TGViewer
Channel Public Channel
علیرضا کفایی(گاه نوشت) انسانم آرزوست

علیرضا کفایی(گاه نوشت) انسانم آرزوست

@kafaeealirezaa

هر نوع سلطنت مطلقه، حتی معتدل‌ترین نوع آن و هر گونه اشرافیت حتی اصلی‌ترین شکل آن به حق توهینی به مقام انسانیت است.
_________________
Subscribers
1.43K
Photos
1.5K
Videos
334
Links
1.2K
Recent Posts 20 shown
Post #5346 4
این‌گونه حکومت‌ها که می‌توان آنها را دموکراسیِ مسخ‌شده نامید، اگر قدرتِ مطلق را در دست داشته باشند و زمانه ایجاب کند، به هیچ‌گونه از عاطفه و ادراکِ بشری اعتنا نمی‌کنند.

ولی چون زمانه رنگی دیگر گیرد، پای مذهب یا حماسه‌های تاریخی یا سُنن ملّی را به میان می‌کشند و به عنوان پشتیبانی و هواداری از اینها عوام را فریفته و سرگرم می‌دارند.
در دموکراسی‌های مسخ‌شده، تن و روانِ مردم را در زنجیر نگاه می‌دارند. به کودک و پیر و جوان اندرز می‌دهند که در برابرِ محرومیّت و ستم‌کشی هرچه صبورتر باشند و از تاریخ حجّت می‌آورند که نیاکانِ آنان نیز چنین بودند و سرانجام از خداوند متعال خواستار می‌شوند که آنان را در این خدمت و امرِ خیر یاری فرماید.

✍دکتر اسلامی نُدوشن
🌀تفکر
@kafaeealirezaa
Post #5345 51

Forwarded from سایت خبری-تحلیلی کلمه

‍ 🟰 شریف چون میرحسین و نجیب، چون دخترانش

میرحسین سال‌ها حصر را به جان خرید تا در سمت درست تاریخ بایستدسمت مردم
داستان او، داستان صبر است، صبری از جنس بغض‌های چندساله که گذر زمان، حقانیت آن را در پس سال‌ها تحریم، انزوا و تلاطم‌های سیاسی به اثبات رساند. قضاوت عملکرد او و نقش آن هاله نور معروف در اتفاقات دو دهه اخیر را به تاریخ می‌سپاریم
اما آنچه امروز در برابر دیدگان ماست، ایستادگی و سلامت این خانواده است.

دختران میرحسین، میراث‌دار شرافت پدرند. نه از رانت بهره بردند، نه به واسطه نامش برصندلی مدیریتی تکیه زدند و نه در تلاطم ثروت‌اندوزی و نمایش‌های پرهزینه در خارج از مرزها، آلوده شدند. آنان همچون مردم عادی زیستند و زیستن شرافتمندانه را معنا کردند. شایعه اخیر مرگ میرحسین، تلنگری بود تا بار دیگر یادمان بیاید که یاحسین مردم، نه در هیاهوی قدرت، که در قلب کسانی طنین‌انداز است که آقازادگی را نه در انحصار و رانت، که در نجابت بی‌ادعا یافتند
در روزگاری که واژه آقازاده با رانت و انحصار گره خورده، دختران میرحسین موسوی تعریفی متفاوت از شرافت ارائه دادند. آقازاده‌های بی‌ادعا بودن، میراثی است که از پدری شریف به ارث برده‌اند.

منبع: کانال تلگرام فردای بهتر

@Kaleme
Post #5344 326
چه خوب که قانون "جرم سیاسی" اجرا نمی‌شود!

✍عیسی سحرخیز

تجمع‌های بدون مجوز، همراه با شعار علیه یک یا دو رئیس قوای کشور، از جمله تظاهرات سازماندهی شده اخیر عده ای در خیابون پاستور، بدون شک از مصادیق "جرم سیاسی" است.

نمونه‌ی بارز آن همین تجمع بدون مجوز زنان محجبه است که خبر، عکس و فیلم آن به صورت گسترده منتشر شده و محوریت شعارها هم علیه پزشکیان و قالیباف بوده است:

«پزشکیان و قالیباف رو میدیم، اورانیوم نمیدیم»


اگر اصل بر اجرای قانون باشد، آن هم
"قانون جرم سیاسی" مصوب ۲۰ اردیبهشت ۹۵ مجلس شورای اسلامی، طبیعتا مدعی‌العموم یا رئیس قوه قضائیه باید آمرین، عاملین و حاضرین در این نوع گردهم‌آیی‌هایی را دستگیر، محاکمه و مجازات کنند.

چون "ماده ۱" این قانون صراحت دارد:
"هر یک از جرائم مصرح در ماده (۲) این قانون چنانچه با انگیزه اصلاح امور کشور علیه مدیریت و نهادهای سیاسی یا سیاست‌های داخلی یا خارجی کشور ارتکاب یابد، بدون آنکه مرتکب قصد ضربه‌زدن به اصل نظام را داشته باشد جرم سیاسی محسوب می‌شود."

منظور از جرائم "ماده ۲" هم از جمله "توهین یا افتراء به روسای سه قوه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و... است که مصداق آن در تجمع خیابان پاستور می‌شود روسای قوای مجریه و مقننه، پزشکیان و قالیباف.

نگارنده که خود نامش به عنوان اولین "مجرم سیاسی"، به دلیل توهین به رئیس قوه قضائیه وقت، صادق لاریجانی، ثبت شده است، بر خلاف بسیاری که معتقدند این نوع تظاهرات را باید جمع کرد، باور دارد که اتفاقا باید از این موارد استقبال  هم کرد، چون  زمینه سازی‌های لازم را برای گسترش "گردهم‌آیی‌های مسالمت‌جویانه" فراهم می‌کنند؛ به ویژه بدون ضرورت کسب مجوز از وزارت کشور.

باید توجه داشت که "آزادی" و "دموکراسی" در کشور از همین‌جاها شروع می‌شود، پس ضرورت دارد دوستان اصلاح‌طلب، به ویژه حامیان دولت از هرگونه مخالفت‌خوانی‌، حتی با این نوع "تجمع‌های جنگ‌طلبانه" و ضدِ "صلح و آشتی" دست بردارند و برای برگزارکنندگان این نوع تظاهرات هم دست هم بزنند!
@kafaeealirezaa
  • ❤ 2
Post #5343 295
🔴چطور از میانسالی بیشتر بهره ببریم؟
از خودِ دیروزمان، انتظارِ فهمِ امروزمان را نداشته باشیم.

