وقتی دشمن به حریف تبدیل میشود
یوهان هویزینگا و انسانِ بازیگر
یکی از ماندگارترین لحظات جنگ جهانی اول جایی رقم خورد که در کریسمس ۱۹۱۴، در میان گلولای سنگرهای جبهه غربی، سربازان آلمانی و بریتانیایی برای چند ساعت اسلحهها را کنار گذاشتند، با یکدیگر دست دادند و فوتبال بازی کردند. جنگ فردای آن روز ادامه یافت، اما آن چند ساعت کوتاه هنوز در حافظه جهان زنده است.
قضیه بر سر اهمیت فوتبال نبود. آنچه در کریسمس ۱۹۱۴ رخ داد، پیروزی کوتاهمدت منطق بازی بر منطق جنگ بود. در میان سنگرها، سربازان برای چند ساعت از نقشهایی که جنگ بر آنان تحمیل کرده بود فاصله گرفتند. آنها یکدیگر را نه از پشت لوله تفنگ، بلکه در زمین بازی دیدند؛ نه به مثابه دشمن، بلکه به عنوان حریف.
اما آیا ممکن است بازی، کاری را انجام دهد که سیاست از انجام آن ناتوان است؟
پاسخ این پرسش را میتوان در اندیشه یوهان هویزینگا، تاریخدان هلندی، جستوجو کرد. هویزینگا در کتاب انسان بازیگر ایدهای مطرح کرد که هنوز هم غافلگیرکننده به نظر میرسد: انسان پیش از آنکه موجودی سیاسی، اقتصادی یا حتی عقلانی باشد، موجودی است که بازی میکند. از نگاه او، بازی صرفاً سرگرمی نیست. بسیاری از آنچه ما فرهنگ و تمدن مینامیم، از دل بازی پدید آمده است؛ از آیینها و جشنها گرفته تا دادگاهها، مسابقات و حتی بخشی از سنتهای سیاسی و دیپلماتیک. بازی فضایی میآفریند که در آن رقابت مهار میشود و در قالب قواعدی مشترک جریان مییابد. هویزینگا تمدن را نه محصول حذف تعارض، بلکه حاصل رام کردن آن میدانست.
نود سال بعد از کریسمس 1914، هنگامی که تیم ملی ساحل عاج در سال 2005 برای نخستین بار به جام جهانی صعود کرد، دیدیه دروگبا در میان جشن همتیمیهایش ناگهان زانو زد و از مردم و سیاستمداران کشورش خواست جنگ را کنار بگذارند. او رو به دوربین گفت: «مردان و زنان ساحل عاج، از شمال، جنوب، مرکز و غرب؛ ما امروز ثابت کردیم که همه مردم ساحل عاج میتوانند در کنار هم با هدفی مشترک زندگی کنند و برای صعود به جام جهانی تلاش کنند. ما به شما قول دادیم که جشنهای این پیروزی مردم را متحد خواهد کرد. امروز ما زانو میزنیم و التماستان میکنیم. ما میخواهیم خوش باشیم؛ پس لطفاً شلیکهای خود را متوقف کنید».
دروگبا، بیآنکه بداند، همان حقیقتی را بازگو میکرد که هویزینگا سالها پیش در قالب نظریه صورتبندی کرده بود: اینکه بازی میتواند برای لحظهای منطق جنگ را کنار بزند و مجالی برای شادی، جشن و باهمبودن بیافریند. هنوز فضایی وجود داشت که در آن مردم ساحل عاج میتوانستند خود را بخشی از یک روایت مشترک ببینند. در زمین فوتبال، شمال و جنوب، مسلمان و مسیحی، طرفدار دولت و طرفدار شورشیان، همگی زیر یک پرچم قرار میگرفتند. برای نود دقیقه، آنها نه ساکنان دو سوی یک منازعه، بلکه همبازیان یک سرنوشت مشترک بودند. همین تصویر بعدها به یکی از ماندگارترین نمادهای آشتی ملی در تاریخ معاصر ساحل عاج بدل شد.
از اینرو، مسابقه امروز آلمان و ساحل عاج در جام جهانی ۲۰۲۶ معنایی فراتر از یک بازی مرحله گروهی پیدا میکند. یک سوی میدان، خاطره آتشبس کریسمس ۱۹۱۴ را زنده میکند و سوی دیگر، پژواک زانو زدن دروگبا در میانه جنگ داخلی را. دو روایت از دو قاره و دو زمان متفاوت دو روایت متفاوت اما حامل یک حقیقت مشترک: گاهی بازی میتواند چیزی را آشکار کند که در هیاهوی سیاست و خشونت به فراموشی سپرده شده است.
اگر هویزینگا امروز در یکی از ورزشگاههای جام جهانی ۲۰۲۶ حضور داشت، در میان هیاهوی هواداران تیمهای ملی، در فوتبال مدرن بازتاب رؤیایی بسیار کهن را میدید؛ رؤیای جهانی که در آن انسانها به جای حذف یکدیگر، در چارچوب قواعدی مشترک با هم رقابت میکنند. از نگاه او، بازی نه نفی تعارض، بلکه شیوهای برای مهار آن بود. بازی قرار نیست جنگ را پایان دهد، اما این حقیقت را زنده نگه میدارد که رقیب، دشمن نیست. این یادآوری شاید صلح نیاورد، اما امکان تصور صلح را زنده نگه میدارد. فوتبال، شاید مهمترین یادگار این منطق در جهان معاصر باشد؛ عرصهای که در آن میتوان برای پیروزی جنگید، بیآنکه برای نابودی دیگری جنگید.
#جام_و_جامعه_در_90_دقیقه
#جامجهانی_2026
#یان_هویزینگا
#انسان_بازیگر
#دیدیه_دروگبا
#جنگ_یا_بازی
📚 آذربایجان را جامعهشناسانه بخوانیم.
@ISA_Tabriz
@iran_sociology
Post #88
1.04K