💗 بیت کجاست؟
🖼 مجموعهروایت #از_قلب_کشوردوست
✏️ داشتم وضو میگرفتم که این بار بهجای اینکه من پرسشگر باشم، او پرسید: «بیت کجاست؟» گفتم: «همینجا.» و تا آستینم را پایین بکشم، مثل ماهی زیر دستم لیز خورد و رفت.
✏️ نمازم را که سلام دادم، نیمرخش را شناختم. خودش بود. جلویش روی دو زانو نشستم. حالا نوبت من بود: «چرا پرسیدی بیت کجاست؟ مگه خرابهها رو ندیدی؟» یک مکث کوتاهی کرد: «فکر میکردم بیت یه خونهس یا یه ساختمون با شرایط امنیتی ویژه. مثل همونایی که توی فیلما نشون میدن.» داشتم برایش مجموعهی بیت را توضیح میدادم که گفت: «ما خونهمون ملارده، نزدیک موشکی. بوی باروت رو خوب میشناسم. وقتی رفتم سجده، اینجا بوی باروت میاومد.»
✏️ انگار که دلش بخواهد بیشتر از خودش بگوید، ادامه داد: «من آدم عاطفیای نیستم، ولی با اینکه مامانم تازه از بیمارستان مرخص شده بود، اومدم که اینجا رو ببینم و خیلی دلم گرفت. راستش من برای هر چیزی دنبال دلیلم. سه سال پیش با اینکه خودم حجاب داشتم، اما زن، زندگی، آزادی رو قبول داشتم. به خودم گفتم میرم حوزه ببینم چه خبره و دین یعنی چی؟ من رفته بودم با دین مچ بندازم که مچم زمین خورد و موندگار شدم.»
✍ منصوره جاسبی
📩 روایتهای رسانه ریحانه از رواق کشوردوست، شماره ۱۰۷
🖥 @Keshvardust_ir
Post #2692
3.63K

- 😭 10
- ❤ 6