🔰 نگاه لیبرتِرینها به فایدهگرایی لیبرال و عملگرایی آمریکایی
جدال آزادی و مصلحت
لیبرتِرینها منتقد فایدهگرایی لیبرالند.
فایدهگرایی تصمیمها را بر اساس «بیشترین خیر برای بیشترین افراد» میسنجد که ممکنست در این میان حقوق اقلیت یا فرد زیر پا گذاشته شود.
آنان تأکید میکنند که حقوق طبیعی فردی (مالکیت، آزادی بیان، آزادی انتخاب) باید مطلق و غیرقابلمعامله باشد حتی اگر نتایج جمعی از نظر فایدهگرایان بهتر به نظر برسد.
▪️عملگرایی ابتدا به ساکن یک مکتب در معرفت شناسی و فلسفه علم بود و کم کم اصطلاح عملگرا یا پراگماتیست وارد عرصهی سیاسی شد.
عملگرایان ، معیار تفکیک گزاره های علمی از شبه علم و هنر و ... را ، سودمندی آن ها در عمل میدانند.
اما لیبرتارین ها بر اصول ثابت و جهانشمول حقوق طبیعی تأکید دارند نه بر سازگاری با شرایط یا آزمون و خطا
منتقدان لیبرال میگویند:
لیبرتاریانها بیش از حد ایدئولوژیک و مطلقگرا هستند و به شرایط واقعی اجتماعی و پیامدهای عملی بیتوجهاند.
آزادی مطلق اقتصادی ممکنست به نابرابریهای شدید، آسیب به محیط زیست، و فروپاشی خدمات عمومی منجر شود.
لیبرالهای فایدهگرا میگویند که گاهی برای حفظ خیر عمومی یا امنیت جامعه، باید آزادی فردی محدود شود و اینجاست که لیبرتاریانها حاضر به پذیرش مصلحت نیستند.
🔰 در بحران
در زمان کرونا آیا دولت حق دارد آزادیها را محدود کند؟
بسیاری از لیبرتاریانها در دوران کرونا مخالف قرنطینههای اجباری، تعطیلی اجباری کسبوکارها و محدودیتهای شدید دولت بودند. استدلالشان این بود که هر فرد باید خودش تصمیم بگیرد چگونه از خودش محافظت کند، و دولت حق ندارد آزادیهای اساسی را به بهانهی سلامت عمومی محدود کند.
آنها دخالت دولت در اقتصاد (مثلاً بستههای حمایتی عظیم یا کنترل قیمتها) را هم خلاف اصولشان میدانستند.
با این حال برخی لیبرتاریانهای «معتدل» پذیرفتند که اگر کسی عملاً با رفتار خود جان دیگران را در خطر مستقیم قرار دهد (مثلاً آگاهانه فرد مبتلا بدون ماسک در جمع حاضر شود)، دولت میتواند حداقلی از مداخله داشته باشد، چون این دیگر نقض «حق عدم تعرض دیگران» است.
این موضوع باعث شد حتی درون جنبش لیبرتاریانی اختلاف ایجاد شود: عدهای به اصل «دولت حداقلی برای حفاظت از جان و مال» استناد کردند و محدودیتهای خیلی محدود را موجه دانستند عدهای دیگر آن را خیانت به اصول بنیادین آزادی فردی تلقی کردند.
🔰لیبرتاریانهای تندرو (مثلاً آنارکو-کاپیتالیستها یا پیروان روتبارد) عملاً کاملاً ضد فایدهگرایی هستند و میگویند : حقوق فردی «مطلق» و «غیرقابلمعامله» است.
لیبرتاریانهای مثل هایک یا حتی تا حدی نوزیک ، میگویند فایدهگرایی خطرناک ست، چون به بهانهی «خیر عمومی» میشود آزادی فردی رو پایمال کرد . اما در عین حال، گاهی در عمل به آثار و پیامدهای نهادی هم توجه دارند
مثلاً هایک روی «پیامدهای خودانگیختهی نظم بازار» تأکید میکرد.
۲. دیدگاه لیبرالهای کلاسیک درباره حدود دخالت دولت
▪️جان لاک (۱۶۳۲–۱۷۰۴) : دولت فقط برای حفاظت از «جان، آزادی و مالکیت» به وجود آمده؛ یعنی نقش دولت محدود به امنیت، قانون، و اجرای قراردادهاست.
▪️آدام اسمیت (۱۷۲۳–۱۷۹۰): در ثروت ملل دخالت دولت رو به ۳ نقش محدود مکرد:
1. دفاع ملی
2. برقراری نظم و عدالت (پلیس و دادگاه)
3. تأمین برخی خدمات عمومی که بازار بهتنهایی نمیتونه تأمین کند (مثل جادهها یا آموزش پایه).
▪️هیوم: بیشتر روی کارکرد قراردادها و نهادهای عرفی تأکید داشت؛ معتقد بود دخالت دولت باید کمینه باشه و بیشتر نظم اجتماعی باید از عادات و قواعد غیررسمی بیاد.
✳️لیبرالهای کلاسیک عموما مدافع دولت حداقلی بودن ، اما نه حذف کامل دولت
برخلاف آنارشیستها
✅ اگرچه حد و حدود اختیارات و مسئولیت حکومت/دولت در امور جزئی تر ، هنوز محل مناقشه است ولی دیگه کسی - که مطالعه و تجربه ای در مدیریت و سیاست داشته باشه و سلامت شناختی داشته باشه - حکومت رو مسئول و مجاز نمیدونه که دنبال آرمان های آنجهانی که با قوانین طبیعت سازگار نیستند باشه.
عَدالت یکی از همین آرمان هاست.
افراد از نظر انگیزه و استعداد با هم تفاوت دارند.
برابری زورکی و صوری نه ممکنه نه مفید.
حکومت ، حداکثر مسئوله که مانع ایجاد نابرابری های نامشروع بشه.
یعنی جلوی رانت هایی که باعث افزایش نابرابری فرصت رشد رو بگیره.
نابرابری بابت قومیت و نژاد ،جنسیت و مذهب
حکومت نمیتونه و نباید اجازه داشته باشه که بخواد تاریخ ژنتیک افراد رو عوض کنه.
اگر کسی پولی بارث برده ، یا از اجدادش بوده یا پدرش با زحمت و استعداد شانس به اون ثروت رسیده .
اگر ثروتی نامشروعه باید در دادگاه صالح ثابت بشه.
نه که هروقت حکومت کم آورد مالیات جدید وضع کنه.
@JAAMEbaaz | فلسفهی علوم اجتماعی
▪️فایده گرایی
▪️ایسم ها
▪️از لیبرالیسم تا لیبرتاریانیسم
▪️ پیدایش لیبرتاریانیسم
Post #7721
215
جامعه باز و دشمنان آن ( فلسفهی علوم اجتماعی ) 🔰لیبرالیسم و لیبرتاریانیسم لیبرتاریانیسم (Libertarianism) شباهت بسیار زیادی به لیبرالیسم کلاسیک قرن ۱۷ و ۱۸ دارد؛ یعنی فیلسوفان روشنگری انگلیسی ، مانند جان لاک، آدام اسمیت، دیوید هیوم اما علل و انگیزه هایی باعث شد این مکتب با نام مستقل پدبد آید. 1.…
- 👌 5