🔰از لیبرالیسم کلاسیک تا لیبرتارینیسم
طیف های موسوم به راست گرا بجز محافظه کاری که راست افراطی نامیده میشود.
🎯 لیبرالیسم کلاسیک
لیبرالیسم کلاسیک یک جهان بینی جامع و کامل هست که خود را جایگزین ادیان سامی کرد.
از این نظر که ر مورد تمام شاخههای فلسفه مثل هستی شناسی ، معنای زندگی ، مبدا و معاد ، معرفت شناسی زبان شناسی سیاست اقتصاد و روانشناسی نظریات محکم و مشخص داره که همگی اصلاح نظریات فلسفه قرون وسطای مسیحی ( ترکیب فلسفه زرتشتی ، یهودی ، یونانی) هستش.
▫️پیدایش و تثبیت : ریشه ها در مسیحیت و فلسفه یونان ، جوانه ها از نیمه دوم قرون وسطی شروع شد تا اواخر قرن هجدهم تثبیت شد (اکام ، هیوم ، دکارت ، بیکن ، جان لاک، آدام اسمیت، جان استوارت میل ، کانت)
عموما فیلسوفان آن بریتانیایی (اسکاتلند) هستند .
▫️دیدگاهها راجع به
دولت: اختیارات محدود و به تبع وظایف محدود دنیوی : حفاظت از "حقوق طبیعی" مثل زندگی ، حقوق ( یا بهتر بگوییم اختیارات طبیعی) افراد که مهمترین آن مالکیت است.
فردیت و اجتماع : اصالت با فرد ست ، جمع وجود خارجی ندارد بلکه نامی در ذهن و زبان ست ، واحد تشکیل اجتماع ، فرد هایی بالغ و دارای قوه تمیز ، هستند که آزادانه با قرارداد ( مثل قانون اساسی) اجتماعات را تشکیل می دهند .
اقتصاد: بازار آزاد ، رقابت و تجارت آزاد ؛ دولت فقط باید از انحصار و نقض حقوق جلوگیری کند.
نظریه مزیت نسبی و مطلق آدام اسمیت .
اجتماعی ـ فرهنگی: فردگرایی، حکومت طرفدار همه ادیان ست و به طرفداران هیچ مذهبی امتیازات ویژه نمی دهد ، برابری افراد در سخن گفتن .
✅ اگر محوری رسم کنیم که لیبرالیسم نقطه وسط باشه ، وقتی روی محور به سمت راست حرکت میکنیم وارد طیفی میشیم که شامل تفکرات و گروههای زیره :
🎯 محافظهکاری و راست افراطی (Conservatism / Far-right)
پیدایش: محافظهکاری کلاسیک در واکنش به انقلاب فرانسه (قرن هجدهم، ادموند برک). راست افراطی بعدها در قرن بیستم با فاشیسم و ناسیونالیسم افراطی شکل گرفت فیلسوف اصلی هگل
دولت: قوی و متمرکز ، برای حفظ نظم، سنت و اقتدار.
فرد و آزادی: آزادی فردی در برابر "نظم اجتماعی" و "ارزشهای سنتی" محدود میشود.
اقتصاد: متغیر؛ میتواند ملیگرایانه، حمایتگرایانه یا سرمایهداری دولتی باشد.
اجتماعی ـ فرهنگی: تأکید بر سنت، دین، هویت ملی و گاهی نژادپرستی یا خارجیستیزی
در جامعه ما هواداران پهلوی و بسیاری از هواداران باصطلاح اصولگرایان تو این طیف قرار میگیرند.
تفاوت مواضع این افراد ، ظاهری و صوری هست .
شکل و ریخت متفاوته
و هر از گاهی م خروسشون بیرون میزنه.
در کلام هم به تنظیمات کارخانه برمیگردن و
لیبرالیسم رو که اساس مدرنیته هست تمسخر و تقبیح میکنند .
🎯 لیبرتارینیسم
پیدایش: ریشه در همان لیبرالیسم کلاسیک دارد، اما به شکل مدرن در قرن بیستم در آمریکا و اروپا رشد کرد.
دولت: حداقلی؛ فقط پلیس، دادگاه و ارتش.
فرد و آزادی: آزادی فردی مطلق، چه در اقتصاد چه در سبک زندگی
اقتصاد: بازار کاملاً آزاد، مخالف مالیات و مقررات گسترده.
اجتماعی ـ فرهنگی: آزادی کامل در انتخاب سبک زندگی، حتی در موضوعاتی مثل مواد مخدر یا ازدواج همجنس
🎯 نئولیبرالیسم (Neoliberalism)
مکتبی اقتصادی ست و نظریات و فعالیت های نئولیبرال ها ، در واکنش به قدرت گیری جریانهای چپ ( مارکسیست ها ، سوسیالیست ها ، هواداران دولت رفاه ) و بیشتر حول اقتصاد شکل گرفته و پس از آن به جنبه های دیگر ( معرفت شناسی ، سیاست و ... ) هم تسری هایی یافته .
پیدایش: پس از جنگ جهانی دوم، بهویژه دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ (هایک، فریدمن، سپس سیاستهای ریگان و تاچر).
دولت: کوچکسازی نقش دولت در اقتصاد، ولی دخالت فعال در تنظیم بازار جهانی.
فرد و آزادی: آزادی اقتصادی در اولویت است، آزادی فردی هم پذیرفته میشود اما بیشتر با تأکید بر کارآفرینی و رقابت.
اقتصاد: خصوصیسازی، مقرراتزدایی، تجارت آزاد جهانی، کاهش مالیات.
اجتماعی ـ فرهنگی: همسو با جهانیسازی و بازار آزاد، بیتفاوتتر به سنت یا ملیگرایی.
ادامه ( طیف ها موسوم به چپ گرا )
ادامه ( لیبرالیسم و لیبرتاریانیسم)
#فلسفه_سیاسی
@JAAMEbaaz | فلسفهی علوم اجتماعی
@mghlte || عصر روشنگری
▪️ ایسم ها :
t.me/JAAMEbaaz/6035
▪️از لیبرالیسم کلاسیک تا ووکیسم :
t.me/JAAMEbaaz/7683
▪️تفاوت لیبرالیسم و لیبرتاریانیسم :
t.me/JAAMEbaaz/7717
Post #7682
178
- 👍 1