منتسکیو در حال اندیشیدن: دربارهی کتاب «اندیشههای من»
کتابهای بزرگ معمولاً اندیشه را پس از پایان کار به ما نشان میدهند: مفاهیم تعریف شدهاند، استدلالها نظم یافتهاند و تردیدها و راههای رهاشده از متن کنار گذاشته شدهاند. اما اگر میتوانستیم وارد کارگاه یک فیلسوف شویم و اندیشه را پیش از آنکه به نظریه تبدیل شود ببینیم چه تغییری را در فهم خود از اندیشهها و آثار وی تجربه میکردیم؟ «اندیشههای من» (Mes Pensées) منتسکیو فرصت چنین تجربهای را به ما میدهد.
«اندیشههای من» کتابی به معنای متعارف کلمه نیست. مجموعهای است از یادداشتها، حکایتها، مشاهدات، فرضیهها، نقلقولها و اندیشههای ناتمام که منتسکیو طی چند دهه ثبت کرده است. ارزش اصلی اثر به همین پراکندگی است. اینجا منتسکیو را نه در مقام مؤلف روح القوانین که پاسخهایش را یافته، بلکه در مقام متفکری میبینیم که هنوز سؤال میکند، دست به مقایسه میزند، فرضیه میسازد، آن را میآزماید، نقض مینماید و از نو آغاز میکند.
چگونه مشاهدهای دربارهی ایران یا روم به اندیشهای دربارهی استبداد تبدیل میشود؟ چگونه تفاوت آداب ملتها منتسکیو را به پرسش از نسبت قانون، اقلیم، دین و شیوهی زندگی میرساند؟ چرا آزادی را نمیتوان صرفاً «انجام دادن آنچه میخواهیم» دانست؟ چرا قدرت باید با قدرت محدود شود؟ و چگونه «ترس» از یک احساس فردی به اصل سازماندهندهی نوعی حکومت تبدیل میشود؟
در این میان، ایران جایگاهی ویژه دارد. «ایران» منتسکیو صرفاً کشوری دوردست نیست؛ ابزاری برای ایجاد فاصله است. ایرانیِ نامههای ایرانی به پاریس میآید و چیزهایی را عجیب مییابد که فرانسویان طبیعی میپندارند. از همین رو پرسش مشهور «چگونه میتوان ایرانی بود؟» را میتوان وارونه کرد: چگونه میتوان فرانسوی بود؟ چگونه امری تاریخی، تصادفی و محلی چنان طبیعی جلوه میکند که دیگر حتی آن را نمیبینیم؟
از «نامههای ایرانی» تا «اندیشههای من» و سرانجام روح القوانین، مسألهای واحد به صورتهای مختلف بازمیگردد: چگونه از جای خود فاصله بگیریم تا بتوانیم آن را بفهمیم؟
از این منظر، «اندیشههای من» حلقهی گمشدهای میان منتسکیوی رماننویس و منتسکیوی نظریهپرداز است. در نامههای ایرانی، او جهان را با تغییر زاویهی دید غریب میکند؛ در «اندیشههای من»، مشاهدات و مقایسهها را میآزماید؛ و در روح القوانین، از دل آنها نظریهای دربارهی قانون، آزادی و صورتهای حکومت میسازد.
این گفتار دربارهی کتابی است که در آن مهمترین چیز پاسخهای منتسکیو نیست، بلکه طرز رسیدن او به پرسشهاست. در«اندیشههای من» با بنای تمامشدهی فلسفه مواجه نیستیم؛ به کارگاه اندیشهی وی قدم میگذاریم. جایی که یادداشت هنوز مفهوم نشده، مشاهده هنوز نظریه نشده و راههای مختلف هنوز گشودهاند. در «اندیشههای من» منتسکیو را نه پس از اندیشیدن، که در حال اندیشیدن میخوانیم.
https://youtube.com/live/f7qvTwqbScE?feature=share
Post #5218
1.75K