🔰لیبرالیسم و لیبرتاریانیسم
لیبرتاریانیسم (Libertarianism) شباهت بسیار زیادی به لیبرالیسم کلاسیک قرن ۱۷ و ۱۸ دارد؛ یعنی فیلسوفان روشنگری انگلیسی ، مانند جان لاک، آدام اسمیت، دیوید هیوم
اما علل و انگیزه هایی باعث شد این مکتب با نام مستقل پدبد آید.
1. تفاوت معنایی «لیبرالیسم» در قرن ۱۹ و ۲۰
در اروپا و بهویژه آمریکا، واژه liberalism در قرن بیستم تغییر معنا داد و فحوایی چپ گرایانه و سوسیالیستی به خود گرفت : « دولت رفاه، دخالت دولت برای عدالت اجتماعی، مالیاتستانی بیشتر، و تنظیمگری اقتصادی» به
در نتیجه کسانی که همچنان طرفدار آزادی اقتصادیِ بدون مداخله دولت بودند، نیاز داشتند برای خودشان هویت جدیدی تعریف کنند؛ واژهی «لیبرتاریانیسم» در این زمینه به کار رفت.
2. جداسازی از محافظهکاری (Conservatism)
محافظهکاران سنتی (مثل ادموند برک یا جریان توری انگلیسی) بیشتر روی حفظ سنت، نظم اجتماعی، مذهب و نهادهای پایدار تأکید داشتند، حتی اگر آزادی فردی محدود شود.
لیبرتاریانها برعکس، بر اولویت آزادی فردی (چه در اقتصاد و چه در سبک زندگی) اصرار کردند، و نمیخواستند با محافظهکاران یککاسه شوند.
3. تمرکز بر فلسفهی حقوق طبیعی و فردگرایی مطلق
فیلسوفان لیبرتاریان مدرن (مثل موری روتبارد، رابرت نوزیک) تلاش کردند آموزههای لیبرالیسم کلاسیک را به سطحی برسانند که هرگونه دخالت دولت—even در آموزش، فرهنگ، رفاه—را نامشروع بدانند.
این شدت و خلوص در تأکید بر آزادی فردی، باعث شد نیاز به برچسب جدیدی احساس شود.
4. ظهور جنبشهای سیاسی در قرن ۲۰
در آمریکا دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، موجی از مخالفت با جنگ ویتنام، مالیاتهای بالا، دخالت دولت و کنترلهای اقتصادی شکل گرفت. اینها باعث شد حزب «لیبرتاریَن» (Libertarian Party) تأسیس شود و واژهی «لیبرتاریانیسم» در گفتمان عمومی جا خوش کند.
🔴چرا لیبرتاریان ها از واژه «نئولیبرالیست» برای خود استفاده نکردند؟
اصطلاح Neoliberalism از دهه ۱۹۳۰ به بعد رواج پیدا کرد.
«نئولیبرالیسم» به جریانی گفته شد که در پی ترکیب اقتصاد بازار آزاد با دولت رفاه محدود بود (مثلاً سیاستهای لودویگ ارهارد در آلمان یا سیاستهای فریدریش هایک و میلتون فریدمن )
بعدها، مخالفان چپگرا این واژه را بهعنوان برچسبی منفی برای سیاستهای بازار آزاد و جهانیسازی به کار بردند.
بنابراین، کسانی که به آزادی مطلق اقتصادی و کمینهگرایی دولت باور داشتند، نمیخواستند زیر پرچمی باشند که هم از طرف منتقدان بدنام شده بود و هم از نظر مفهومی با «دولت حداقلی» آنها فرق داشت. به همین خاطر از «لیبرتاریانیسم» استفاده کردند.
تفاوت واژههای «لیبرال» و «لیبرتِرین»
لیبر liber (لاتین): بهمعنای "آزاد"، که در واژههایی مثل "liberty" (آزادی) و "liberal" (آزادیخواه) هم دیده میشود.
پسوند arian در انگلیسی برای اشاره به کسی که پیرو یا طرفدار یک اصل، مکتب یا سبک فکری خاص است بهکار میرود. مثل: vegetarian (گیاهخوار)، egalitarian (برابریطلب)، utilitarian (فایدهگرا).
بنابراین، Libertarian یعنی «کسی که پیرو اصل آزادیست» یا «طرفدار مکتب آزادیمحور».
این واژه در قرن ۱۹ در فرانسه برای توصیف آنارشیستها هم به کار رفت، ولی در قرن ۲۰ در آمریکا معنای مشخص «مدافع آزادی فردی حداکثری و دولت حداقلی» گرفت.
به بیان ساده: liberal امروز بار معنایی متنوع و حتی چپگرایانه دار در حالی که libertarian بهطور خاص یعنی «کسی که آزادی فردی و اقتصادی را اصل بنیادین میداند».
تفاوت لیبرتِرینها با آنارشیستها
آنارشیستها بهطور کلی معتقدند هرگونه دولت یا قدرت مرکزی ذاتاً نامشروع است و باید جامعهای بدون دولت (stateless society) ایجاد شود. بسیاری از آنارشیستها حتی مالکیت خصوصی سرمایه یا بازار آزاد را هم نقد میکنند.
لیبرتِرینها معمولاً از دولت حداقلی (Minimal State) دفاع میکنند: دولتی که فقط وظیفهاش حفاظت از حقوق مالکیت، امنیت و اجرای قراردادهاست. آنها حذف کامل دولت را غیرعملی یا خطرناک میدانند.
البته شاخهای از لیبرتاریانیسم به نام آنارکو-کاپیتالیسم (Anarcho-Capitalism) هم وجود دارد (مثلاً در اندیشهی روتبارد) که به آنارشیسم نزدیک میشود و دولت را کاملاً غیرضروری میداند، اما این موضع در میان لیبرتاریانها اقلیت است.
ادامه ( لیبرتاریانیسم و فایده گرایی لیبرال)
#فلسفه_سیاسی
@JAAMEbaaz | فلسفهی علوم اجتماعی
@mghlte | عصر روشنگری
▪️ایسم ها
▪️از لیبرالیسم تا لیبرتاریانیسم
Post #7717
209
- 👌 2