TGViewer
کاریزگاه کاریزگاه @karizga · 319 subscribers
Post #2376 67
مادر مرا زاده ولی زادم به قصد انتظار
نافم بریده قابله در لحظه‌هایی بی‌قرار

از کودکی‌ام تا کنون مُردم هزاران مرتبه
صد بار صد تکّه شدم از تیغ کُند انتظار

آفت زده بر دامنم در مرز پاکی ساکنم
دارد خرابی‌ می‌رسد این‌ سوی‌ مرز‌‌ اضطرار

عسرت چنان دیوی کلان افکنده چنگش بر گلو
مرگ است همزاد نفس در دست دیوی کهنه‌کار

بیگانگی آسان‌ترین شیوه برای زندگی‌ست
ویژه همین مرگی که شد لَختی حیاتم پای دار

یزدان رحیمی

#شعری_بخوانیم
#غزل
@karizga
More from @karizga
  1. Sep 19, 2026"جوراب قرمز" او مسلمان‌زاده‌ای بود، لیک تنها. او که مهمان مسیحا شد، ساکن دیری دیر! [سنگ‌ها…
  2. Sep 14, 2026درجا زده‌ام، حرف دروغی‌ست افق تصویر سرابی‌ست، پر از حرف تپق هر گام که برداشته‌ام، شد نیرنگ…
  3. Sep 13, 2026بیهوده‌ترین ناز همان ناز ادیب است! از شاربِ چون شاخ کسی ناز خریده است؟ یزدان رحیمی #شعری_ب…
  4. Sep 13, 2026ما به جنون نشستیم چون صید بی‌رهایی از غول چاره‌ای نیست آواره‌ی جنون را یزدان رحیمی #شعری_ب…
  5. Sep 13, 2026واپسین بار که از رنگ مرا درکی بود صبح پایان شبی بود که پروانه شدم یزدان رحیمی #شعری_بخوانی…
  6. Sep 13, 2026دوستان جان! در رکن سوم این دو مفرد اخیر به جای مفاعیل در رکن سوم مفاعیلن آوردم و والله ایر…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →