💗 به مَقتل خیلی نزدیکیم
🖼 مجموعهروایت #از_قلب_کشوردوست
✏️ آقای جوانی راهنما و همراه من است. ماسک دارد و جز نام خانوادگی چیزی از او نمیدانم. کارت را به دستم میدهد و از صف مهمانها عبور میکنم. همهجا برایم غریبه است. نورهای قرمزی از داخل ساختمانها پیداست. دیوارها با ترکشهای ریز و درشت زخمی شدهاند. موکتهای قرمز زیر پایمان پهن است. اتاقک پاسدارها فروریخته و هیچچیز خیابان کشوردوست شبیه قبل نیست. مهمانها یکییکی پا روی موکتهای قرمز میگذارند و جلو میروند.
✏️ انتهای رواق کشوردوست، عکس بزرگی از آقاست که با لبخند و نگاهش، خوشآمد میگوید. همه در سکوت حرکت میکنند. همه چشم و گوش شدهاند و به آنچه میبینند فکر میکنند. بوی عطر خوشی تمام رواق را پر کرده است. حسی شبیه بهت اولین رویارویی با حرم سیدالشهدا را دارم. عطر سیب میآید و همهجا سرخ است. به مَقتل خیلی نزدیکیم.
📩 روایتهای رسانه ریحانه از رواق کشوردوست، شماره ۱۰۳
📢تلگرام | ایتا | بله | روبیکا | سروش | ایکس | اینستاگرام
🖥 @Keshvardust_ir
Post #2658
192

- ❤ 6