چرا نوشتهمان شبیه فکرمان نیست؟ دربارهی نثر خوب، رازهای نوشتن و بازنویسی
گاهی چیزی را خوب میدانیم، اما همین که قلم به دست میگیریم، نمیتوانیم آن را بنویسیم. جمله آغاز میشود، طولانی میشود، شاخه میزند، از فعلش دور میافتد و سرانجام چیزی روی صفحه میماند که خودمان هم مطمئن نیستیم همان چیزی باشد که میخواستیم بگوییم. مشکل کجاست؟ آیا واژه کم داریم؟ دستور زبان نمیدانیم؟ یا ممکن است مسأله بنیادیتر باشد: شاید هنوز آنچه گمان میکنیم فهمیدهایم، بهقدر کافی روشن نفهمیدهایم.
در این گفتار، جستاری خواندنی از بهاءالدین خرمشاهی با عنوان «روانشناسی نثر» را آغازگاه بحث قرار میدهم تا همراه وی به پشت صحنهی جمله برویم. به جایی که فکر هنوز به جمله درنیامده و نویسنده باید میان آنچه در ذهن میاندیشد و آنچه خوانندهی صفحه پیش رویش میبیند پلی بزند. خرمشاهی از دشوارنویسی و آموزش نوشتن تا «بیماری نحو»، عربیگرایی، فرنگیگرایی، نثر معیار و واژهسازی سخن میراند و، آگاهانه یا ناآگاهانه، پرسشی بزرگتر را پیش روی ما میگذارد: نثر چه نسبتی با طرز فکرکردن ما دارد؟
در «کارگاه نثرنویسی» من که در پنج جلسه به زودی برگزار میشود از این پرسش آغاز میکنم. در این کارگاه قرار نیست صرفاً یاد بگیریم که کدام «را» را حذف کنیم، جمله را کجا کوتاه کنیم یا چه واژهای را به جای چه واژهای بنشانیم. البته که اینها همه ضروریاند، ولی مسألهی اصلی پیش و بیش از آنهاست. میخواهیم ببینیم جمله چگونه ساخته میشود، پاراگراف چگونه فکر را پیش میبرد، ابهام چگونه به نثر راه مییابد و هنر بازنویسی چگونه میتواند نه فقط متن، بلکه خود اندیشه را دگرگون سازد.
از این منظر، «بیماری نحو» تنها بیماری جمله نیست. گاهی آشفتگی جمله، از آشفتگی خود اندیشه خبر میدهد وقتی نمیدانیم کدام گزاره اصل است و کدام فرع، چه چیزی علت است و چه چیزی نتیجه، جمله نیز سرگردان مینماید و نمیداند کجا باید آغاز شود و کجا پایان یابد.
در پنج جلسه، از روانشناسی نوشتن به معماری جمله، از جمله به پاراگراف و ساختمان متن، سپس به سبک و صدای نویسنده و سرانجام به مهمترین مرحلهی نویسندگی، یعنی بازنویسی، خواهیم رسید. با متنهای واقعی کار خواهیم کرد: حذف میکنیم، جابهجا میکنیم، تقلید میکنیم، جملهای را به چند صورت مینویسیم و نوشتهی خودمان را از نو میسازیم.
این کارگاه بر یک فرض ساده بنا شده است:
نثر خوب لباس زیبایی نیست که پس از پایان فکر بر تن آن کنیم. نوشتن یکی از جاهایی است که خودِ فکر در آن ساخته میشود.
بنابراین پرسش نهایی ما این نیست که «چگونه زیباتر بنویسیم؟»
پرسش دشوارتر و جذابتر این است:
چگونه جملهای بنویسیم که از فکرمان روشنتر نباشد، بلکه فکرمان را روشنتر کند؟
گفتاری تا چند ساعت دیگر همزمان در یوتیوب و کلابهاوس
https://youtube.com/live/P4zAuuW_hDg?feature=share
Post #5225
1.42K