💢36💢اندر بیمایگی قرائت خرافهستیزانه از انگاره «نحوست صفر»
✍️سیدمحمدهادی گرامی
⚠️هر انگارهی تاریخی از چنگال تجربه معاصرانه دور نیست.
[بخش 1 از 2]
⬅️معمولا با آغاز ماه صفر بحثهای کم و بیش ژورنالیستی درباره نحوست این ماه، روایات مربوطه و دیدگاههای برخی دانشمندان معاصر در انتقاد از این باور رونق پیدا میکند. گروهی با دغدغههای خرافهستیزانه به رویارویی با این باور میروند و در این مسیر از شخصیتهای چون استاد مطهری بهره میجویند. گروهی دیگر نیز ـ که البته در اقلیت هستند ـ به گونهای از آن دفاع میکنند.
⬅️با این حال، اگر با رویکردی علمی و بیطرفانه بخواهیم درباره این مقوله بیاندیشیم پرسشهایی بسیار از فراتر از ماه صفر و یا روایات مربوط به خروج از این ماه، وجود دارد. پرسش اصلی درباره جایگاه انگارههای «سعودت/نحوست» و مشتفات آنها در فرهنگ اسلامی و بلکه فراتر در فرهنگهای دینی و باستانی است. طبیعتا به اقتضای یک پژوهش دانشگاهی من قصد ندارم، چنین باوری را تجویز یا تخطئه مؤمنانه کنم، اما دستکم درباره اینکه از دید یک خواننده متون دینی چه چیزی از این متون درباره این انگارهها بر میآید، میتوان سخت گفت.
⬅️در بررسی تاریخی اندیشهها و فرهنگهای دینی و باستانی و همینطور مناسک خفیه و غریبه شأنیت دوگانی با عنوان «سعد/نحس» برای زمانها و مکانها منحصر در فرهنگ اسلامی نیست. حتی از دید بیشتر کسانی که با این انگاره ستیزه داشتهاند، تردیدی وجود ندارد که این انگاره در متون حدیثی و قرآن کاربردهای متعددی دارد. بسیاری از کنشگران حلقههای علوم خفیه انجام مناسک خاص مانند دعا، طلسمات، استخاره، ازدواج و ... را منوط به سعد بودن زمان کردهاند و یا از انگارههای مشابهی همچون «قمر در عقرب» سخن گفتهاند. بسیاری از عالمان، کتابهایی با عنوان «اختیارات ایام» نگاشتهاند که همگی سعد و نحس زمانها را برای زندگی اجتماعی و روزانه ترسیم میکنند. علاوه بر ژانر کلی اختیارات ایام، کتابهایی همچون الدروع الواقیة، أمان الاخطار، العدد القویة و ... از ابن طاوس، برادر علامه حلی و ... در سنت شیعی سعد و نحس زمانها را براساس دورههای تکرار روزانه، ماهانه یا سالانه ترسیم میکنند. بنابراین هم در متن دینیِ(قرآن و حدیث) اسلامی و هم در سنت تاریخی مسلمانان، انگارههای سعودت و نحوست ریشهدار هستند.
⬅️با اینکه بعید نیست کسانی که در نقد این سنت تاریخی ـ با رویکردی مؤمنانه و تجویزی ـ ترکتازی کردهاند از کمّ و کیف ریشههای آن بیخبر باشند، اما به نظر میرسد عمدتا در فهم انگارههای «سعد/نحس» براساس آنچه که از متون برمیآید، به خطا رفتهاند. من قصد دفاع مؤمنانه از چنین انگارههایی را ندارم، اما به دلیل مطالعاتی که سالها در این حوزه داشتهام، بر این باورم که خرافهستیزان و خردهگیران عمدتا درک درستی از این انگارهها براساس آنچه که از مجموع متون دینی بر میآید ندارند و آنها را در افق معاصریت و عقل مدرن روایت میکنند.
⬅️گزارشهای الهیاتی نشان میدهد در نظام هستیشناسی اسلامی ما با دو دوگان شبیه و در عین حال متمایز روبهرو هستیم: «خیر/شر» و «سعد/نحس». عمده کسانی در مبارزه با انگاره نحوست داد سخن دادهاند، این انگارهها را با یکدیگر خلط کردهاند و «سعد/نحس» را به مثابه «خیر/شر» پنداشتهاند. با این حال، در نظام هستیشناسی اسلامیِ برآمده از متون دینی، تمایز جدی میان این دو دوگانِ به ظاهر مشابه وجود دارد.
⬅️گرچه به ظاهر هر دو از تقابل گونهای از «خوبی» با «بدی» یا «مطلوبیت» با «عدم مطلوبیت» حکایت دارند، اما در ارجاع هستیشناسانه خود به شکل بنیادینی متمایز هستند. براساس این فهم فراگیر و دقیق، دوگان «سعد/نحس» ناظر به همه مطلوبیتها و عدم مطلوبیتهای این جهانی یا به اصطلاح دنیایی با صرف نظر از وضعیت اخروی آنها است. لذا زمان سعد، زمانی است که به نسبت زمان نحس، مطلوبیتهای دنیوی ـ بخوانید هر چیزی که انسان را خوشحال میکند ـ در آن بیشتر رخ میدهد و زمان نحس به عکس آن. در سویه مقابل، دوگان «خیر/شر» ناظر به همه مطلوبیتها و عدم مطلوبیتهای اخروی است و در واقع پیامدهای کارها در آن جهان است.
ادامه👇
🆔 https://t.me/Khanishha
Post #766
3.3K