💢35💢 بازخوانی قرائتی راستکیشانه از عقیده برائت: رویکردی تاریخی - جامعهشناختی
✍️سیدمحمدهادی گرامی
⚠️ذهنیت راستکیشانه عمدتا در درک سیالیت تاریخی/جامعهشناختی ناتوان است
⬅️یکی از موضوعات نسبتا پیچیده بررسی تشیع به مثابه یک جامعه در حال تحول ـ نه یک عقیده ساختیافته ـ در سدههای متقدم هجری، به خصوص در سده نخست هجری است. البته مشخصا مقصود این نیست که بدانیم عقاید راستکیشانه شیعه چیست و یا اینکه دیدگاه امامان آن دوره در این خصوص چه بوده است. چنین دغدغههایی بیش از آنکه جامعهشناختی و تاریخی باشند، کلامی هستند.
⬅️در واقع چالش درباره عقاید تاریخیِ جامعه شیعی در این دوره ـ سده نخست ـ تا بدان حد جدی است که حتی رواج کاربست انگاره «شیعه» برای این گروه تا پیش از کارزار کربلا در معرض تردید قرار داد. به نظر میرسد تا پیش از رخداد کربلا از این گروه عمدتا با عناوینی همچون علویان یا اصحاب علی یاد میشد(نک: گرامی، نخستین اندیشههای حدیثی شیعه). گویا تا اواسط سده اول هجري و دستکم تا زمان قيام مختار، مشخّصه اصلي عقیدتی علويان باور به فرض امامت عليبن ابيطالب پس از پيامبر (ص) بود و برخی باورهای هویتی شیعه درباره تقابل با جریان خلافت نخستین هنوز کامل نشده بود(1).
⬅️مشخصا برخي شيعهپژوهان بر آنند كه در سده نخست هجري برائت از سه خليفه نخست دست كم در سطح جامعه شيعيان رواج نداشت. گویا در اين دوره علويان صرفا از بنياميه برائت ميجستند. به گفته وي، در جريان كشمكش ميان امام علي (ع) و معاويه هواداران دو طرف، از بيزاري جستن استفاده ميكردند و اين رفتار توسط علويان و امويان تا پايان دوره بني اميه ادامه يافت. در اين مرحله علويان عمدتا از كساني بيزاري ميجستند كه در دوران حكومت امام علي(ع) با ايشان جنگيدند. با سامان يافتن دكترين امامت اماميّه در نيمه اول سده دوم هجري كه براساس وفاداري به امامان و بيزاري از دشمنانشان بنا نهاده شد، دايره برائت گسترش يافت به طوري كه شامل همه كساني شد كه امام علي را از حق خلافت محروم كردند. بر اين اساس بود كه برائت دامن بسياري از صحابه و حتی سه خليفه نخست را فراگرفت(2).
⬅️گویا به همین سبب بود كه در اين دوره زيد بن علي ـ دست كم در ظاهر ـ برائت از خلفاي نخست را نپذيرفت و بدين صورت مسير جديدي در گرايشهاي شيعي را ايجاد كرد. محتملا اين موضوع ارتباط مستقيمي با نوپا بودن اين دكترين و عدم نهادينه شدنش در ميان شيعیان داشت كه موجب جدالهایی در اين زمينه شد. گزارشهای برائت در این دوره به خوبی حاکی از این وضعیت است؛ امامان شيعه در اين دوره به دنبال تکوین و تثبیت هويت متمايز امامیه بودند و ايجاد این هويت متمايز میان «خود شیعی» و «دیگری غیرشیعی» مگر با تشدید تقابلها و خطوط افتراق با «عامه» میسّر نبود.
⬅️در کنار نظر کلبرگ، برخي دیگر از شيعهپژوهان بر این باورند که بحث برائت از سه خليفه نخست در قيام مختار ثقفي نيز مطرح شده بود. براساس گفته خانم تميمه بيگم دائو ابوعمرة سپهسالار مختار جزو اولين كساني بود كه خلفاي سهگانه را تكفير كرد و صفّينيان و نهروانيان را نيز گمراه خواند(3). علاوه بر این، برخی گزارشهای در دست نیز نشان میدهد که محمد بن ابيبكر نیز، پیشتر از پدرش بیزاری جسته بود(4). با این وجود درباره اینکه این اندیشه در میان جامعه شیعیان سده نخست تا چه حدّ فراگیر بود، باید با احتیاط اظهار نظر کرد.
⬅️در نهایت میتوان چنین پیشنهاد داد که جامعه شیعی از نيمه دوم سده اول هجري و همزمان با قيام ثقفي بود که به تدریج با مؤلّفه هويتي بیزاری از خلفای نخستین و دشمنان اميرالمؤمنين (ع) خود را بازشناخت و از سایر مسلمانان متمایز کرد؛ گرچه به نظر ميرسد همانطور که کلبرگ اشاره دارد، زمان نهادينه شدن و رواج گسترده و سامان يافتن اين مؤلّفه هويتي ـ به خصوص درباره خلفای نخست ـ را بايد در دوره صادقين (ع) پيجويي کرد.
************
1) نک: نوبختي، فرق الشیعه، ص53.
2) Kohlberg ,E., BARĀ’A, Encyclopædia Iranica, December 1988.
3) Bayhom-Daou,Tamima(2003)”Hisham b. al-Hakam …”Journal of Semitic Studies, Vol.48(1),p.89.
4) کشی، الرجال، ج 1 ، صص 281 – 282.
🆔 https://t.me/Khanishha
Post #742
4.94K