در اعلامِ برائت از فضای مسمومِ انجمنهای شعر و شاعرانِ انجمنی نوشته آمد:
دیوانهام، لباسِ پر از چاکِ من جداست
از خیلِ دلقکان، دلِ غمناکِ من جداست
استاد! شاعری اگر این تیپِ خوشکل است
خوشحالم از تو وضعِ اسفناکِ من جداست
با هر نفس به گُرده کشیدیم نامِ شعر
از نام، نشئهای تو و تریاکِ من جداست
بیچارههای از سرِ تشویق و دست مست
دیوانگیست مستیِ من، تاکِ من جداست
فریادها زدیم، ولی از میانِ راه
پیچانده برنگشت، که پژواکِ من جداست
بینِ شما نشستهام و دورم از شما
گلدانِ توی باغچهام، خاکِ من جداست
«حمید زارعیِ مرودشت»
ـ @berkeye_kohan ـ
Post #2810
1.73K
Forwarded from برکهی کهن (حمید زارعی مرودشت)