از رویا تا واقعیت:
داستان یک سال مطالعه سنگین، پژوهش مداوم و ساختن یک مسیر علمی
این پست را بیشتر از اینکه برای اعلام چند مقاله بذارم، برای ثبت مسیری عمیق و اصیل میذارم!
چون این ۵ مقاله برای من فقط «پنج مقاله» نبودن؛ یک سال زندگیکردن با یک سؤال بودن!
سؤالی که مدام برمیگشت:
معنا چطور شکل میگیرد؟
نه معنای شعاری و سطحی!
معنا بهعنوان یک پدیده واقعی در مغز، در فرهنگ، در رشد کودک، در روانپزشکی و در تجربه آگاهی و حتی سامانه های زیستی پایین دست تر.
از یک جایی به بعد، برام روشن شد که خیلی از چیزهایی که جدا از هم میبینیم، شاید در عمق به یک مسئله مشترک برگردند:
آن لحظهای که یک چیز مبهم، ناگهان برای ذهن «فرم» پیدا میکند.
آن لحظهای که یک موسیقی، یک تصویر، یک جمله یا حتی یک رنج، برای ما معنا پیدا میکند.
همان لحظهای که انگار چیزی در ذهن click میکند.
من این فرایند را با مفهوم symbolic closure توضیح دادم؛ یعنی لحظهای که آشفتگی، ابهام و پراکندگی، به یک ساختار پایدارِ معنادار تبدیل میشود.
اول از هنر شروع شد.
چرا یک نقاشی یا موسیقی گاهی فقط یک سری رنگ و صدا نیست، بلکه ناگهان برای ما تبدیل به تجربهای عمیق میشود؟
بعد سؤال بزرگتر شد.
اگر ذهن انسان دنبال معناست، پس چرا در طول تاریخ دین، ایدئولوژی، اسطوره و روایت ساخته؟ شاید چون انسان آگاه، بدون یک معماری معنا، زیر فشار مرگ، رنج، تنهایی و بیثباتی ذهنی دوام نمیآورد.
بعد وارد رشد کودک شدیم.
چطور کودک از دیدن رفتار دیگران، کمکم به فهم «باید» و «نباید» میرسد؟ چطور یک رفتار ساده اجتماعی تبدیل میشود به هنجار؟
بعد همین مسیر به روانپزشکی رسید.
اگر این فرایند معنا درست کار نکند چه میشود؟
گاهی جهان بیروح و خالی میشود؛ مثل aesthetic anhedonia، جایی که فرد چیزها را میبیند اما حس معنا و زندهبودن در تجربه نمینشیند.
گاهی هم برعکس، معنا بیشازحد و اشتباه بسته میشود؛ مثل psychotic hyper-meaning، جایی که ذهن به چیزهای کوچک، پیامها و معناهای سنگین و غلط میدهد.
و در نهایت، سؤال به مغز رسید.
مغز چطور این پایداری را میسازد؟
چطور نورونها، timing، entropy، recursive gain و شبکههای قشری کمک میکنند که تجربه آگاهی پایدار بماند یا فروبپاشد؟
برای همین این ۵ مقاله، برای من یک مسیر واحد بودند:
از هنر به معنا،
از معنا به فرهنگ،
از فرهنگ به هنجار،
از هنجار به روانپزشکی،
و از روانپزشکی به نوروساینس آگاهی.
این سطح کار ، چیزیست که برای یک کانتریبیوشن واقعی لازمه! نه صرفا دنبال استاد رفتن و چند مقاله( عموما ریویو) پراکنده نوشتن و فقط سایتیشن و h index بالا بردن!
خوشحالیم که تعداد زیادی از بچه ها در این مسیر دخیل بودن و در مسیر های بعدی، بسیار بیشتر...
جهت اطلاع از دوره های مقاله نویسی:
@zistkiaadmin@zistkiaadmin@neurovia_ins