TGViewer
Channel Public Channel
کانون شعر و ادب

کانون شعر و ادب

@kanoon_sher_lu

کانون شعر و ادب دانشگاه لرستان📚

ارتباط با ادمین: @kanoon_sher_admin
Subscribers
185
Photos
68
Videos
3
Links
12
Recent Posts 20 shown
Post #500 19
نبود نقش دو عالَم، که رنگ الفت بود
زمانه طرح محبّت، نه این زمان انداخت

حافظ


🆔️@kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب
  • ❤ 4
Post #499 35
بر زبان گر برود یاد مَنَت باکی نیست

پادشاهان به غلط یادِ گدا نیز کنند...

اوحدی


🆔️@kanoon_sher_lu |کانون شعر و ادب
  • ❤ 5
  • 👎 1
Post #498 49
📖یک ترم تازه، چند کتاب تازه و جهان‌هایی که هنوز کشفشان نکرده‌ایم.✨📖


🔹کانون شعر و ادب دانشگاه لرستان برگزار می‌کند:

📚نمایشگاه کتاب با تخفیف ویژه

🔹در موضوعات روانشناسی، رمان، تاریخ و ادبیات و...

📍مکان: دانشکده اقتصاد
📆زمان: از ۵ مهر لغایت ۱۸ مهر



🆔@kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب🌱
  • ❤ 10
Post #497 43
سختی جانم بین که چون، سوز ترا تاب آورم
ناچیز گردد، گر فتد یک شعله در نی همچنین

امیرخسرو_دهلوی


🆔️@kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب
  • ❤ 6
Post #496 54
چه خوش است در فراقی
همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی
به کف اوفتد وصالی

‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌
سعدی


🆔️@kanoon_sher_lu
کانون شعر و ادب
  • ❤ 6
Post #495 57
#مبارزه_با_نشر_جعلیات

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من

خاک من گل شود و گل شکفد از گل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

این شعر جعلی است و از مولانا نیست.

🆔@kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب
  • ❤ 9
Post #494 51
صبوری کردم و بستم نظر از ماه سیمایی
که دارد چون من بیتاب هر سو ناشکیبایی

هاتف اصفهانی

🆔️ @kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب
  • ❤ 5
  • 👏 1
Post #493 79
اگر یک ذره رحمت هست بر من
مکن تأخیر تا هنگام دیگر

خلاصم ده خلاصم ده خلاصی
که سخت افتاده ام در دام دیگر

مولانا‌


🆔️@kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب
  • ❤ 5
Post #492 85
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی درد مند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرامو روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب

۳۰ شهریور، زادروز فریدون مشیری.🌱

🆔@kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب
  • ❤ 7
Post #491 64
#مبارزه_با_نشر_جعلیات

ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد
ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که با هر نگه دوست
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت

این شعر جعلی است و از سعدی نیست.

🆔@kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب
  • ❤ 8
Post #490 71
#متون_نثر
#گلستان_سعدی

بابِ اول در سیرت پادشاهان
حکایت [۵]

سرهنگ‌زاده‌ای را بر در سرایِ اِغْلَمِش* دیدم که عقل و کِیاستی و فهم و فِراستی زاید‌الوصف داشت، هم از عهدِ خُردی آثارِ بزرگی در ناصیهٔ* او پیدا.

بالایِ سرش ز هوشمندی
می‌تافت ستارهٔ بلندی


فی‌الجمله مقبولِ نظرِ سلطان آمد که جَمالِ صورت و معنی داشت و حکما گفته‌اند: توانگری به هنر است نه به مال و بزرگی به عقل است نه به سال. ابنایِ جنسِ* او بر منصبِ او حسد بردند و به خیانتی متّهم کردند و در کشتنِ او سعی بی‌فایده نمودند.
دشمن چه زند چو مهربان باشد دوست؟
مَلِک پرسید که موجبِ خصمیِ اینان در حقِ تو چیست؟ گفت: در سایهٔ دولتِ خداوندی دامَ ظِلُّهُ* همگنان را راضی کردم مگر حسود را که راضی نمی‌شود الّا به زوالِ نعمتِ من؛ و اقبال و دولتِ خداوند باد.

توانم آن‌ که نیازارم اندرونِ کسی
حسود را چه کنم؟ کو ز خود به رنج در است

بمیر تا برهی، ای حسود کاین رنجی‌ است
که از مشقّتِ آن جز به مرگ نَتْوان رست


شوربختان به آرزو خواهند
مُقبلان را زوال نعمت و جاه

گر نبیند به روز شَب‌پّره چشم
چشمهٔ آفتاب را چه گناه؟

راست خواهی، هزار چشمِ چنان
کور بهتر که آفتابْ سیاه



واژگان دشوار:
سرای اِغلَمِش: کاخ اغلمش
ناصیه: پیشانی
ابنای جنس: همکاران
دامَ ظِلُّهُ: سایه او بر دوام باد


🆔@kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب
  • ❤ 7
Post #489 76
منم که شعر و تغزل پناهگاه من است
چنان که قول و غزل نیز، در پناه من است

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد.🌱

🆔@kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب
  • ❤ 10
Post #487 83
طبع من بلبل گلزار صفا بود و صفی
که چو مرغان بهشتی به صفیر آمده است

شهریار


🆔️@kanoon_sher_lu| کانون شعر و ادب
  • ❤ 6
Post #486 87
#مبارزه_با_نشر_جعلیات

گرم بیایی و پرسی چه بردی اندر خاک
ز خاک نعره برآرم که آرزوی تو را

این بیت جعلی است و از بیدل دهلوی نیست.

