💢۵۵💢 مکتب فقهی آیتالله شبیری زنجانی؛ درنگی در ضرورت گذار از "فرمالیسم اصولی" به سوی درک تاریخی سنت
🖊سیدمحمدهادی گرامی
⚠️ فقه برای رهایی از انزوا در زیستجهان معاصر، ناگزیر از بازگشت به تاریخمندیِ خویش است.
⬅️ ارتحال اندوهبار آیتالله سید موسی شبیری زنجانی (ره)، حوزههای علمیه و جامعهی پژوهشی ما را از حضور یکی از استوانههای کمنظیر فقه و رجال محروم کرد. در روزهای گذشته، دوستان و پژوهشگران ارجمندی از زوایای گوناگون به واکاوی شخصیت و سلوک ایشان پرداختند. برخی بر رویهی مداراجویانه، شخصیت متواضع و نقش میانجیگرانهی ایشان در پرهیز از رادیکالیسم سیاسی تأکید کردند، و برخی دیگر (همچون احمد زیدآبادی) به درستی، تمایز مکتب فقهی ایشان را در برابر مکتب مسلط اصولی برجسته ساختند.
⬅️ اما فارغ از خوانشهای سیاسی و اجتماعی، آنچه در کارنامهی علمی این فقیه نواندیش (در معنای اصیل کلمه) شایستهی تأملی عمیقتر است، نقطهی عزیمت روششناختی ایشان در مواجهه با تراث اسلامی است. آیتالله شبیری زنجانی در زمانهای زیست و تدریس کرد که غلبهی بلامنازع فرمالیسم اصولی ـ بهویژه در امتداد مکتب نجف و آرای بزرگانی چون میرزای نائینی و آیتالله خویی ـ فقه را به دانشی بهشدت قاعدهمحور، قیاسی ـ ارسطویی و تجریدیافته از زمینههای تاریخی بدل کرده بود. در این رویکرد قاعدهمحور، گاه متن روایات و شرایط صدور آنها در سایهی قواعد پیشینی اصولی قرار میگرفت.
⬅️ در برابر این جریان مسلط، مکتب فقهی آیتالله شبیری (با وامگیری خلاقانه از اسلوب استاد بزرگشان، آیتالله بروجردی) بازگشتی مبارک به «متن» و «تاریخ» بود. ایشان با تتبعی حیرتانگیز در علم رجال، نسخهشناسی و ردیابی تاریخی فتاوا، تلاش کردند تا فهم احکام را از حصار قواعد خشک ذهنی خارج کرده و به فهم «عرفی» و «تاریخی» روایات نزدیک کنند. این فاصلهگرفتن از اثباتگرایی صُلب اصولی و بها دادن به شواهد تاریخی و خطاپذیری اسناد، گشایشی بزرگ در فضای فقه سنتی بود.
⬅️ با اینهمه، برای ما که امروز در تقاطع چالشهای پیچیدهی علوم انسانی و مطالعات دین ایستادهایم، این میراث ارزشمند میتواند نقطهی آغازی برای گشودن افقهای جدیدتر باشد. پرسشی که اکنون پیش روی پژوهشگران مطالعات اسلامی قرار دارد این است: آیا اتکا به تاریخ، صرفاً در سطح «تاریخ اسناد»، «علم رجال» و «تتبع در تطور فتاوا» متوقف میماند، یا میتوان از آن به سوی سامان دادن یک گفتمان ساختارمند جدید که مبتنی بر «زمینهگرایی» در فهم شریعت است، حرکت کرد؟
⬅️ ارزش کار بزرگانی چون آیتالله شبیری در این بود که نشان دادند متون دینی در خلأ صادر نشدهاند و راویان و بستر انتقال حدیث، نقشی حیاتی در فهم ما از دین دارند. اما گام بعدی و ضروری در بسط این نگاه تاریخی، عبور از این رویکرد «حواشی بر متن اصلی» و رسیدن به رویکردی ساختیافته برای بازفهم تاریخی «زیستجهان» عصر صدور است.
⬅️ هنگامی که ما فقه را آنگونه که در بستر تاریخیاش «بوده است» مطالعه میکنیم، درمییابیم که احکام و مفاهیم دینی، تنها مجموعهای از دستورالعملهای ایستا نبودهاند؛ بلکه در یک دیالکتیک مداوم با مناسبات قدرت، ساختارهای طبقاتی، شرایط اقتصادی و فرهنگ زمانهی خویش شکل گرفته و معنا یافتهاند. به عنوان نمونه، فهم دقیق احکام مرتبط با زنان، مناسبات مالی، یا تعامل با دیگر جوامع، بدون درک ساختار اجتماعی جامعهی حجاز یا عراق سدههای نخست، همواره با نوعی کاستی معرفتی همراه خواهد بود.
⬅️ فقه سنتی، با وجود تمام دقتها و وسواسهای ستودنیاش در حوزهی سند و دلالت ظاهری، همچنان از درک «زمینهی گفتمانی» پدیدهها عاجز است. وقتی ما با پدیدههای ملتهبی چون مناسبات قدرت، اقتصاد سیاسی، حقوق زنان یا مسائلی نظیر حجاب و ساختارهای طبقاتی مواجه میشویم، مطالعه این پدیدههای چندلایه در چارچوبهای بیزمان و قاعدهمحور فقهی ـ حقوقی، نتیجهای جز «انسداد گفتوگو» و فاصلهگرفتن روزافزون بدنهی جامعه از نهاد دین نخواهد داشت.
⬅️ ایکاش، این مسیر با جسارتی افزونتر به سمت یک «فقه زمینهگرا و تاریخمند» امتداد مییافت. ایکاش نهاد فقه ما درمییافت که برای فهم «حقیقت» یک حکم در صدر اسلام، باید از چارچوبهای سنتی ارسطویی (اسکولاستیک) و دوگانههای خشک قطع و ظن عبور کرد و به فهم «سیالیت معنا» و دیالوگ پنهان متون با نیازهای زمانهشان دست یافت.
⬅️ فقدان آیتالله شبیری زنجانی، خاموشی یکی از چراغهای روشن دقت، انصاف و تاریخدانی در حوزههای علمیه است. اما میراث روششناختی او ـ یعنی گشودگی به تاریخ ـ میتواند الهامبخش نسل نوی پژوهشگران باشد؛ پژوهشگرانی که زیبنده است با درکی عمیق و بافتارمند از سنت، راهی برای گفتوگوی سازندهی دین با جهان پیچیدهی معاصر بیابند.
#شبیری_زنجانی #اثبات_گرایی #مطالعات_اسلامی #فرمالیسم_اصولی
🆔 https://t.me/Khanishha
Post #1408
1.05K