معرفی و پیشنهاد کتاب: یخبندان
مهرداد اصیل
یخبندان از هر نظر برعکس سقوط کاموست. در سقوط، یک قاضی تائب تکگوییاش را غرق در اندوه و احساس گناه آغاز میکند و لب به اعتراف میگشاید، اما در یخبندان، یک نقاش آشفته و ملول با تلخی بیمانندی به بازخواست انسان میپردازد و علیه جهان هستی دادخواستی تند اقامه میکند. هم یخبندان و هم سقوط پس از جنگ جهانی دوم نوشته شدهاند، اما در نگاه کامو میتوان امید به یک زندگی اخلاقی را جستوجو کرد، در حالی که نیهیلیسمِ برنهارت جز از سرشت تلخ بشر و آشوب سخن نمیگوید.
رمان طرح پیچیدهای ندارد؛ روایت انترن جوانی است که پزشکی به نام اشتراخ او را به روستایی میفرستد تا وضعیت برادرش را زیر نظر بگیرد، برادری به تعبیر او «درگیر حس گناه، شرم، وحشت، تحقیر و امثال آن – تندخو و مردمگریز هم هست.» اشتراخِ نقاش در روستایی به نام ونگ در یک مسافرخانه زندگی میکند، جایی که سرما و یخبندان یکسره آن را فرا گرفته است. راوی بیستوهفت روز را با این مرد سر میکند و حرفهای او را میشنود، حرفهایی سرشار از یأس و بدبینی و انزجار نسبت به جهان اطراف، و با اینحال چنان گیرا که حتی او هم متأثر میشود. اشتراخ میگوید: «هیچوقت زمان و زمانهام را نمیخواستم ... کمکم میدیدم تمام افکارم اشتباه و بیارزش بوده، چیزها یکی پس از دیگری بهتبع هم پوچ و بیمعنی شدند... و فهمیدم محیط اطرافم نمیخواهد کسی تفسیر و معنایش کند.»
برنهارت این اولین رمانش را در سال ۱۹۶۳ منتشر کرد و طبعاً میتوان ناامیدی حاصل از جنگ را در آن دید، اما این تلخی صرفاً ناشی از زمانه نیست؛ این نیهیلیسم برآمده از جهانبینی خود برنهارت است و نمود آن تمام رمان را فراگرفته. فضای داستان سراسر آکنده از جهانبینی بلز پاسکال است، فیلسوفی که خواندن کتابی از او تنها سرگرمی نقاش منزوی محسوب میشود. در اندیشهٔ پاسکال، آدمی گرچه همهچیز را فدای «من» میکند، باز میکوشد با سرگرمیهای گوناگون خودش را از این «من» برهاند و در تنهایی جز ملالی تحملناپذیر چیزی نمیبیند. این خلاصهای از نگاه اشتراخ به زندگی است.
اما بهوضوح این خود برنهارت است که از زبان اشتراخ سخن میگوید. راوی رمان درواقع تمهیدی است برای اثربخشکردن تکگویی اشتراخ و البته واسطهٔ انتقال دیدگاههای او به خواننده. خواننده هم غریبهای است که انگار حرفهای اشتراخ/برنهارت را شنود میکند و از پس پرده حرفهای مردی را میشنود که بهندرت همصحبتی میپذیرد. و البته که با شنیدن این صحبتها ما هم متوجه آشفتگی جهانی که در آن زندگی میکنیم میشویم، و نیز متوجه ملال تحملناپذیر خودمان.
(این یادداشت ابتدا در شمارهٔ نوروزی اندیشه پویا منتشر شده است)
▪️دوست عزیزم، امیر خضراییمنش هم مطلب مفصلی دربارهٔ جهان نمایشی توماس برنهارت نوشته که پیشنهاد میکنم در کانال خودش بخوانید.
▪️یخبندان | توماس برنهارت | ترجمهٔ زینب آرمند | نشر بیدکل | ۳۶۰ ص. رقعی | شومیز | ۳۹۸,۰۰۰ تومان
▪️ Original title:
Frost (1963), Thomas Bernhard
#پیشنهاد_کتاب
@kaaghaz
Post #1815
3.14K