🆔@kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب
  • ❤ 10
Post #485 100
کانون شعر و ادب #متون_نثر #گلستان_سعدی بابِ اول: در سیرت پادشاهان حکایت [۴] طایفهٔ دزدانِ عرب بر سرِ کوهی نشسته بودند و منفذِ* کاروان بسته، و رعیّت بُلدان* از مکایدِ ایشان مرعوب* و لشکرِ سلطان مغلوب. به‌حکمِ آنکه مَلاذی مَنیع* از قلّهٔ کوهی بدست آورده بودند و مَلجأ* و…
#متون_نثر
#گلستان_سعدی

بابِ اول در سیرت پادشاهان
ادامهٔ حکایت [ ۴ ]

نسلِ فسادِ اینان منقطع کردن اولی‌تر است و بیخِ تبارِ ایشان برآوردن که آتش وانشاندن و اخگر* گذاشتن و افعی کشتن و بچه نگاه‌داشتن کارِ خردمندان نیست.

ابر اگر آب زندگی بارد
هرگز از شاخ بید بَر نخوری

با فرومایه روزگار مبر
کز نیِ بوریا شکر نخوری


وزیر این سخن بشنید. طَوعاً و کَرهاً* بپسندید و بر حسنِ رایِ ملک آفرین خواند و گفت: آنچه خداوند، [دامَ‌مُلکُهُ]، فرمود عینِ مصلحت است و حقیقت که اگر در سِلکِ صحبتِ* آن بَدان منتظم ماندی طبیعتِ ایشان گرفتی، امّا بنده امیدوار است که در عشرتِ صالحان* تربیت پذیرد و خویِ خردمندان گیرد که هنوز طفل است و سیرت بَغْی* و عِناد* این گروه در [نهادِ] او متمکّن نشده؛ و در حدیث است: ما مِنْ مولودٍ اِلاّ و قَدْ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ فَأبَواهُ یُهَوِّدانِهِ و یُنَصِّرانِهِ و یُمَجِّسانِهِ.

(هیچ کودکی نیست جز اینکه مطابق فطرت به دنیا می‌آید و پدر و مادرش وی را به آیین یهود یا نصرانی یا به کیش مجوس بار می‌آورند.)


با بدان یار گشت همسرِ لوط
خاندان نبوّتش گم شد

سگِ اصحابِ کهف روزی چند
پیِ نیکان گرفت و مردم شد


این بگفت و طایفه‌ای از ندما[یِ ملک با وی] به شفاعت یار شدند تا ملک از سرِ خونِ او درگذشت و گفت: بخشیدم اگرچه مصلحت ندیدم.

دانی که چه گفت زال با رستمِ گُرد؟
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد

دیدیم بسی، که آبِ سرچشمهٔ خرد
چون بیشتر آمد شتر و بار ببرد


[فی‌الجمله] پسر را بناز و نعمت بر آوردن گرفت* و استادِ ادیب به تربیتِ او نصب کرد تا حسنِ خِطاب و ردِّ جوابش درآموخت و سایر آدابِ خدمتِ ملوکش تعلیم کرد، چنان که در نظرِ بزرگان پسند آمد. باری، وزیر از شمایلِ او در حضرتِ سلطان شمّه‌ای می‌گفت که تربیتِ عاقلان در او اثر کرده [است] و جهلِ قدیم از جِبِلّتِ* او به دربرده. ملک را [از] این سخن تبسّم آمد و گفت:

عاقبت گرگ‌زاده گرگ شود
گرچه با آدمی بزرگ شود


سالی دو بر این برآمد. طایفهٔ اوباشِ محلّت* در او پیوستند و عقدِ مرافقت* بستند تا به وقتِ فرصت وزیر و هر دو پسرش را بکشت و نعمت بی‌قیاس برداشت و در مَغارهٔ دزدان به جایِ پدر بنشست و عاصی شد. ملک دستِ تحیّر به دندان گزیدن گرفت و گفت:

شمشیرِ نیک از آهنِ بد چون کند کسی؟
ناکس به تربیت نشود ای حکیم کَس

باران که در لطافتِ طبعش خِلاف نیست
در باغ لاله روید و در شوره‌بوم خَس

زمینِ شوره سنبل بر نیارد
در او تخم و عمل ضایع مگردان

نکویی با بَدان کردن چنان است
که بَد کردن به جایِ نیک‌مردان



واژگان دشوار:
اخگر: پاره آتش
طوعاً و کرهاً: خواه ناخواه
سِلکِ صحبت: رشتهٔ همنشین
عشرت صالحان: معاشرت با نیکان
بغی: سرکش
عناد: ستیزه کردن
برآوردن گرفت: شروع به پرورش و تربیت آن پسر کرد
جبلت: سرشت
اوباش محلت: فرومایگان کوی
عقد مرافقت: پیمان دوستی

🆔@kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب
  • ❤ 6
Post #484 80
#مبارزه_با_نشر_جعلیات

و خدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب
شهر بی یار، مگر ارزش دیدن دارد؟

این بیت جعلی است و از شهریار نیست.

🆔@kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب
  • ❤ 5
Post #483 100
داشت سودای رخش وحشی به سر، در هر نفس
لیک از آن سودا چه حاصل یک‌دمش سودی نداشت

وحشی بافقی

🆔 @kanoon_sher_lu |کانون شعر و ادب
  • ❤ 5
Post #482 110
#متون_نثر
#گلستان_سعدی

بابِ اول: در سیرت پادشاهان
حکایت [۴]

طایفهٔ دزدانِ عرب بر سرِ کوهی نشسته بودند و منفذِ* کاروان بسته، و رعیّت بُلدان* از مکایدِ ایشان مرعوب* و لشکرِ سلطان مغلوب. به‌حکمِ آنکه مَلاذی مَنیع* از قلّهٔ کوهی بدست آورده بودند و مَلجأ* و مأوای* خود کرده. مدبّرانِ ممالک آن طرف در دفعِ مضرّت ایشان مشورت کردند که اگر این طایفه هم برین نَسَق* روزگاری مداومت نمایند مقاومت ممتنع گردد.

درختی که اکنون گرفته‌ست پای
به نیرویِ مردی برآید ز جای

و گر همچنان روزگاری هِلی
به گردونش از بیخ، بر نگسلی

سرِ چشمه شایَد گرفتن به بیل
چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل


[سخن]بر این مقرّر شد که یکی به تجسّسِ* ایشان برگماشتند و فرصت نگاه می‌داشتند تا وقتی که بر سر قومی رانده بودند و مقام خالی مانده، تنی چند مردان واقعه‌دیدهٔ جنگ‌آزموده [را] بفرستاد[ند] تا در شِعْبِ جبل* پنهان شدند. شبانگاه که دزدان باز آمدند، سفرکرده و غارت‌آورده، سلاح بگشادند و رخت و غنیمت بنهادند. نخستین دشمنی که بر سر ایشان تاختن آورد خواب بود. چندان که پاسی از شب در گذشت،

قرصِ خورشید در سیاهی شد
یونس اندر دهانِ ماهی شد


مردانِ دلاور از کمینگاه به در جستند و دستِ یکان‌ یکان بر کِتف بستند و بامدادان به درگاه ملِک حاضر آوردند. همه را به کشتن اشارت فرمود. در آن میان جوانی بود میوهٔ عنفوانِ شبابش* نورسیده و سبزهٔ گلستانِ عذارش نودمیده. یکی از وزرا پایِ تختِ ملک را بوسه داد و رویِ شفاعت بر زمین نهاد [و] گفت: این پسر هنوز از باغِ زندگانی بر نخورده و از رَیعانِ جوانی* تمتع نیافته. توقّع به کرم و اخلاق خداوندی‌ چنان است که به بخشیدنِ خون این جوان بر بنده منّت نهد. ملک روی از این سخن در هم کشید و موافقِ رایِ بلندش نیامد و گفت:

پرتوِ نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است
تربیت نااهل را چون گِردِکان بر گنبد است




حکایت ادامه دارد.



واژگان دشوار:
منفذ: گذرگاه
بُلدان: شهرها
مرعوب: ترسان
ملاذی منیع: پناهگاهی بلند و استوار
ملجأ: پناه جای
مأوا: جایگاه بودن و زیست
نَسَق: روش
تجسس: خبر جستن
شِعبِ جَبل: راه در کوه
عُنفُوان شبانش: آغاز جوانی
رَیعان جوانی: رونق جوانی


🆔 @kanoon_sher_lu | کانون شعر و ادب
  • ❤ 6
Post #481 106
نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی

مرو به خشک که دریای باصفات منم

مولانا
  • ❤ 8
Post #480 151
اگر شیری اگر میری اگر مور
گذر باید کنی آخر لب گور

دلا رحمی بجان خویشتن کن
که مورانت نهند خوان و کنند سور

باباطاهر
  • ❤ 9
Older posts →

About this channel

How can I read @kanoon_sher_lu without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for کانون شعر و ادب: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does کانون شعر و ادب have?
کانون شعر و ادب (@kanoon_sher_lu) has 185 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does کانون شعر و ادب know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →