TGViewer
خاطرنشان خاطرنشان @khaterneshan24 · 157 subscribers
Post #16 935
خاطرنشان


بعضی اوقات، سوتی‌های زبانی بانمکی می‌دهم که وقتی درستش را متوجه می‌شوم خودم خنده‌ام می‌گیرد، و البته اِبایی هم از اعتراف و انتشار این سوتی‌های زبانی‌ام ندارم. مثلاً تا مدت‌ها گمان می‌کردم «باقلوا» همان صورت نوشتاری «باقالی» است یا تا همین چند وقت پیش خیال می‌کردم «اشکنه» را با «اشکنبه» درست می‌کنند. می‌دانم که الآن پیش خودتان می‌گویید این یارو چه‌قدر نخورده و ندیده بوده که این خوراک‌های معمولی را ندیده و نخورده بوده.

راستش من برخلاف ماجراجوییِ انتزاعی و ذهنی‌ام، در عالَمِ واقعی و عینی‌ام به‌هیچ‌وجه ماجراجو نیستم؛ ماجراجو نیستم که هیچ، خیلی هم خشک و سفت و محتاطم. مثلاً در غذاخوردن به‌شدت ماجرانَجو و محافظه‌کارم. هیچ تمایلی به امتحان‌کردن غذاهای جدید و عجیب ندارم و حتی می‌توانم یک غذای مشخص تکراری را بارها و بارها با لذت بخورم؛ از آن عجیب‌تر، عاشق خورشت کرفسم و حتی آن را به خورشت سبزی ترجیح می‌دهم. این آخری را گفتم تا بدانید ذائقۀ سلیمی ندارم و اگر اشکنه و باقلوا را با اشکنبه و باقالی اشتباه می‌گرفته‌ام، از فرط نداری نبوده!

اما سوتی‌های زبانی‌ام بعضی وقت‌ها به این سادگی نبوده و از جای دیگری آب می‌خورده. مثلاً همیشه فکر می‌کردم «آتش‌نشان» یعنی کسی که روی لباس یا کلاهش «نشان آتش» دارد. خب مگر ندارد؟! ده سال بیش‌تر نیست که فهمیده‌ام آن نشانْ بن مضارعِ «نشاندن» است و آتش‌نشان یعنی کسی که آتش را می‌نشاند.

این آسمان‌ریسمان‌ها را به هم بافتم تا چیز دیگری بگویم. خیلی وقت است که می‌خواهم از همه‌چیز و از همه‌کس بگویم و بنویسم؛ ولی احساس می‌کنم در «معین‌نامک» دست‌وبالم بسته است و دست‌ودلم به نوشتن نمی‌رود؛ منظورم چیزهای لوده‌وار و لمپن‌طور است. حتماً چشم و ابرو می‌آیید و پیش خودتان می‌گویید «نه که حالا همۀ نوشته‌هایت گوهربار و نکته‌شار است!»

اما فقط این‌ها هم نیست، حرف‌های دمِ‌دستی که به‌قول امروزی‌ها آن‌چنان هم لولِول نیستند ولی به زبان و ویرایش و نگارش لزوماً ربطی ندارند هم هستند؛ مثلاً چیزهای بامزه‌ای که می‌بینم و می‌شنوم یا ناگهان به ذهنم می‌رسند و دوست دارم با بعضی از شماها در میان بگذارم. اما وجدانم اجازه نمی‌دهد یا خودمانی‌تر بگویم، رویَم نمی‌شود و زمانی که دارم می‌نویسم تا در «معین‌نامک» منتشر کنم، احساس می‌کنم وقتی دارید می‌خوانید، ابرو بالا می‌اندازید و سگرمه در هم می‌کشید و توی دلتان می‌گویید «خب حالا این‌ها چه ربطی به زبان داشت؟!»

القصه، تصمیم گرفتم یک کانال خودمانی و غیررسمی بزنم تا هم شما را راحت کنم، هم خودم را. اسمش را گذاشته‌ام «خاطرنشان»؛ چون این‌جا هم چیزهایی را انتشار می‌دهم که خاطرم را نشان کرده‌اند و خاطرم نشانشان کرده، هم وقتی نشرشان می‌دهم تلاطمِ خاطرم را می‌نشانند و آرامَش می‌کنند، همان‌طور که آتش‌نشان آتش را می‌نشاند.

یک هشدار هم بدهم که این‌جا خیلی ولم و دهانم چفت‌وبست ندارد؛ پس حالا که قدم‌رنجه فرمودید، انتظار نداشته باشید اتوکشیده و عصابلعیده باشم؛ برعکسْ خیلی هم چشم‌دریده و پاچه‌ورمالیده هستم، گفته باشم! حالا گذشته از همهٔ این‌ها، خوش آمدید!


معین پایدار، ۱۴ فروردین ۱۴۰۴
  • ❤ 10
  • 👏 4
  • 🤓 4
  • 🙏 2
  • ⚡ 1
More from @khaterneshan24
  1. Sep 14, 2026‌ ‌دقیقاً کِی و چه‌طور «جان‌فدا» شدم که خودم خبر ندارم؟! نکنه با احتساب من و امثال من تعدا…
  2. Sep 9, 2026#یادداشت 🔺چه کسی درباره گذشته تصمیم می‌گیرد؟ ✍️خواندن این مطلب درباره وضعیت باستان‌شناسی…
  3. Sep 3, 2026‌ ‌بله و بله و بله دیگه! ‌‌
  4. Sep 2, 2026‌ این «قائل» هم داستانش درازه. فقط خواستم بدونین که وجه‌تسمیه و شأن‌نزول داره و الکی نیست.…
  5. Sep 2, 2026‌ «ببری‌خان» اسم گربۀ ناصرالدین‌شاه بوده. ‌
  6. Sep 2, 2026‌ امروز صبح دیدم دوست طنازم آگهی یه برنامۀ گردش‌گردی رو برام فرستاده و این رو به‌طعنه برام…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →