💢۵۳💢 تجربهی انقطاع؛ تأملی بر درهمتنیدگی «امر مجازی» و «امر حقیقی» در زیستجهان معاصر
🖊سیدمحمدهادی گرامی
⚠️ انسداد «امر مجازی»، بازگشت به اصالت مفقود «امر حقیقی» نیست.
⬅️ پیشتر در یادداشتی ـ در طلیعه تأسیس کانال خوانشها ـ با عنوان «شورش امر مجازی علیه امر حقیقی»، به یک چرخش پارادایمی در عصر مدرن اشاره کرده بودم که چگونه مفهوم «مجازی» از یک پدیدهی حاشیهای، ثانویه و سایهوار، به قدرتی فعال و قوامبخش در شکلگیری هویت و واقعیت بدل شده است. در آنجا استدلال شد که امر مجازی دیگر بازتاب منفعل امر حقیقی نیست، بلکه خود در مقام سوژه، واقعیت بیرونی را بازتعریف کرده و بر آن مسلط میگردد.
⬅️ اکنون، با تجربهی زیستهی قطع شبکههای ارتباطی و مسدود شدن اینترنت، صورتبندی تازهای از این نزاع مفهومی پدیدار شده است که سزاوار واکاوی است. در مواجهه با قطعی اینترنت، نگاههای ذاتگرا و اثباتاندیش ـ که همواره درک مکانیکی و ابزارانگارانهای از پدیدههای انسانی دارند ـ با نوعی رمانتیسیسم خام، گمان میبرند که با قطع کابلهای ارتباطی، انسان از توهم جهان دیجیتال رها شده و بالاجبار به دامان اصالت «دنیای واقعی» و تعاملات سنتی بازمیگردد.
⬅️ اما این تقلیلگرایی تحلیلی، فهم پیچیدگی «سوژه» در جامعهی معاصر را نادیده میانگارد. از منظری انسانشناختی، در غیاب شبکههای معنایی، ما نه تنها شاهد بازگشت به یک واقعیت ناب و پیشینی نبودیم، بلکه با نوعی «تعلیق هستیشناختی» مواجه شدیم. انسانی که هویت، کنش اجتماعی و دیالوگ گفتمانیاش در درهمتنیدگی عمیق با امر مجازی بسط یافته بود، با انسداد این شریان، دچار نوعی کوری معرفتی و فلج هویتی گشت. در اینجا، مجازی بودن به معنای فقدان حقیقت نیست؛ بلکه خود حقیقت است که در فرمی دادهمحور تجلی یافته است. با مسدود شدن این فضا، آن «امر حقیقی» نیز بستر ظهور و بروز خود را از دست داد و به محاق رفت.
⬅️ در واقع، قطع اینترنت، کسر کردن یک «ابزار سرگرمی» از حیات روزمره نبود؛ بلکه حذف بستری بود که در آن «سیالیت معنا» تحقق مییافت. وقتی جامعهای امکان خوانش متقابل و مفاهمهی جمعی را از دست میدهد، به مجموعهای از یاختههای منزوی و سرگردان تقلیل مییابد. در چنین خلأ معرفتی و ارتباطیای امکان شکلگیری هرگونه توافق بیناذهنی بر سر مفاهیم بنیادین نیز از میان میرود.
⬅️ در نهایت، تجربهی این انقطاع، تأیید مضاعفی بر همان انگارهی پیشین است: در زیستجهان معاصر، امر مجازی دیگر در نقطهی مقابل امر حقیقی تعریف نمیشود؛ این دو در یک دیالکتیک پیچیده، حیات یکدیگر را تضمین میکنند. گرهگشایی از بحرانهای اجتماعی و فرهنگی، در گرو درک عمیق این درهمتنیدگی است، نه در پناه بردن به توهم حذف و انسداد آن. دور ماندن از چنگال این واقعیت تاریخی، تنها به تعمیق شکاف میان «سوژه» و «ساختار» خواهد انجامید.
🆔 https://t.me/Khanishha
Post #1382
933