💢11💢 دروغ، تقیه و تشیع(3): آیا عَربدههای مرگ در دروازههای «طهران» نیز دروغ است؟
⚠️ «خلق جسورانه آینده خیالی، فهم تاریخ اکنون را عمیق میکند»
✍️ سیدمحمدهادی گرامی
[قسمت 1 از2]
⬅️ «30 آبان 1399: عربدههای مرگ هنوز هم به گوش میرسد و چنگالشهایش هنوز در گوشت تفتیده تن بیجان طهران عقدهگشایی میکند، جایی که روزی جزیره آرامش در خاورمیانه بود. تهران بعد از نُه ماهِ سخت و باور نکردنی. قابل باور نیست که اینجا همان شهر تهران باشد، به هر چیزی شبیه است به جز تهران: خانه اشباح، خانه ارواح، شهر بلازدگان، انتهای زمین، برهوت غمین و ... ؛ چیزی برای خوردن باقی نمانده است؛ از جمعیت شهر نیمی قربانی شدهاند و نیمی فرار کردهاند؛ حتی کسی نمانده که لاشههای قربانیان را جمع کند؛ گرچه سفره خوبی برای سگان بیابانی و دَدان وحشی است؛ اما آنقدر هم نه؛ چون آبی در شهر نمانده است؛ در اوایل اسفند اهل شهر روزی 20 بار دست و صورت میشستند. اما اوایل تابستان که مرگ به همه خانهها رسیده بود و در آستانه درها پا نهاده بود، کسی به شستن اکتفا نمیکرد و همه روزی چندبار حمام میکردند و با خود زمزمه میکردند: "دروغ است و میگذرد." نمیدانم شاید این نیز دروغ باشد!؟»
⬅️ آنچه گذشت پیرفتی (سکانس) از یک آینده محتمل بود. گزارشی میدانی از تجربه زیسته یک رهگذر از شهری به نام «طهران» که امروز «تهران بزرگش» میخوانیم. تصویری دردناک از آیندهای پیشآینده که به کوشش قوه عقلانیت خلّاقه جامه حال و معاصریّت بر تن کرده است. این تصویر را واقعی بدانیم یا بدبینانه، مشوّشکننده بدانیم یا آرامشدهنده، دوراندیشانه بدانیم یا کوراندیشانه و یا هر چه بدانیم یا ندانیم، تفاوتی نمیکند؛ مهم این است که با این تصویر ـ که امتدادش از امروز آغاز شده و تا آینده نیز ادامه خواهد یافت ـ همواره یک چیز همراه است و بر آن سایه افکنده است: «دروغ». در این امتداد، سایه دروغ آنقدر بزرگ و جدی است که حتی بر مرگ نیز، سایه افکنده است. طاعون عصر پست مدرن ـ یعنی «کرونا» ـ دروازههای جهان را یکی پس از دیگر فتح کرده است و به آستانه خانهها رسیده است. اما به دروازه تهران به گونه دیگری رسیده است و عشوهگری میکند و آنجا را به شیوه دیگری فتح میکند: "با دروغ."
⬅️ دروغ به بحران هویتی ـ تاریخی ایران شیعی بدل شده است. درباره دروغ و ریشههای اخلاقی، فلسفی و تاریخیاش و نسبتش با الهیات سیاسی یادداشتهایی ارائه شد. اما نسبت این پدیده با اکنونیّت ما چیست؟ چه نقشی در رقم زدن تاریخ اندیشه، فرهنگ و زیست اکنونی ما ایفا میکند؟ واقعیت این است که دروغ به بنیادیترین عنصر تاریخی بحرانساز در هویت ایرانی ـ شیعی بدل شده است و جایگاهی انکارناپذیر یافته است. این وضعیت قابل رصدکردن در همه شئون اکنونی و امروزی ماست. البته زمانی که بحران و ناخوشی به اوج خود برسد نسبت این بحرانزدگی با دروغ، بیشتر از هر وقتی دیدنی میشود.
⬅️ این روزها سایه دروغ بیش از هر چیزی در تودرتوی این بحران حس میشود؛ این درگیریِ تودرتو از جهات محتلف است: آیا حکمرانان درباره آغاز شیوع این بیماری به مردم دروغ گفتند؟ آیا همچنان درباره شمار قربانیان به مردم دروغ میگویند؟ آیا پزشکان درباره خطر این بیماری و یا کمخطری آن به مردم دروغ میگویند؟ طبیبان (اسلامیان و سنّتیان) میگویند: پزشکان درباره راه درمان و عوارض این بیماری دروغ میگویند. پزشکان نیز میگویند: طبیبان (اسلامیان و سنتیان) درباره این بیماری دروغ میگویند. برخی مؤمنان یا مذهبیان حرفهای "جاهلان" و "بیایمانان" درباره ابتلا به بیماری به خاطر زیارت و ادای مناسک دینی را یاوهگویی و دروغ میدانند؛ اینها نیز مذهبیانی را که هشدارهای پزشکان و قوانین حکمرانان را جدی نمیگیرند، دروغگو و خرافهپرست میدانند. رسانههای داخلی، رسانههای خارجی ـ به خصوص از نوع فارسی زبان ـ را دروغپرداز میدانند؛ رسانههای خارجی نیز بعکس داخلیها را دروغزن معرفی میکنند. از همه بدتر، هر کس در دُرونش میپرسد که آیا خواب میبیند و همه چیز دروغ است یا پردهای از واقعیت و جهانی دیگر است؛ و سر آخر نویسنده آن گزارش آبان 99 نیز هنوز نمیداند که آنچه میبنید در خواب است یا در بیداری! و اگر خواب است رؤیای صادق است یا کاذب!
ادامه 👇
🆔 @khanishha
Post #150
2.23K