TGViewer
خاطرات و خطرات خاطرات و خطرات @khateraaat · 22.2K subscribers
Post #8048 2.28K
اگر جز به کام من آید جواب
من و گرز و میدان و افراسیاب

[سلطان] محمود گفت: این بیت که‌راست که مردی ازو همی‌زاید؟ [خواجه احمدحسن] گفت: بیچاره ابوالقاسم فردوسی راست که بیست‌و‌پنج سال رنج برد و چنان کتابی [شاهنامه] تمام کرد و هیچ ثمره ندید. محمود گفت: به غزنین مرا یاد ده تا او را چیزی فرستم. خواجه چون به غزنین آمد بر محمود یاد کرد. سلطان گفت: شصت‌هزار دینار فردوسی را بفرمای تا به نیل دهند و با شتر سلطانی به توس برند و از او عذر خواهند. [چون] آن نیل به سلامت به شهر طبران رسید و از دروازهٔ رودبار، اشتر درمی‌شد، جنازهٔ فردوسی به دروازهٔ رزان بیرون همی‌بردند. در آن حال مذکری بود در طبران، تعصب کرد و گفت: من رها نکنم تا جنازهٔ او در گورستان مسلمانان برند که او رافضی بود و هرچند مردمان بگفتند با آن دانشمند درنگرفت. درون دروازه باغی بود ملک فردوسی، او را در آن باغ دفن کردند، غفرالله له.


#نظامی_عروضی
  • ❤ 29
  • 😁 5
  • 😭 5
More from @khateraaat
  1. Sep 28, 2026🙌🏼 #متفرقه
  2. Sep 28, 2026آنروزها مردم ایران در انتظار خمینی بودند و بی‌تردید از استقرار یک جمهوری اسلامی پشتیبانی م…
  3. Sep 28, 2026کابینهٔ بختیار و برنامه دولت او روز ۱۶ ژانویه مورد تایید مجلس ایران قرار گرفت و شاه و همسر…
  4. Sep 28, 2026من روز هشتم ژانویه [۱۹۷۹] برای خداحافظی نزد شاه رفتم و گفتم، او را در وضعی می‌بینم که آمری…
  5. Sep 28, 2026ما تابحال آنقدر به ملت ایران نزدیک نبودیم، بواسطهٔ «خاطرات» با نظرات اغلب مهمل و واکنش‌های…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →