💢48💢به یاد ویلفرد مادلونگ خاورشناس «همدل» و «زبردست»
✍️سیدمحمدهادی گرامی
⬅️ بالاخره ویلفرد مادلونگ ـ شیعهپژوه و اسلامپژوه پرآوازه ـ یکی از آخرین یادگارهای نسل کلاسیک خاورشناسان پرکشید. نسلی که عمدتا با تکیه بر دانشهای عمیق زبانی و رویکردهای فیلولوژیک بسیاری از زوایای متون کهن اسلامی را برای ما شکافتند؛ هر چند که با همه تحلیلهای آنان موافق نباشیم. مادلونگ کسی بود که از یکسو در سنت کلاسیک خاورشناسی جایگاه ممتازی داشت و از سوی دیگر پژوهشهایش نسبت به تشیع بسیار همدلانه بود.
⬅️ در میان پژوهشهاي معاصر غربی در خصوص عنصر اصلي هويّت تشيّع ـ یعنی حقانيت علي (ع) براي رهبري جامعه مسلمانان پس از مرگ پيامبر (ص) ـ اثر بزرگ ويلفرد مادلونگ با عنوان «جانشيني محمد» سایر آثار را مقهور خود کرده است(1). پيش از چاپ اين اثر، تاريخگزاران دانشگاهي از موضوعاتي همچون انتخاب علي (ع) توسط پيامبر (ص) و يا حتي اينكه علي (ع) خود را انتخاب شده ميدانست، دور افتاده بودند. پاسخ به برخي پرسشها نه فقط غيرواقعي، بلكه نوعي پوزيتيويسم خشن محسوب ميشد(2). در حالي كه بيشتر خاورپژوهان در بررسيهاي خود درباره واقعه غدير، به طور عام به منابع اهل سنّت مراجعه و از برداشتهاي ايشان گواه ميگرفتند و شيعه را فرقهاي جداي از جريان كلي اسلامي مطرح ميكردند، مادلونگ در میان آنان يك استثنا بود. اثر او «جانشيني محمد (ص)» ريشه در تلاشهاي پژوهشمندانه وي در همه متون كهن و معاصر و از جمله برخي از آثار انديشهوران شيعي دارد. درونمايه گرانبار اين كتاب و ديدگاه نويني كه نويسنده آن را بازتابانده است، همه پژوهشگران را به اين مهم سوق ميدهد كه با بازنگري در متون تاريخي ميتوان به تحليل رخدادهاي آن عصر پر حادثه پرداخت.
⬅️ رويكرد تحليلي مادلونگ به مسئله جانشيني پيامبر (ص) با تكيه بر بسياري از اصليترين مآخذ تاريخِ اسلام، ارزشِ ويژهاي به اثر وي بخشيده است. مؤلف در اين اثر بر خلاف ساير آثار سنّت شيعه پژوهي غربي كه اغلب اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اكرم (ص) را پديده اي متأخر و از پيامدهاي دعوتِ عبداللّه بن سبا به وصايت علي (ع) ميدانند، نخستين بذرهاي اين پديده را در واپسين لحظات حيات ایشان جستجو ميكند. نگاه جديد او سبب شده است واقعيّاتي كه تاكنون براي ديگر مؤلّفان اروپايي ناشناخته مانده بود، شناخته شود و در اين ميان روشن شود كه آراي شيعيان در تحليل بسياري از رخدادها به واقعیّت تاریخی نزدیکتر است(3).
⬅️ با این حال، بعید به نظر میرسد در نسل جدید شیعهپژوهان دانشگاهی بتوان کسی را به عنوان جایگزین او بازجست. چرا که به طور کلی سنت کلاسیک خاورشناسی با اتکا بر دینشناسی فیلولوژیک، در حال افول است. نسل بعدی جوانتر خاورپژوهان و یا حتی کسانی که داعیة شاگردی او را دارند و از صدقه سری او ارتزاق آکادمیک میکنند، در حد و اندازههای او نیستند و هیچ «ربط ارزشی» با دغدغههای علمی مادلونگ و شیوههای مطالعاتی او ندارند. این روزها دیگر ـ همانگونه که فان اِس در مقدمه کتاب سترگ الهیات و جامعه مینالد ـ جوانان غربی که خود را درگیر مطالعه ابژههای اسلامی میکنند کمتر از توان و دغدغههای علمی سنت کلاسیک خاورشناسی برخوردارند و سر خود را با وَررفتن با نسخههای خطی ـ عمدتا قرون میانهای ـ و مطالعۀ جزئینگرانة متون اسلامی با رویکردهای پوزیتویستی و تحلیلی گرم کردهاند.
⬅️ من همچنان بعید میدانم، اما امید دارم که کسانی هر چند اندک برای تداوم آن سنت کلاسیک بکوشند؛ چرا که اگر سنت خاورشناسی برای ما گفتنیهایی داشته باشد از دل همان رویکردهای کلاسیک برمیآید و آنچه از برخی جوانان اسلامپژوه اخیر غربی عرضه یا ترجمه میشود، چنان نیست که نتوان برای آنها بدیلی در سنت پژوهشهای اسلامی و حوزوی یافت و یا حتی گاهی «زیره به کرمان بردن» است.
*********
1. Madelung, W., The Succession to Muhammad: A Study of the Early Caliphate. Cambridge University Press, 1996.
2. Gleave, “Recent Research into the History of Early Shiism,” p. 1595.
3. نك: پورطباطبايى، «جانشينى حضرت محمد(ص) از منظر برون دينى».
🆔 https://t.me/Khanishha
Post #1117
7.96K