✍مصطفی ملکیان

گاهی به گذشته نگاه می‌کنیم و می‌گوییم: اگر آن سال‌ها را صرف کار دیگری کرده بودم، امروز زندگی بهتری داشتم. چرا در کودکی این‌قدر بازی کردم؟ چرا در جوانی دنبال چیزهایی رفتم که امروز دیگر برایم اهمیت ندارند؟
اما در این داوری، نکته‌ای را فراموش می‌کنیم: هر دورهٔ زندگی اقتضائات خودش را دارد. نمی‌توانیم کودکی کرده باشیم، اما علایق و خواسته‌های کودکی را نداشته باشیم. نمی‌توانیم جوانی را گذرانده باشیم، اما انتظار داشته باشیم از همان ابتدا پختگی امروزمان را داشته‌ایم.
بخشی از اندوه ما از گذشته، از همین انتظار برمی‌آید؛ انگار می‌خواسته‌ایم در تمام عمر، به‌اندازهٔ امروز پخته باشیم. درحالی‌که با گذراندن همان دوره‌ها به اینجا رسیده‌ایم.
▪️ اشتباهات گذشته را هم یک‌سره زیان نبینیم
حتی انتخابی که امروز اشتباه می‌دانیم، ممکن است خوشی‌ها و دوستی‌هایی برایمان به همراه آورده باشد.
مثلاً می‌گوییم چرا به‌جای درس‌خواندن، دنبال فوتبال رفتم؟ اما همان فوتبال چقدر شادی به ما داده است؟ چه دوستی‌هایی ساخته که بعدها در زندگی همراهمان بوده‌اند؟
اگر فقط هزینه‌های یک انتخاب را ببینیم و همهٔ خوبی‌های حاصل از آن را حذف کنیم، تصویر کاملی از گذشته نخواهیم داشت.
▪️ هیچ زندگی‌ای سراسر فایده و بی‌هزینه نیست
هر شیوهٔ زندگی، امکان‌هایی را پیش روی ما می‌گذارد و هزینه‌هایی هم دارد. نمی‌توانیم زندگیِ طی‌شدهٔ خود را با زندگیِ خیالی‌ای مقایسه کنیم که همهٔ خوبی‌ها را دارد و هیچ بهایی برای آن‌ها نمی‌پردازد.
▪️ فرصت‌های باقی‌مانده را دریابیم
همهٔ فرصت‌ها با پایان جوانی از بین نمی‌روند. هنوز کارهایی هست که می‌توانیم آغاز کنیم، چیزهایی که می‌توانیم بیاموزیم و لذت‌هایی که می‌توانیم تجربه کنیم.
اگر امروز را هم فقط صرف حسرت دیروز کنیم، چند سال دیگر، امروز نیز به موضوع تازه‌ای برای حسرت تبدیل خواهد شد.
به‌جای آنکه فقط بر فرصت‌های ازدست‌رفته تأسف بخوریم، فرصت‌های از‌دست‌نرفته را غنیمت بشماریم.

📚 مصطفی ملکیان | سخنرانی دربارهٔ کتاب «راهنمایی فلسفی برای میانسالی»
🌀مصطفی ملکیان
@kafaeealirezaa
  • ❤ 2
Post #5342 69

Forwarded from فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)

📝📝📝اقلیتی علیه همبستگی ملی، صلح و توسعه ایران

✍🏻بیانیه نهضت آزادی ایران

✅نهضت آزادی ایران پیش از هر سخنی تصریح می‌کند: دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران در برابر تجاوز، حق مسلم و وظیفه ملی هر ایرانی است و هیچ‌کس را یارای مناقشه در آن نیست. تجاوز نظامی حاکمیت بنیادگرای اسرائیل و همراهی دولت ایالات متحد، جنایتی است که محکومیت آن محل تردید نبوده و نیست. آنچه در این بیانیه محل نقد است، نه دفاع مشروع، بلکه سیاست‌ها و عملکردهای کسانی است که کشور را به نقطه‌ای رساندند که ناگزیر از این دفاع پرهزینه شد و امروز نیز در برابر پایان دادن به آن ایستاده‌اند. کسانی که راه دیپلماسی را می‌بندند، از میهن دفاع نمی‌کنند؛ بهای دفاع از میهن را بالا می‌برند.

✅جریان‌های تندرو از جمله جریان موسوم به پایداری، نیروهای نفوذی و کاسبان جنگ و تحریم، تمام توان خود را در مقابل کاهش تنش و حفظ آتش‌بس به کار بسته و تا حدی نیز موفق بوده است؛ از ترویج شعارهای تفرقه‌افکنانه و جنگ‌طلبانه در حضور خیابانی ، تا فراهم آوردن بهانه برای دشمن خارجی جهت نقض توافقی که حاصل دیپلماسی مؤثر دستگاه‌های سیاسی، امنیتی و نظامی کشور بود.
✅پرسشی که باید صریح پرسیده شود این است: هزینه سیاست‌های ادامه جنگ را چه کسی می‌پردازد؟ طراحان خارجی و داخلی این مسیر، نه در صف نان ایستاده‌اند، نه حقوق بازنشستگی‌شان در برابر تورم آب رفته، نه خانه‌هایشان ویران شده و نه فرزندانشان آینده خود را در مهاجرت جست‌وجو می‌کنند. بهای آن را کارگر، بازنشسته، کارمند، کشاورز، مالباخته و ساکن مناطق جنگ‌زده می‌پردازد. جنگ‌طلبی برای گروهی اندک سرمایه سیاسی و اقتصادی تولید کرده و برای اکثریت مردم ایران جز فقر، ناامنی و چشم‌انداز تاریک نیاورده است.

متن کامل بیانیه را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://telegra.ph/NAI-09-29-3

@Nehzatazadiran
Telegraph اقلیتی علیه همبستگی ملی، صلح و توسعه ایران بسمه‌تعالی در چند سال اخیر، کشور و منطقه ما یکی از پرتنش‌ترین و سرنوشت‌سازترین دوره‌های تاریخ معاصر خود را از سر می‌گذراند. جنگی که سایه‌اش همچنان بر سر این ملت سنگینی می‌کند، علی رغم اینکه یک مسئله راهبردی باشد، یک زخم انسانی است. شهروندانی که در خانه‌های…
Post #5341 422
‍

رهبران بزرگ آنهایی هستند که ائتلاف‌های بزرگ به وجود می‌آورند. فرقی هم نمی‌کند که این رهبران در راس حکومت‌ها باشند یا در راس اپوزیسیون‌ها.

دو نمونه برایتان ذکر می‌کنم : نلسون ماندلا در مقام رئیس جمهوری آفریقای جنوبی، و #واتسلاو_هاول در مقام رهبر اپوزیسیون چکسلواکی.

#ماندلا وقتی به قدرت رسید اجازه نداد هیچ دسته و گروه و قوم و نژادی از زیر چتر رهبری‌اش خارج شود.می‌دانست که پیشرفت کشورش در گروی حضور فعالانه همه آحاد کشور در روند تولید ملی و در دیگر عرصه‌های سیاسی و اجتماعی است.اگر رهبری پوپولیست و بی‌اعتنا به منافع ملی کشورش می‌بود قطعا سیاست سفیدپوست‌هراسی را در پیش می‌گرفت و به آتش اختلافات داخلی دامن می‌زد و تک تک مخالفانش را از سر راه بر می‌داشت و حکومت مادام العمرش را برقرار می‌کرد ،درست مثل همتای سیاهپوستش رابرت موگابه در زیمبابوه که با سیاست‌های نفع‌طلبانه شخصی‌اش کشورش را به قهقرا برده بود. اما ماندلا به جای دمیدن بر آتش اختلافات خونین گذشته اعلام عفو عمومی کرد و به اقلیت سفیدپوست کشورش،که در حکومت قبلی صاحب انواع امتیازهای انحصاری بودند و علیه سیاهان تبعیض قائل می‌شدند، اجازه داد که در امنیت کامل در عرصه اقتصاد و سیاست و فرهنگ حضور بیابند و در صلح و صفا با هموطنان اکثرا سیاهپوستشان زندگی کنند.این گونه شد که ماندلا به رهبری یگانه،به رهبری افسانه‌ای و الهام بخش برای همه جهان بدل شد.

