▪️ درآمدی بر فقدان رویکردهای اقتصاد سیاسی فضایی بهعنوان چهارچوبهایی برای مواجهه با فضاهای شهری در ایران
🖋 میلاد محبی | پژوهشگر مطالعات شهری
هرچند امروزه در جهان طراحی شهری همچنان در سیطرۀ موضوعاتی نظیر پایداری محیطی، مشارکت اجتماعی، تحلیل دادهها و فناوری، حملونقل، اقتصاد شهری و برندینگ، نوآوریهای معمارانه و دغدغههای فرمی و مانند آن است؛ اما موضوعات انتقادی در طی سالهای گذشته نظیر نقد ساختارهای قدرت، تبیین فرایندهای پیدایش فضاهای شهری، تحلیل ذینفعان قدرت و نقش آنها در ظهور و اضمحلال فضاهای شهری و مانند آن موردتوجه پژوهشگران این دیسیپلین قرار گرفته است. از این منظر (بوآنو و همکاران، ۲۰۱۴) معتقدند که روششناسیِ جریان غالب در طراحی شهری، فاقدِ یک تحلیل کلنگر از بستر سیاسی، اقتصادی و اجتماعیای است که در آن عمل میکند، طراحی شهری در مواجهه با دستور کارهای پُرقدرتِ سیاسی و اقتصادی، غالباً به همان «همدستیِ خاموشی» تن درداده و دچار میشود که پروژههای معماری نیز مبتلابه آن هستند. بدین نحو، طراحی شهری را میتوان در قامت یک ابزار نزد صاحبان قدرت در جهت مشروعیّتبخشی به اَشکال کاسبکارسالارانهی حکمروایی به کار گرفت؛ طراحی شهریای که نابرابریهای اجتماعی و اقتصادیِ نوظهور را بهراحتی در پس پرده پنهان کرده و درباره آن حرفی نمیزند که وقتی پای طراحی شهری در بستر جهان جنوب مطرح باشد، اهمیّت چنین کنشی بهمراتب بیشتر است؛ جایی که چالشهای منحصربهفردِ طراحیِ قلمروی عمومی توسط میراث و اقتصادِ پسااستعماریِ برخوردار از رشد پُرشتاب اما همراه با توزیع نابرابر تشدید میشود؛ و این وضعیّتی است که مفهوم متداول و سادهشدة آن است.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/mm01-10-25
https://telegra.ph/mm01-2-10-25
https://koubeh.com/mm01-10-25
@koubeh
Post #1620
2.03K