💢 جزماندیشی و اثباتگرایی اسلامی
✍️ سیدمحمدهادی گرامی
⚠️ «تصویر فراپارادایمی، جزماندیشی را فرو مینشاند»
⬅️ پیشتر یادداشتی در خصوص پیامدهای اثباتگرایی در مطالعات اسلامی در همین کانال (یادداشت شماره 6) ارائه شد. یادداشت کنونی در ادامه همان متن و بخشی از مقالهای است که نگارنده در این خصوص در دست نگارش دارد.
⬅️ یکی از پیامدهای اثباتگرایی در مطالعات اسلامی، جزماندیشی است. در اینجا جزماندیشی به معنای قطعگرایی در خصوص نتایج ادلهای است که به مطالعه اسلام میپردازد. اثباتگرایان برآنند که «چیزی که قطعی و اثباتنشده باشد» به دلیل عقلی ـ یا دلیل نقلی مبتنی بر عقل ـ نامعتبر است. برای نمونه، فیلسوفان اسلامی برهان را مبنای کار خویش قرار میدهند و رسیدن به نتیجه قطعی از مسلّماتشان است. حتی گاهی دلایل نقلی نیز بر این باور ـ یعنی ارزشمند بودن قطع و نه ظن ـ اقامه میکنند. مثلا در اصول فقه با اتکا به آیاتی نظیر: «ولا تقف ما لیس لک به علم» یا «ان الظن لا یغنی من الحق شیئا» گفته میشود که حکم اولی برای هر مکلفی آن است که تکالیف و وظایف عملی خویش را از راه علم و قطع به دست آورد و حق ندارد به «ظن بما هو ظن » ـ بدون دلیل قطعی بر اعتبار آن ـ اعتماد نماید.
⬅️ با این حال، مشکل اصلی اینجاست که فقط در دانشهای اثباتگرا و اصالتگرا مانند فلسفه، کلام، اصول فقه و فقه (در دو مورد اخیر قطعیت در خصوص برائت ذمه مدنظر است نه حکم شارع) امکان ارائه ادله قطعی وجود دارد. در دانشهای انسانی مانند تاریخ، مردمشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی و ... اصلا امکان اقامه دلیل قطعآور به معنای منطقی آن وجود ندارد و در بهترین حالت اطمنیان و ظن نوعی حاصل میشود. اما در این دانشها نتیجهای که قطعی نباشد بیفایده نیست؛ چرا که در دانشهای پیشگفته همین ظن نوعی (تاریخی، فرهنگی، روانی و ... ) مقوّم یک طرحواره نظری است که داشتن آن بهتر از نداشتن هیچ طرحوارهای است. البته همواره میتوان درباره طرحوارههای رقیب و در نهایت بهترین طرحواره گفتگو کرد. برای نمونه، داشتن یک ظن و اطمینان نوعی در تاریخ، بهتر از یک تصویر کاملا مبهم و تاریک است؛ مثلا وقتی در خصوص انگارهای از قرون نخست اسلامی تحقیق میشود از آنجایی که منابع بسیار محدودند، دستیابی به اطلاع ظنی و تصویری مبهم با استفاده از روشهای مختلف تاریخی، مفیدتر از نداشتن هیچگونه اطلاعی باشد. چنین اطلاعی میتواند پیشنهاد یا سرنخی باشد برای پژوهشهای آتی که با یافتهها و نگرشهای جدید در نهایت بتوانند به طرحواره کاملتری دست یابند.
⬅️ متأسفانه اثباتگرایان اسلامی در ایران با چنین نگاهی مکررا پژوهشهایی را که با رویکرد تاریخی/ فرهنگی/اندیشهای ـ عمدتا توسط شرقشناسان یا نواندیشان دینی ـ انجام شدهاند، به باد انتقاد گرفتهاند؛ در حالی که هیچ توجیهی برای چنین نقدهایی وجود ندارد. اثباتگرایان اسلامی گاهی در دفاع از خود میگویند نقد آنها بر چنین پژوهشهایی بر این اساس استوار است که نتایج آنها در قالب گزارههایی مطلق و قطعی بیان شده است و همچنین هیچ هشداری در ابتدای چنین پژوهشهایی درباره نتایج غیرقطعی آنها داده نشده است. با این حال، حتی این دفاع و اشکال نیز خاستگاهش «ذهنیتِ ناخودآگاهِ اثباتگرا» است. چرا که اصولا در پژوهشهای انسانی که پیشتر از آنها نام برده شد، فرض اولیه و روشن برای مخاطبان و فعالان این حوزه همین است و هیچ نیازی به تأکید بر آن در مقدمه پژوهش و یا حتی به کار بردن جملات غیرقطعی در طول پژوهش نیست. به نظر میرسد مطالعه، تأمل و تلاش برای دستیابی به تصویری فراپارادایمی از «خودِاثباتگرا» بهترین التیام برای کسانی است که در این پارادایم گرفتار شدهاند.
🆔 @khanishha
Post #200
5.29K