و رابطهٔ
حسنه هم دارند.
در شهرهای آلمان آزادی
کامل است زیرا سنگربندی
محکم، خندقهای عمیق
و برج و باروهای مستحکم
و انبارهای مواد غذایی و
مشروب و سوخت و سکنه
هم خوب نگهداری میشود.
اینها حکم روح و شریان
برای آلمان دارد. * بنابراین
اگر چنین دشمنی پیدا
شود، تهاجم او نتیجهٔ
خوبی ندارد.
ممکن است بگویید دشمن،
مزارع سکنه در خارج از
شهر را آتش زده و توده،
محبت خود را از شاه بیرون
کنند. * میگویم ؛
یک شهریار لایق بر مشکلات
فائق آمده و به رعایای خود
امیدواری میدهد و
میگوید عمر روزهای بد
پایان میگیرد.
📚 #شهریار
✍ #نیکولو_ماکیاولی
مترجم دکتر محمود محمود
انتشارات نگاه
پایان قسمت ۸
Post #6573
133
کتاب دانش 📖 📚 ... مطالعهٔ گروهی یک رسالهٔ تاریخی سیاسی وقتی تمام اعمال دوک را میسنجم خطایی مشاهده نمیکنم. او از مقامی ساده به ارجمندی رسیده بود... طوریکه همه در روابط با او صلاح و منافع خود را بدانند... تنها انتخاب بد او پاپ جولیوس دوم بود ؛ میتوانست از انتخاب…
- ❤ 2
- 👍 1