نمونه دیگر از رهبران بزرگ ائتلاف ساز واتسلاو هاول است که رهبری نیروهای مخالف را در کشور کمونیستی چکسلواکی برعهده داشت.هاول به سرعت از جایگاه یک نمایشنامه نویس محجوب و خجالتی به جایگاه یک رهبر بزرگ و با اعتماد به نفس برای مقابله علیه کمونیست‌های حاکم ارتقا یافت .ائتلافی که هاول به وجود آورد بسیار بزرگ بود به طوری که تقریبا همه نیروهای سیاسی را در خود جا داده بود ؛ از آنارشیست ها و تروتسکیست ها و خداناباوران تا کمونیست‌های اصلاح طلب و دولتمردان سابق و رهبران کلیسای کاتولیک.

موقعی که رهبر اپوزیسیون دموکرات باشد و پایبند به اصول دموکراتیک ، توانایی تشکیل یک اپوزیسیون قدرتمند و واقعا فراگیر را پیدا می‌کند.اپوزیسیون موفق آن اپوزیسیونی است که به دموکراسی باور داشته باشد و تنها رهبران دموکرات قادر به تشکیل چنین اپوزیسیون‌هایی هستند. گاندی‌ها ،ماندلا‌ها،هاول‌ها و والساها جملگی از همین سنخ رهبران بزرگ ائتلاف‌ساز بودند و از همین روست که این رهبران محبوبیت جهانی یافته‌اند و در سویه ی روشن هستی و تاریخ قرار دارند و همچنان الهام‌بخش نسل‌های پیاپی بشریت هستند.

✍روانشاد #بیژن_اشتری/مترجم و نویسنده
@kafaeealirezaa
  • ❤ 3
Post #5340 617
به نام خدا
تقلب ۸۸، تغلب امروز؛ این مقایسه؛ مغالطه است

✍علیرضا کفایی
آقای احسان حدیدی (قائم‌مقام)، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز، در یادداشتی تحت عنوان "میرحسین موسویِ دیروز یا مسعود پزشکیانِ امروز" در رابطه با عملکرد مهندس میرحسین موسوی و اصلاح طلبان در سال 88 نوشته است " آیا موسوی نمی‌توانست با واگذاری بخشی از مطالبات و رسیدن به یک مصالحه سیاسی، به جای آنکه سرمایه اصلاحات را وارد یک بن‌بست طولانی کند، به شکل‌گیری یک اپوزیسیون قدرتمند، منسجم و ریشه‌دار در داخل کشور کمک کند؟....امروز اصلاح‌طلبان از پزشکیان حمایت می‌کنند و از مذاکره، انعطاف و تفاهم سخن می‌گویند. حتی در نشست اخیر با پزشکیان، ضرورت احیای تفاهم‌نامه و گفت‌وگو با آمریکا مورد تأکید قرار گرفته است.....پس سؤال ساده است:اگر امروز واگذاری بخشی از خواسته‌ها برای رسیدن به یک توافق بزرگ‌تر "تدبیر" است، چرا دیروز چنین منطقی برای حفظ سرمایه سیاسی اصلاحات به کار گرفته نشد؟.... اگر امروز عقب‌نشینی محدود، مذاکره و توافق برای جلوگیری از هزینه‌های بزرگ‌تر "عقلانیت سیاسی" است، چرا در ۱۳۸۸ چنین منطقی اساساً قابل طرح نبود؟...... تاریخ فقط از ما نمی‌پرسد چه کسانی ایستادند؛ می‌پرسد: چه کسانی می‌توانستند مصالحه کنند، نکردند، و هزینه آن تصمیم را چه کسانی در سال‌های بعد پرداختند؟" https://ensafnews.com/670338
 
تحلیل انصاف‌نیوز درباره میرحسین موسوی، صورت مسئله را جابه‌جا می‌کند، مشکل امروز را نمی‌توان با این مغالطه توضیح داد که گویا ایستادگی مهندس موسوی در برابر یک روند نادرست، عامل بسته‌شدن راه‌های اصلاح بوده و حالا باید به هر شکافی در ساختار قدرت دل خوش کرد.
یادداشت احسان حدیدی از یک مغالطه بنیادی شروع می‌کند: مذاکره با آمریکا را با مصالحه بر سر اعتراضات ۸۸ یکی می‌گیرد؛ این دو اساساً هم‌سنخ نیستند.
در سیاست خارجی، مذاکره بر سر منافع ملی و امتیاز متقابل است؛ اما در ۸۸ مسئله، حق رأی مردم و سلامت انتخابات بود، حق مردم را نمی‌شود مثل یک امتیاز سیاسی واگذار کرد.
در انتخاباتی که از ماه‌ها قبل امکانات تبلیغاتی و تریبون‌های رسمی و دولتی به شکل کم‌سابقه‌ای در خدمت احمدی‌نژاد بود و پس از اعلام نتیجه نیز اعتراض گسترده‌ای شکل گرفت، موسوی خواهان بررسی و داوری مستقل شد؛حتی پیشنهادهای مشخصی برای خروج از بحران ارائه کرد.
پس این روایت که "موسوی می‌توانست کمی کوتاه بیاید و اصلاحات را نجات دهد" تاریخ را وارونه می‌کند؛ کوتاه بیاید از چه؟ از رأی مردم؟
موسوی صاحب آن آرا نبود که بتواند آنها را معامله کند، خودش هم بر این معنا تأکید داشت که مسئله، حق مردم است.
از طرف دیگر، همه راه‌حل را در "مقاومت موسوی" خلاصه کردن، حذف نقش طرف مقابل است؛ بسیاری از جمله اصلاح طلبان می‌خواستند بحران حل شود؛ اما در نهایت این زندان، سرکوب و حصر بود که جای راه‌حل سیاسی را گرفت؛ نمی‌توان راه سیاسی را بست و سال‌ها بعد گفت: "چرا خودش مصالحه نکرد؟"
اگر در ۸۸ بحث بر سر ادعای تقلب و تضییع رأی مردم بود، پس از آن باید درباره تغلب قدرت بر اعتراض و حق سیاسی جامعه هم سخن گفت؛ بنابراین قیاس موسوی با پزشکیان بی‌معناست.

پزشکیان درباره این بحث می‌کند که برای کاهش هزینه‌های کشور چگونه با یک قدرت خارجی مذاکره کنیم؛ موسوی درباره این مناقشه داشت که آیا رأی مردم باید محترم شمرده شود یا نه.

