جونگکوک هنوز هم چشم ازش برنمیداره، انگار توی تمام دنیا هیچ چیز دیگهای براش وجود نداره. حتی یه ثانیه هم نمیتونه ازش دور بمونه و هر وقت جیمین کنارش نیست، همونجا میمونه؛ انگار دیگه چیزی جز اون براش باقی نمونده.
جیمین هنوز هم با تلاشهای جونگکوک برای نزدیک شدن بهش خجالتزده میشه و حتی خجالتآورترین و کرینجترین لحظههای جونگکوک رو هم با محبت نگاه میکنه، انگار توی دلش میگه: «فقط خوشحال باش.»
جونگکوک هم شروع میکنه به استفاده از وسایل و آیتمهای مربوط به جک. در واقع، توی سال ۲۰۲۳ چندین بار با تیشرتهای مرتبط با جک دیده میشه. سال ۲۰۲۵ هم توی خونهی جیمین عروسکهای جک دیده میشن و جیمین کاری میکنه که انگار اون دوتا همدیگه رو میبوسن.
جونگکوک همزمان با افتتاح انیمهی جک و سالی، جیمین رو به دیزنی میبره. از اون کارتون براش یه عروسک میخره. جیمین هم صورت جک رو به امضاش اضافه میکنه. برای تولد جونگکوک هم جیمین ستِ همین کارتون رو براش میخره.
خواهر یا برادر کوچیکترم، که وقتی چیزی اذیتش میکنه میاد پیشم. دوستم، که باهاش کاملاً مَچم و میتونیم هرجا و هرجوری با هم بچگی و شیطنت کنیم. همکارم، که توی مسیر کاری حمایتم میکنه. همراه و همسفرم، که رویاهام رو باهاش شریک میشم. بچهی خودم، که بعضی وقتها سرزنشش یا لوسش میکنم.
جک یه آیدوله که همه تحسینش میکنن. سالی هم از همون اول عاشقش بوده. اما جک اصلاً متوجه سالی نمیشه. در حالی که همه شیفتهی کاریزما و استعداد جک هستن، فقط سالیه که غمی رو که پشت اون ظاهر میبینه، میفهمه. جکِ واقعی رو میبینه و همونطور که واقعاً هست دوستش داره. با وجود همهچی، ازش محافظت میکنه و کنارش میمونه.