💢46💢یادداشتهای حجاب(4): چرا حجاب دستمایهی کشمکش اجتماعی در جامعهی معاصر شده است؟
✍️سیدمحمدهادی گرامی، امین شهبازی
⬅️در بخش چهارم یادداشتهای حجاب به مثابه نتیجهگیری کلان از مباحث پیشین، با استفاده از نگاه کلیفورد گیرتز انسانشناس فرهنگی برجسته، تلاش میشود مسئله حجاب در جامعه معاصر بررسی شود. در باب تغییر اجتماعی و علل آن نظریات گوناگونی در علوم اجتماعی بیان شده است. در نگاه گیرتز فرهنگ یک نظام سامانیافتهای از معانی و نمادها است که تعامل اجتماعی بر اساس آن شکل میگیرد؛ به عبارتی افراد بر اساس چارچوبی از باورها، نمادهای معنادار و ارزشهای جهانشان را تعریف میکنند.
⬅️از سوی دیگر در جوامع، ما شاهد الگوهای تعامل اجتماعی هستیم. این الگوهای تعامل صورت تحقق یافتهی همان سیستم فرهنگی است. به عبارت دیگر هنگامی که به معنای الگوهای تعامل اجتماعی نظر میکنیم، در واقع همان سیستم فرهنگی خودش را نشان خواهد داد. از این رو، الگوی تعامل اجتماعی و سیستم فرهنگی دو انتزاع متفاوت از یک پدیده هستند(رک، گیرتز، تفسیر فرهنگ ها،۱۹۲). برای مثال در بردهداری، یک الگوی تعامل اجتماعی در جامعه وجود دارد که شیوهی رفتار ارباب و برده را تعیین میکند؛ مثلا اختیار تنبیه کنیز. اگر به معنای این الگوی تعامل اجتماعی بپردازیم، این ارزش نمایان میشود که برده با انسان آزاد برابر نیست و مانند مِلک ارباب است و باید از اوامر ارباب تبعیت کند. در نتیجه این ارزش خودش را در تعامل اجتماعی نشان می دهد.
⬅️همانطور که در یادداشتهای قبلی بیان شد، ارزش محوری پشتوانهی هنجار حجاب در صدر اسلام، مبتنی بر ساختار طبقاتی اجتماع بود. کنش «با حجاب بودن» دال بر طبقه اجتماعی منحصر به فرد زن مومن آزاد به عنوان یک زن سطح بالای جامعه درک میشد. هنگامی که یک فرد حجاب بر تن مینمود، به دنبال بروز این نشانه بود که من یک زن مومن آزاد هستم و دارای احترام والاتر. از سوی دیگر، این معنا و ارزش در ساختار نظام طبقاتی یعنی بردهداری نیز بازنمود داشت و تعامل اجتماعی میان افراد آزاد و برده با این سیستم فرهنگی در هم تنیده و سازگار بود. لذا عملا زنان مشتاق بودند حجاب بر تن کنند، زیرا تعاملات اجتماعی آنها نیز تحت تاثیر قرار میگرفت. بیحجابی برای یک زن مومن آزاد به منزله رفتار مانند یک کنیز بود و این را قبیح و دون شأن میدانست.
⬅️حال مسئله این است که چه زمانی کشمکش اجتماعی رخ میدهد؟ کلیفورد گیرتز بر این باورست که علت کشمکش به ناهمخوانی میان چارچوب فرهنگی و الگوبندی تعامل اجتماعی باز میگردد. لازم به توجه است که ساختار اجتماعی و نظام فرهنگی دارای استقلال نسبی و در عین حال به یکدیگر وابسته هستند (همان، 225).
⬅️در زمان حاضر، الگوی تعامل اجتماعی دیگر بردهداری نیست و عملا ارزش محوری حجاب که منطق پشت پردهی آن بود از بین رفته است. در این میان معناهای دیگری در طول تاریخ به عنوان هستهی بنیادین حجاب مبتنی بر عفت زنان، کنترل شهوت جامعه و مانند آن ارائه شده است. اما آیا معانی فرهنگی ارائه شده برای حجاب با ساختار تعامل اجتماعی همخوان است؟ اگر همخوان باشد دیگر کشمکش اجتماعی رخ نخواهد داد و اگر ناهمخوان باشد جامعه دچار گسست خواهد شد: "انسان به زندگی در جهانی نیاز دارد که بتواند معنایی را به آن نسبت دهد و احساس کند جوهره این معنا را میتواند پیدا کند" (همان، ٢٢٦).
⬅️در جامعه فعلی، کنش «با حجاب بودن» معانی متعددی پیدا کرده است؛ هنوز عدهای هستهی ارزشی عفت زنان و کنترل جنسی و مانند آن را درک نمیکنند و این را عقلانی نمیدانند. از طرف دیگر، گروهی این کنش را با معنای سیاسی لحاظ میکنند و نشانهی پیروزی یا شکست حکومت اسلامی میدانند. از سوی دیگر، افرادی پوشش را حکم الهی و تبعیت از آن را واجب و نشانهی دینداری میدانند. حال کدامین معنا با الگوهای تعامل اجتماعی سازگار است؟
⬅️این تکثر در معنا و از بین رفتن ساختار طبقاتی در جامعه معاصر، سبب کشمکش در میان مردم شده است. عملا معانی مبتنی بر عفت و کنترل شهوت در میان گروهی از افراد مورد پسند واقع نشد و عدم سازگاری میان الگوهای تعامل اجتماعی و معانی فرهنگی سبب بروز گسست موجود در جامعه گشت.
#حجاب #حجاب_اجباری #حجاب_اختیاری #صدر_اسلام #انسانشناسی_تاریخی #هادی_گرامی #امین_شهبازی
🆔 https://t.me/Khanishha
Post #1035
2.26K