3️⃣ از حجاب تا چندهمسری: در جستجوی پایانی برای جدالهای بیپایان
✍️سیدمحمدهادی گرامی
[قسمت 1 از 2]
⚠️«امر اجتماعی همانگونه که خوانده میشود، پدیدار میشود»
⬅️ سهشنبه 14 آبان در پژوهشگاه علوم انسانی درباره ضرورت فعالیت در فضای مجازی و پیامرسانها با یکی از دوستان گفتگویی صورت گرفت. وی به دلایلی مخالف اینگونه فعالیتها برای اهل آکادمیا بود؛ یکی از مهمترین دلایل وی ضرورت ناخواسته تن دادن به بازیهای چنین فضایی بود. البته من به دلایل روشنی با گفته وی موافق نبودم؛ ولی هنگامی که با انبوهی از یادداشتها درباره چندهمسری، حجاب اجباری و دیگر هنجارها/ضدهنجارهای مربوط به جامعه ایرانی ـ اسلامی مواجه شدم، اقتضاءات و بازی های فضای مجازی را بهتر و بیشتر لمس کردم. آنچه بیان میشود با احترام به ایدههای شرکتکنندگان در چنین مباحثاتی، تلاش میکند به جای «فروغلطیدن در» و «تندادن به» روندهای رایج، خوانشی حتیالمقدور بیطرفانه نسبت به یک چالش روش شناختی در چنین جدالهایی ارائه کند.
⬅️ دلیل اصلی منجر نشدن چنین جدالهایی به فایده معرفتشناختی ـ هر چند ممکن است منافع غیرجمعی و غیرمعرفتشناختی را تأمین کند ـ فروکاستن سطح تحلیل به یک بُعد است. انگاره ما درباره حجاب، حجاب اجباری، چندهمسری و ... هر چه باشد، بیگمان فروکاستن سطح تحلیل درباره این هنجارها/ضدهنجارها به یک بُعد یا سطح، و نگریستن به آنها به مثابه امری صرفا الهیاتی ـ جدلی، اجتماعی، شخصی، حقوقی، فقهی، تاریخی و ... یک خطای روششناختی است. برای چنین پدیدههایی عمدتا پنج رویکرد تحلیلی ـ نه در معنای فلسفی آن ـ وجود دارد و یا میتوان پیشنهاد داد:
◀️ 1. تحلیل انسانشناختی ـ زیستنی: یکی از گونههای تحلیل که به دلیل سیطره نگاههای جدلی به این موضوع کمتر مورد توجه قرار میگیرد نگاه انسان شناختی، زیستنی و از درون است. فهم و تفسیر چندهمسری و یا ازدواج غیردائم و سپس بررسی پیامدهای احتمالی آن بدون یک مطالعه میدانی همدلانه و از نزدیک امکان پذیر نخواهد بود. این بدان معناست که هرگونه فهم کردن، تفسیر کردن و تبیین کردن وضعیت ابژه این رابطه، بدون اینکه در یک سوی این رابطه قرار بگیرم، امکان پذیر نخواهد بود. هرگونه اظهارنظری در این زمینه درباره مرد یا زنی که در یک سویه چنین رابطهای است، بدون همدلی کردن با ابژه مطالعه و حتی قرار گرفتن در رابطه مشابه امکان پذیر نیست. چنین رویکردی هم به حجاب و هم به چندهمسری امکانپذیر است؛ بررسی و داوری در همه این حوزهها مقتضی فاصله گرفتن از وضعیت فرهنگی موجود و نزدیک شدن به وضعیت ابژه تا حد مشابهت و تجربه کامل است. شکلی از عمقبخشیدن به این تحلیل میتواند منجر به اعتباربخشی به تجربههای زیسته شخصی شود. برای نمونه اینکه تجربه زیسته هر شخص در مواجهه با حجاب، چندهمسری و ... چه تأثیری بر پیشرفت یا سقوط حیات معنوی وی گذاشته است، میتواند به خودی خود مستندی برای داوری و تحلیل باشد. فارغ از اینکه نتیجه واقعی چنین مطالعاتی چیست و اینکه اینگونه مطالعات به دلیل تابوهایی که در گرداگرد آن قرار دارد، چقدر صورت گرفته است، بررسی گسترده این موضوع به شکل همدلانه ـ انسانشناختی ظرفیت بالایی برای واسازی کلیشههای ذهنی مربوط به این هنجارها/ضدهنجارها را دارد.
ادامه👇
🆔 @khanishha
Post #26
5.18K