این دو را با یک کلمه به نام "عقلانیت" کنار هم گذاشتن، تحلیل نیست؛ قیاس مع‌الفارق است، همان روزنه گشایی ادعایی!! و راه گشایی!! این نحله افق گشا!!! است.
مذاکره بر سر منافع ملی ممکن است؛ مذاکره بر سر حق مردم نه، و اگر قرار است از واقع‌گرایی سیاسی سخن بگوییم، این واقع‌گرایی باید شامل همه طرف‌های تاریخ باشد؛ نه اینکه نقش تندروها، سرکوب و حصر حذف شود و تمام هزینه ۸۸ به پای اصلاح طلبان نوشته شود.

تقلب ۸۸ را نمی‌توان با "چرا مصالحه نکرد؟" تطهیر کرد؛ همان‌طور که تغلب امروز را نمی‌توان پشت "شرایط متفاوت بود" پنهان کرد.

و باید پرسید؛ این نوع روزنه‌گشایی اگر قرار بود راهی برای گشودن بن‌بست‌ها باشد، چرا حاصلش بیش از آنکه گشودن روزنه باشد، توجیه وضع موجود است؟
حفظ امکان‌های حداقلی را با دستاورد سیاسی اشتباه گرفتن و برای هر عقب‌نشینی، نامی پرطمطراق ساختن توجیه قدرت و حاکمیت است؛ اصلاح‌طلبی قرار نیست هنرِ ماندن در هر شرایطی باشد؛ قرار است قدرت را پاسخ‌گو، جامعه را توانمند و راه اصلاح را باز نگه دارد.
وقتی نقد قدرت به مصلحت‌سنجی دائمی تبدیل شود و "روزنه" جای "اصلاح" را بگیرد یعنی سرنا را از سر گشاد زدن؛ صدای آن شاید بلند باشد، اما موسیقی‌اش به گوش مردم نمی‌رسد.

روزنه‌ای که به راه خروج از بن‌بست نرسد، فقط سوراخی در دیوار است، نه راهی به سوی آینده.
@kafaeealirezaa
پایگاه خبری تحلیلی انصاف نیوز میرحسین موسویِ دیروز یا مسعود پزشکیانِ امروز | پایگاه خبری تحلیلی انصاف نیوز احسان حدیدی (قائم‌مقام)، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز، در یادداشتی نوشت:
  • ❤ 3
Post #5339 435
عطش قدرت جریان افراطی مهار نشود، شاهد بحران‌های شدیدتر خواهیم بود

محسن آرمین

آنچه در دی‌ماه اتفاق افتاد، در خلأ شکل نگرفت و تقلیل آن حادثه تلخ به نقش‌آفرینی و عوامل خارجی، به نظر من ندیدن واقعیت است

فاجعه دی‌ماه به این دلیل اتفاق افتاد که بلافاصله پس از پایان جنگ دوازده روزه همان شیوه‌های گذشته ادامه یافت، نارضایتی‌ها گسترش پیدا کرد و همین نارضایتی‌ها طمع بیگانگان را  برانگیخت

امروز راه پیش روی حاکمیت کاملاً روشن است. متأسفانه من نشانه‌هایی از عزم به چنین تغییری نمی‌بینم. برعکس صدور احکام سنگین، احکام ناظر به سلب حیات متهمان، مصادره اموال، نشانه‌های منفی و نومیدکننده در این زمینه است

عطش این جریان زیاده‌خواه برای تصاحب قدرت آن چنان شدید است که نمی‌تواند تا پایان دوره ریاست جمهوری آقای پزشکیان تحمل کند

اگرعطش قدرت این فرقه  مهار نشود و به پشتوانه میدان‌های شبانه،‌ صدا و سیما و برخی تریبون‌ها مثل نماز جمعه و جماعات به تبلیغات علیه مذاکره و تفاهم و در نتیجه تداوم وضعیت نه جنگ و نه مذاکره ادامه دهند، بی‌شک در آینده شاهد بحران‌های شدیدتر اجتماعی و سیاسی خواهیم بود.

متن کامل
https://hammihanonline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-18/74090-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%A2%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%B7%D8%B4-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF

@kafaeealirezaa
هم‌میهن محسن آرمین: عطش قدرت جریان افراطی مهار نشود، شاهد بحران‌های شدیدتر خواهیم بود نایب رئیس جبهه اصلاحات ایران، با تأکید بر اینکه فشارهای اقتصادی و معیشتی، خشم و اعتراض پنهان را تشدید می‌کند، گفت: تاب‌آوری جامعه خسته از فشارهای سهمگین اقتصادی و معیشتی در گرو فضای آرام و ایجاد چشم‌اندازی امیدبخش برای حل مشکلات و کاهش بحران‌هاست.
  • ❤ 1
Post #5338 970
رئیس جمهور محترم
جناب آقای دکتر پزشکیان                                          
وزیر آموزش وپرورش شما مصمم است دبستان ها و دبیرستان ها را به پادگان های اقامه نماز جماعت اجباری تبدیل کند ،

امروز کسی تردید نمی‌کند که بیشترین تعداد از ده ها هزار دانش آموز کشور نه از روی میل ورغبت به عبادت خداوند ، بلکه با اکراه و تن دادن به اجبار در این نمازها حاضر خواهند شد .

اما نیایش خداوندگار باید با انتخاب و اراده خود نیایشگر و قصد قربت انجام گیرد ، و گرنه یک نمایش دروغین وعملی بسیار نفرت برانگيز علیه دین وایمان خواهد شد .        

نماز اجباری به مراتب از حجاب اجباری زیان بارتر و ریاکانه تراست.

اقای رئیس جمهور

شما با هشیاری تمام وعزمی راسخ درباره اجرا نکردن  قانون حجاب اجباری گفتید  " من در برابر مردم نخواهم ایستاد "

این جمله بسیار پر معنی و فصل الخطاب بود . 

شما در برابر مردم نایستادید و جامعه را از فاجعه نجات دادید .

امروز هم هنگام آن است که دولت شما در برابر هزاران دانش آموز کشور که نمی‌خواهند نماز جماعت اجباری بخوانند نایستد .

به وزیر آموزش و پرورش اجازه ندهید مدارس را به پادگان های مذهبی تبدیل کند .

گرچه ممکن است  وی برنامه مورد نظرش را به اشتباه ، گونه ای تربیت دینی تلقی کند .

محمد مجتهد شبستری
۱۳ مهرماه ۱۴۰۵
@kafaeealirezaa
  • ❤ 6
  • 🤔 1
Post #5337 606
به نام خدا
من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم
زِ سیلی‌زن، زِ سیلی‌خور، وزین تصویر بر دیوار ترسانم
ترس مردم ایران از جنگ نیست؛ از جنگ‌طلبانی است که برای جنگ شعار می‌دهند، اما هزینه‌اش را مردم می‌پردازند.
خیابان را از شعار پر می‌کنند و صدای مخالف را خاموش می‌خواهند؛ گویی هرکس از صلح و زندگی سخن بگوید دشمن است.
وطن‌ دوستی یعنی ایران بماند و مردمش بمانند؛ نه اینکه جنگ به افتخار و رنج مردم به "هزینه مقاومت" تبدیل شود.
جنگ را با شجاعت و سکوت را با رضایت اشتباه نگیرید.
ایران نه سیلی‌زن می‌خواهد، نه سیلی‌خور

ایران سیاستی می‌خواهد که مردمش را قربانی جاه‌طلبی سیاسی نکند.
از آن روز باید ترسید که صدای توپ از صدای مردم بلندتر شود.

