آکادمی فلسفه و علوم انسانی
تهران، خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچهٔ نایبی، پلاک ۲۳
ارتباط با ادمین:
@jomhourifalsafe1403
jomhourifalsafe@gmail.com
www.jomhourifalsafe.com
https://youtube.com/@jomhourifalsafe?feature=
instagram.com/jomhourifalsafe
Post #537
5.78K
گذار نه! گسست: واسازی، هرمنویتیک سیاسی، و امکان فهم انتقادی وضعیت کنونی جامعۀ ایران
نویسنده: محمدرضا لبیب، پژوهشگر مطالعات دیالوگ
(توضیح: این یادداشت در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴ نوشته شده است، پیش از از دسترفتن آن همه جان بیگناه.)
چکیده:
یادداشت حاضر میکوشد، با اتخاذ رویکردی در هرمنویتیک سیاسی، وضعیت کنونی جامعۀ ایران را در نسبت با اعتراضات سالهای اخیر بهویژه اعتراضات ۱۴۰۴ تحلیل کند. فرض اصلی آن است که آنچه در ایران رخ میدهد، بیش از آنکه در چهارچوب «گذار»های تدریجی قابلفهم باشد، نشانۀ نوعی گسست معنایی و گفتمانی است؛ گسستی که زبان رسمی، نهادهای سیاسی، و روایتهای مشروعیتبخشِ مسلط دیگر قادر به تفسیر و مهار آن نیستند. در گام دوم، مفهوم «واسازی» در اندیشۀ ژاک دریدا با دقت مفهومی معرفی میشود و حدود و خطرهای کاربست آن در تحلیل اجتماعی مورد تأکید قرار میگیرد. نهایتاً استدلال میشود که واسازی نه بهعنوان نسخۀ برونرفت، بلکه بهمثابۀ رهیافتی برای فهم وضعیت، تعلیق دوگانههای مسلط، و گشودن امکانهای تازۀ معنا میتواند شرط لازم هر تأمل انتقادی جدی دربارۀ وضعیت امروز ایران باشد.
«جمهوری فلسفه و ادبیات»
Telegraph گذار نه! گسست: واسازی، هرمنویتیک سیاسی، و امکان فهم انتقادی وضعیت کنونی جامعۀ ایران (توضیح نویسنده: این یادداشت در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴ نوشته شده است، پیش از از دسترفتن آن همه جان بیگناه.) چکیده: یادداشت حاضر میکوشد، با اتخاذ رویکردی در هرمنویتیک سیاسی، وضعیت کنونی جامعۀ ایران را در نسبت با اعتراضات سالهای اخیر بهویژه اعتراضات ۱۴۰۴ تحلیل… نویسنده: محمدرضا لبیب، پژوهشگر مطالعات دیالوگ
(توضیح: این یادداشت در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴ نوشته شده است، پیش از از دسترفتن آن همه جان بیگناه.)
چکیده:
یادداشت حاضر میکوشد، با اتخاذ رویکردی در هرمنویتیک سیاسی، وضعیت کنونی جامعۀ ایران را در نسبت با اعتراضات سالهای اخیر بهویژه اعتراضات ۱۴۰۴ تحلیل کند. فرض اصلی آن است که آنچه در ایران رخ میدهد، بیش از آنکه در چهارچوب «گذار»های تدریجی قابلفهم باشد، نشانۀ نوعی گسست معنایی و گفتمانی است؛ گسستی که زبان رسمی، نهادهای سیاسی، و روایتهای مشروعیتبخشِ مسلط دیگر قادر به تفسیر و مهار آن نیستند. در گام دوم، مفهوم «واسازی» در اندیشۀ ژاک دریدا با دقت مفهومی معرفی میشود و حدود و خطرهای کاربست آن در تحلیل اجتماعی مورد تأکید قرار میگیرد. نهایتاً استدلال میشود که واسازی نه بهعنوان نسخۀ برونرفت، بلکه بهمثابۀ رهیافتی برای فهم وضعیت، تعلیق دوگانههای مسلط، و گشودن امکانهای تازۀ معنا میتواند شرط لازم هر تأمل انتقادی جدی دربارۀ وضعیت امروز ایران باشد.
«جمهوری فلسفه و ادبیات»