✍علیرضا کفایی
@kafaeealirezaa
  • ❤ 5
  • 🤔 1
Post #5336 682
🔵🔴ایران پیش از توافق با جهان باید با خودش به توافق برسد

📄 الشرق‌الاوسط | محمد الرمیحی

محمد الرمیحی ریشه اصلی «مسئله ایران» را نه صرفاً اختلاف تهران و واشنگتن، بلکه چندپارگی ساختار تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی می‌داند. از نگاه او، هیچ میانجی‌ای نمی‌تواند به توافقی پایدار برسد وقتی مشخص نیست مذاکره‌کننده ایرانی تا چه اندازه اختیار دارد و آیا توافق او تمام مراکز قدرت و نهادهای مسلح را متعهد خواهد کرد یا نه.

او پیشنهاد ایران برای بازکردن هرمز را گامی مثبت اما محدود می‌داند؛ زیرا حتی حل مسئله تنگه، اختلافات بر سر برنامه هسته‌ای، موشک‌های بالستیک و گروه‌های مسلح وابسته به تهران را برطرف نمی‌کند. الرمیحی همچنین تأکید می‌کند لبنان و یمن کشورهای مستقلی هستند و آینده گروه‌های مسلح آنها نباید بدون مشارکت نهادهای رسمی این کشورها به کارت مذاکرات تهران تبدیل شود.

نویسنده تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را نمونه‌ای برای نشان‌دادن مشکل می‌داند: اگر پس از امضای یک توافق، یک نهاد مسلح بتواند برخلاف تعهد دولت عمل کند، اعتبار امضای مقام‌های رسمی زیر سؤال می‌رود. به اعتقاد او، آزمون واقعی توافق نه در اتاق مذاکره، بلکه زمانی است که دستور اجرای آن به نهادهایی می‌رسد که ابزار نظامی و امنیتی در اختیار دارند.

الرمیحی ابهام درباره اختیارات هیئت ایرانی در نیویورک و مخالفت‌های داخلی پس از مذاکرات را نشانه دیگری از همین مسئله معرفی می‌کند. او با اشاره به روایت محمدجواد ظریف از دوران وزارت خارجه استدلال می‌کند که همه تناقض‌های سیاست خارجی ایران الزاماً تاکتیک‌های حساب‌شده مذاکراتی نیستند و بخشی از آنها می‌تواند محصول رقابت و بی‌اعتمادی میان مراکز مختلف قدرت باشد.

از نگاه نویسنده، ساختاری که با توزیع قدرت میان نهادهای متعدد برای حفاظت از نظام ایجاد شده، اکنون در برخی مواقع تصمیم‌گیری را دشوار کرده است. چندین مرکز می‌توانند با تصمیم‌ها مخالفت کنند، حدود اختیارات همیشه روشن نیست و مسئولیت شکست نیز میان نهادها تقسیم می‌شود. بااین‌حال، الرمیحی هشدار می‌دهد این وضعیت را نباید به تقابل ساده «دیپلمات‌های صلح‌طلب» و «نظامیان جنگ‌طلب» تقلیل داد؛ اختلافات درون هر یک از این مجموعه‌ها نیز وجود دارد.

او معتقد است فشار اقتصادی نیز الزاماً این مشکل را حل نمی‌کند؛ تحریم‌ها ممکن است مراکز قدرت را به توافق داخلی سوق دهند، اما می‌توانند رقابت و اتهام‌زنی میان آنها را نیز تشدید کنند. بنابراین ادامه بحران، ضرورت تصمیم‌گیری را بیشتر می‌کند اما لزوماً دستیابی به تصمیم مشترک را آسان‌تر نمی‌سازد.


جمع‌بندی الرمیحی این است که پیش‌شرط هر توافق پایدار خارجی، شکل‌گیری اجماعی در داخل ساختار قدرت ایران درباره منافع ملی، حدود اختیارات و اجرای تعهدات است. تا زمانی که یک توافق خارجی بتواند از سوی بخشی از ساختار قدرت متوقف یا نقض شود، ابتکارات دیپلماتیک نیز شکننده باقی خواهند ماند؛ به تعبیر نویسنده، ایران پیش از توافق با جهان باید ابتدا با خودش به توافق برسد./فوکوس

🌀دیپلماسی
@kafaeealirezaa
  • ❤ 3
Post #5335 136

Forwarded from "ديروز، امروز، فردا" (آذر منصوری)

یک چشم اشک و یک چشم خون

آذر منصوری
حکایت امروز ما حکایت یک چشم اشک و یک چشم خون است؛ یک چشم اشک برای ایران و مردمی که زیر بار جنگ، بحران اقتصادی، فقر فزاینده و فرسایش امید، هر روز بیش از پیش رنج می‌برند و یک چشم خون برای سیاستی که اگر نتواند از این رنج بکاهد، اگر نتواند گرهی از کار مردم بگشاید و اگر نتواند میان جامعه و قدرت راهی برای گفت‌وگو و اصلاح باز کند، باید شجاعانه درباره شیوه بودن و ماندن خود تجدیدنظر کند.

سفره‌های مردم روزبه‌روز کوچک‌تر شده است. هزینه‌های زندگی افزایش یافته، قدرت خرید بخش بزرگی از جامعه تحلیل رفته و فقر، دیگر فقط مسئله گروه‌های به حاشیه رانده‌شده نیست؛ به زندگی بخش بزرگی از طبقه متوسط و فرودست جامعه راه پیدا کرده است. پشت هر عدد و نمودار اقتصادی، زندگی انسان‌هایی است که برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خود با دشواری بیشتری مواجه‌اند؛ خانواده‌هایی که از بسیاری خواسته‌ها و حتی نیازهای ضروری خود می‌گذرند و جوانانی که افق آینده را increasingly مبهم می‌بینند. در چنین شرایطی، سیاست اگر نتواند صدای این رنج را بشنود و برای کاستن از آن راهی بجوید، چه معنایی برای مردم خواهد داشت؟
امروز دوره یک‌ساله مسئولیت هیأت‌رئیسه جبهه اصلاحات به پایان رسید و مجمع عمومی باید درباره ترکیب هیأت‌رئیسه دوره پیش‌رو تصمیم می‌گرفت. من از مدت‌ها پیش تصمیم خود را برای کناره‌گیری از این مسئولیت گرفته بودم؛ نه از سر خستگی، نه به دلیل ملاحظات شخصی و نه از سر بی‌میلی به ادامه فعالیت سیاسی؛ بلکه از یک پرسش اساسی که همیشه برای من تعیین‌کننده بوده است: بودن من و هر فرد دیگری در یک مسئولیت، چه اثری برای ایران و جامعه ایران دارد؟
در مقطعی که کشور با بحران‌های پی‌درپی مواجه است، نمی‌توان صرفاً به حفظ موقعیت سیاسی یا تداوم حضور در ساختارهای رسمی دل خوش کرد. سیاست، اگر نتواند از رنج مردم بکاهد، اگر نتواند شکافی را ترمیم کند، اگر نتواند مانعی از سر راه منافع ملی بردارد و اگر نتواند برای جامعه امید و افق بسازد، باید شجاعانه درباره شیوه و حتی ضرورت ادامه آن شکل از سیاست‌ورزی تجدیدنظر کرد.
من این مسئله را حتی در بازجویی‌های پس از بازداشت بهمن‌ماه ۱۴۰۴ نیز صریح بیان کردم: اگر ما اصلاح‌طلبان عاملیت سیاسی نداشته باشیم، بودن من و «ما»ی نوعی در صحنه، نه‌تنها مرهمی بر زخم‌های این کشور و مردم آن نیست، بلکه ممکن است تنها «عرض خود ببریم و زحمت خلق را زیاد کنیم». پس از فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی و سپس وقوع این جنگ نابرابر، این پرسش برای من جدی‌تر شد که آیا همچنان می‌توان با همان ادبیات، همان روش‌ها و همان ترتیبات پیشین، مدعی اثرگذاری بر آینده ایران بود؟
اما جنگ، پایان همه پرسش‌ها نبود؛ آغاز پرسش‌های بزرگ‌تری بود.
بازداشت اعضای هیأت‌رئیسه جبهه اصلاحات و وارد کردن اتهاماتی عجیب و سنگین به آنان، آن هم به دلیل بیانیه‌هایی که مضمون اصلی‌شان دور کردن کشور از جنگ، دفاع از منافع ملی، کاهش تنش و ترمیم شکاف دولت ـ ملت بود، این پرسش را عمیق‌تر کرد که در چنین شرایطی اساساً چه تعریفی از کنش سیاسی مسئولانه پذیرفته می‌شود. آیا تلاش برای حفظ ایران، کاستن از رنج مردم و جلوگیری از گسترش شکاف‌ها، می‌تواند جرم تلقی شود؟
با همه اینها، وضعیت بحرانی کشور و دغدغه‌ای که نسبت به ایران و مردم آن داریم، مانع از آن شد که در این مقطع مسئولیت را رها کنیم. ماندن، انتخابی شخصی نبود؛ نوعی ادای دین به ایران بود. اما ماندن به معنای ادامه دادن گذشته نیست. اگر قرار است اصلاح‌طلبی همچنان در سپهر سیاسی ایران معنا داشته باشد، باید بیش از هر زمان دیگری شجاعت بازاندیشی در خود را داشته باشد؛ در گفتمان، راهبرد، سازمان، شیوه کنش و مهم‌تر از همه، در نسبت خود با جامعه.
جامعه ایران تغییر کرده است. مطالباتش تغییر کرده، تجربه‌اش از سیاست تغییر کرده و میزان تحملش نسبت به وعده‌های بی‌اثر و کنش‌های کم‌نتیجه کاهش یافته است. اصلاح‌طلبی نمی‌تواند این تغییر را نادیده بگیرد و انتظار داشته باشد جامعه همچنان همان نسبت گذشته را با آن حفظ کند.
مسئله امروز ما فقط این نیست که چه کسی در هیأت‌رئیسه باشد یا نباشد. مسئله این است که آیا اصلاح‌طلبی می‌تواند دوباره عاملیت پیدا کند؛ آیا می‌تواند از یک نیروی عمدتاً واکنشی و ناظر، به نیرویی مؤثر برای کاهش رنج مردم، دفاع از منافع ملی، تقویت جامعه و بازسازی اعتماد عمومی تبدیل شود؟
حکایت ما همین است؛ یک چشم اشک برای ایران و مردمی که بیش از این تاب رنج ندارند و یک چشم خون برای فرصت‌هایی که از دست رفته و سرمایه اجتماعی‌ای که هر روز بیشتر فرسوده شده است. اما هنوز اگر ایران مسئله اصلی ماست، راه بسته نیست؛ راه از بازاندیشی صادقانه، بازسازی شجاعانه و بازگشت واقعی به جامعه می‌گذرد.
@azarmansouri
  • ❤ 2
Post #5334 871
مهمترین دغدغهٔ وزیر!

✍احمد زیدآبادی
علی‌رضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش گفته است که تمام همّ و غمّ خود را به کار می‌گیرد تا در تمام مدارس، بدون استثنا، اقامهٔ نماز شود.
کاش آقای کاظمی تمام همّ و غمّ خود را به کار می‌گرفت تا دانش‌آموزان این کشور با قواعد و معیارهای "شهروند آگاه و مسئول و واجد حقوق" آشنا شوند.
اگر بگویم که قدرت تخریب آموزش و پرورش بیش از حملهٔ مغولان به این کشور آسیب روحی و فرهنگی رسانده است، اغراق نکرده‌ام.
فرزندان من در واکنش به آموزه‌های متحجرانهٔ و خرافی معلمان دینی و مربیان تربیتی، به مرز آتئیسم رسیده بودند و من با صرف وقت فراوان توانستم آنها را به خداباوری بازگردانم!
آقای وزیر! شما را به خدا دست از سر دین بردارید تا بچه‌های این کشور به آتئیست شدن افتخار نکنند!

@kafaeealirezaa
  • ❤ 3
Post #5333 187

Forwarded from آدم بهشتی

‍ 🌺 فاصله ی حصر نشینی با صدر نشینی- گناه میر حسین؛ امر به نوکری مردم و "کش دادن" افشای مفاسد و صحنه آرایی ها!

✍حسین‌ جعفری

✅  محمدعلی کریمی، مدیرکل حراست وزارت بازرگانی در دوران دفاع مقدس در بیان خاطره‌ای می‌گوید:

✳️"یادم نمی‌رود، یک شب ساعت ۱۰، آقای عابدی جعفری به من زنگ زد که پرونده فلانی را بیاورید دفترم.

💥من پرونده پرسنلی را بردم خدمت آقای وزیر و گفتم که این شخص آدم خیلی خوبی است و شخصیت محترمی دارد و آن فرد، فرزند یکی از سران سه قوه بود!

❗️آقای جعفری یادداشتی نشانم داد که در آن نخست وزیر آقای مهندس موسوی نوشته بودند که اگر ایشان می‌خواهد در دولت خدمت کند باید تعهد کتبی گرفته شود که نوکر ملت باشد. اگر می‌خواهد همزمان در دولت کاسبی کند، برود در بیرون از دولت کاسبی کند. یعنی با فرزندان یکی از روسای سه قوه رو دربایستی نداشت و کشور اینگونه اداره می‌شد."

‼️اگر میر حسین موسوی عادت می‌کرد تا برخی از قضایای مفاسد و رانتجویی و سوء استفاده و تقلب را "کش ندهد" و بجای امر به "نوکری مردم"، امر به تملق می کرد و بجای برخورد با "آقا"زاده ها، آنان را "آقا"می دانست، صد البته امروز بجای حصر؛ در صدر بود!

😭باور کنید در ایران فاصله ی میان حصرنشینی با صدرنشینی به اندازه فاصله اعتقاد به نوکری مردم با "کش ندادن"مفاسدِ "آقا"زاده ها و تمکین به صحنه آرایی هاست!!

@adambeheshti
  • ❤ 5
Post #5332 205

Forwarded from صبح ما

🛑جواد امام خطاب به پزشکیان:
«وفاق» نباید پوششی برای حفظ مدیران ناکارآمد باشد

دبیرکل مجمع ایثارگران در متنی خطاب به مسعود پزشکیان، از رئیس‌جمهور خواسته شده است که در ارزیابی مدیران دولت، ملاحظه‌کاری را کنار بگذارد و «وفاق» به ابزاری برای حفظ مدیران ناکارآمد، فاقد صلاحیت یا بی‌اعتنا به سیاست‌های دولت تبدیل نشود.

در این پیام تأکید شده است که مطالبه، ارزیابی فوری عملکرد مدیران، اعلام نتیجه این ارزیابی‌ها، عزل قانونی مدیران ناکارآمد و جایگزینی آنان با نیروهای شایسته است.

در ادامه آمده است: «وفاق بدون کارآمدی یعنی حفظ وضع موجود؛ شایسته‌سالاری بدون تصمیم یعنی شعار.» امام در پایان نیز خطاب به پزشکیان نوشته است: «مردم وعده نمی‌خواهند؛ اقدام می‌خواهند. وقت تصمیم، تغییر و پاسخ‌گویی است.»

صبح ما را در فضای مجازی دنبال کنید
اینستاگرام _ تلگرام
  • ❤ 2
Post #5330 735
به نام خدا
یکی دو روز بحث زندان رفتن رسایی تیتر شده، یه بازی جدید..... رسایی در معادلات سیاسی داخل و خارج اهمیت زیادی نداره، به راحتی آلت دست دیگران میشه و از ایشون بهره برداری می کنن، اصل و ریشه بحران آفرینان را بازداشت کنید...‌‌
✍کفایی
@kafaeealirezaa
  • ❤ 3
  • 👍 1
Post #5329 301

Forwarded from سایت خبری-تحلیلی کلمه

🔴 چنین مردی باید در حصر باشد ؟!

در تاریخ ثبت است و خواهد ماند.


آقای خامنه‌ای میگفت بعد از جنگ برای تقدیر از مهندس موسوی در خدمات اش درجنگ به ایشان سکه و تقدیرنامه دادند، اما مهندس موسوی پس فرستاد و گفت: من در جنگ کوچکترین خدمات را انجام دادم و این سکه ها را به فرماندهان و رزمندگان بدهید.

سیدمحمدخاتمی می گفت: دوران ریاست جمهوری اش وقتی برای تقدیر از مهندس موسوی هشتاد سکه به او دادند، ایشان سکه ها را پس فرستاد و قبول نکرد و کار خود را وظیفه دانست.

محسن رضائی دبیر مجمع می گفت: بخاطر عدم دریافت حقوق مهندس موسوی از مجمع تشخیص مصلحت، به ایشان تعدادی سکه هدیه کردند اما ایشان قبول نکرد و عودت داد.

قرارداد مهندس موسوی برای طراحی، ساخت و نظارت فرهنکستان هنر را منتشر کنند که مهندس موسوی بالای امضاء خود نوشته بدون دریافت دستمزد.

چنین مردی باید در حصر باشد ؟!

@Kaleme
  • ❤ 12
Post #5328 246

Forwarded from فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)

‍ 📝📝📝من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود.

✍🏻فخرالسادات محتشمی پور

✅به چشم بهم زدنی این یک هفته گذشت. قرار بود مرخصی دوروزه باشد البته قابل تمدید. همسرجان گفته بود مرخصی دوروزه بی معناست هنوز خانواده را ندیده و سلام نگفته باید خداحافظی کرد. گفته بود اگر قرار بر تمدید است، از ابتدا یک هفته مرخصی بدهند. ما گفته بودیم لطفا شما هوای خانواده را داشته باش که به حضورت هرچند کوتاه نیاز دارند. با این حال شامگاه جمعه وقتی با واسطه مطلع شدیم که فردایش قرار بازگشت صادر کرده‌اند ناگهان احساس کردیم که هنوز برای وداع خیلی زود است. به ویژه دخترمان که آن چند روز مثل پروانه دور پدر می‌چرخید و سعی می‌کرد همه اسباب راحت و آرامش او را فراهم کند و دختر بزرگتر مان که از آن دوردست‌ها دلش خوش بود که چند روزی، علاوه بر بعد مسافت، دیوار بلند جدایی او را از پدر دورتر نکرده است.

✅وقتی ساعتی بعد خبر دادند که مرخصی تا دوشنبه صبح تمدید شده به بچه‌ها گفتم فرض کنیم پدر به یک مرخصی دو روزه آمده شادی تان را از حالا با فکر برگشت او ناتمام نگذارید.
این یک هفته مثل برق و باد گذشت و ما تمام سعی‌مان را کردیم که چشمان او را از زیبایی‌های طبیعت پاییزی پر کنیم و او دائم به فکر یاران دربندش بود و افسوس محرومیت هایشان را می‌خورد و من که همیشه دوست دارم همراهان غمخوار روزهای درد و رنج دوری را در شادی‌های وصال هم، هرچند کوتاه، شریک کنم از شرمندگی دلتنگی‌های خانواده‌های داغدار و مصیبت دیده خویشتنداری کرده زبان در کام می‌کشیدم.

✅پیام‌ها و کلام پرمهر دوستان چاشنی هر روزه با هم بودنمان بود. دوستانی که همه عشق و‌محبتشان را در قالب واژه‌های انرژی‌زا نثار همسر جان می‌کردند. صداهای آرام و رنجور دل او را می‌لرزاند و با قطع تماسشان به فکر فرو می‌رفت و می‌گفت در این چند سال چقدر دوستانم پیر شده‌اند فخری! و چقدر بیماری زیاد شده و من اضافه می‌کردم و حسرت و ناامیدی از بهبود اوضاع.

✅او اما همچنان امیدوار به دنبال راهی برای حل مشکلات با این و آن گفتگو می‌کرد و می‌گفت چه معجزه‌ها که نمی‌کند این گفتگو.

✅باری زمان در حرکت ما را به پایان خوشی ناپایدارمان رساند. تعداد محدودی از رفقا که از بازگشت مصطفی باخبر شده و خودشان را به منزل مان رسانده بودند همه با حیرت می‌پرسیدند واقعا باید برگردد؟ آخر چرا؟
و بسیار رفقایی که با خیال مرخصی طولانی منتهی به آزادی منتظر بودند سهم خانواده تمام شود تا به ملاقات او بیایند امروز باورشان نمی‌شد درب زندان باز هم به روی او باز شده است!
راستش را بخواهید ما هم ته دلمان روشن بود که او را تحویل نمی‌گیرند و برش می‌گردانیم. من حتی به سفر مشهد فکر کرده بودم اما او،

✅بعد از رفتن مهمان‌ها چند ساعتی خوابید و صبح خیلی زود بیدار شد. با آرامش تمام قفسه کتابهایش را مرتب کرد و به خواهش من تعدادی از آن‌ها را برای اهدا به کتابخانه‌های عمومی جدا کرد. دور و بر مرا هم خلوت کرد. بعد از خوردن صبحانه وسایلش را جمع کرد و ساکن زندان را بست. ما دلمان نمی‌خواست خداحافظی کنیم و او انگار عجله داشت زودتر به زندان و زاغه‌اش برسد. مثل همه بازگشت‌ها در آن سال‌های دورتر.

✅مصطفی انسان عجیبی است برای شناخت ویژگی‌های منحصر به فردش باید با او زندگی کرد. خیلی‌ها که بخاطر سم‌پاشی‌ها و بدگویی‌ها کینه‌اش را به دل گرفته‌اند، کافی است به او نزدیک شوند حسن‌معاشرتش مجذوبشان می‌کند.
امروز مقابل زندان با دیدن روحیه‌ی بالایش کسی باورش نمی‌شد که او زندانی بند ۷ اوین است که از مرخصی بازگشته و من هم باورم نمی‌آمد که هنوز آقایان نفهمیده‌اند که زندان جای منتقد مصلح نیست که هرجا که باشد پیامش را به مردم می‌رساند.

✅پ.ن: و اما یک اتفاق بامزه در یکی از روزهای مرخصی: همسرجان که برای حضور در یک گروه مجازی خانوادگی عجله داشت وقتی با مشکل فیلترینگ مواجه شد پیشنهاد کرد از اپلیکیشن «بله» استفاده کنند غافل از این که ورودش به فضای مجازی کاربران را بر سر شوق می آورد. خیلی زود از «بله» خارج شد بی آن که مجال پاسخگویی به مهر و محبت همدلان همراه را بیابد.
Post #5327 209

Forwarded from فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)

📝📝📝 مرخصی کوتاه تمام شد؛ مصطفی تاج‌زاده دوباره به زندان بازگشت

✅مرخصی سیدمصطفی تاج‌زاده به پایان رسید و او پس از چند روز حضور در کنار خانواده، برای ادامه دوران حبس بار دیگر به زندان بازگشت.

✅تاج‌زاده در دو دوره حبس، یکی پس از حوادث سال ۱۳۸۸ و دیگری از تیرماه ۱۴۰۱ تاکنون، در مجموع بیش از ۱۱ سال از زندگی خود را در زندان گذرانده است؛ حدود هفت سال از این مدت مربوط به دوره نخست زندان او بوده است.

✅مرخصی اخیر، وقفه‌ای کوتاه در سال‌های طولانی حبس این فعال سیاسی اصلاح‌طلب بود؛ وقفه‌ای که حالا پایان یافته و او دوباره به زندان بازگشته است.

#مصطفی_تاجزاده #تاجزاده #زندان_اوین #مرخصی #فعال_سیاسی #اصلاحات
Post #5326 762
فرار از آموزش و پرورش!

✍️محمدباقر تاج الدین
✅طی چند روز گذشته فیلم هایی به نسبت قابل توجه از معلمان در شبکه های مجازی دیده شد که نقطۀ مرکزی سخنان این معلمان فرار از فضای نامطلوب آموزش و پروش بود و البته نه فرار از مدرسه و نه فرار از دانش و پژوهش. به دیگر سخن این معلمان عزیز تأکید کرده اند که به رغم وجود مشکلات زیاد معیشتی و منزلتی اما هنوز هم به شغل معلمی علاقه دارند اما دیگر خواهان این نیستند که در فضای بسته و نفس گیر آموزش و پرورش بمانند و رهایی خود را به ماندن ترجیح داده اند. چنین اقدامی از سوی برخی معلمان البته شاید تعجب چندانی نداشته باشد چرا که سال هاست می دانیم که آموزش و پرورش کشورمان هر روز وضع و حالش از هر جهت بدتر می شود و هیچ گونه اراده ای برای بهبود وضعیت آن هم وجود نداشته و ندارد. بر کسی پوشیده نیست که آموزش و پرورش به لحاظ اقتصادی(منظور پرداخت حقوق و مزایا به معلمان و کارکنان)  در بدترین جایگاه در بین تمام سازمان های کشور قرار دارد و به لحاظ فضای فکری و فرهنگی هم در بسته ترین حالت خودش است! سخت گیری های بی مورد که برای معلمان و کارکنان و دانش اموزان وضع شده است دیگر میل و رغبتی برای ماندن باقی نگذاشته است!

✳️  در این میان اگرچه وضعیت معیشتی معلمان در بدترین حالت خودش قرار دارد که زبان از بیان آن شرم دارد اما بدتر از این وضع معیشتی ، سیطرۀ نگاه به شدت ایدئولوژیک در نظام آموزش و پرورش کشور  است که کار را به جایی رسانده که تحمل آن برای کمتر کسی امکان پذیر است. معلمان عزیز ما با تمام دشواری های اقتصادی و معیشتی موجود همچنان با چنگ و دندان به کار آموزش و پژوهش می پردازند اما تحمل  فضای بسته در ساختار آموزش و پرورش چنان عرصه را بر آنان تنگ کرده که فرار را بر قرار ترجیح داده و تصمیم به خارج شدن از این ساختار را گرفته اند! گواه این مشکل جدی تجربۀ زیستۀ بسیاری از معلمانی است که با آنان گفت و گو کرده ام. برای نمونه تعداد به نسبت قابل توجهی از دانشجویان اَم در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و حتی دکترا که   معلم هستند همواره بر هیمن موضوع تأکید دارند. تصور کنید معلمی با دانش به نسبت خوب و تحصیلات عالی باید برود کتاب هایی را تدریس کند که خود دانش آموزان هم محتوای آن کتاب ها را اصلا قبول ندارند! حقیقتاً چه رنج بزرگی است برای معلمان برای تدریس چنین کتاب هایی! کتاب هایی که نه تنها هیچ ربط و نسبتی با دانش های امروزین ندارند بلکه با واقعیت های جهان امروز  نیز هزاران فرسنگ فاصله دارند! نسل زد(Z) که به کلی و از اساس در جهان ذهنی و فکری دیگری زیست می کند باید برود مدرسه و کتاب هایی را بخواند که سر سوزنی نیازها و دغدغه های آنان را بیان نمی کنند!

❇️به راستی معلمان عزیز ما چگونه می توانند در چنین فضای بسته و نامطلوبی بمانند و آن را تحمل کنند. فضایی که نه پاسخ گوی نیازهای مادی آنان است و نه پاسخ گوی نیازهای  فکری و دانشی و  معنوی شان! ماندن آنان هیچ توجیهی نداشته و چون در می یابند که تمام وقت و عمر عزیزشان به هدر می رود پس تصمیم می گیرند که بروند آن هم  رفتنی همراه با اندوه و رنج فراوان. چرا که از یک سو عاشق تدریس و دانش آموزی و دانش پژوهی اَند اما از سوی دیگر ماندن شان دشواری های فراوان مادی و معنوی دارد!

#معلم
#مدرسه
#اموزش_و_پرورش
#رفتن
#فرار

کانال سخنرانی ها
@kafaeealirezaa
  • ❤ 2
Older posts →

About this channel

How can I read @kafaeealirezaa without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for علیرضا کفایی(گاه نوشت) انسانم آرزوست: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does علیرضا کفایی(گاه نوشت) انسانم آرزوست have?
علیرضا کفایی(گاه نوشت) انسانم آرزوست (@kafaeealirezaa) has 1.43K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does علیرضا کفایی(گاه نوشت) انسانم آرزوست know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →