سوت زدن در میدان مردانگی هژمونیک
داوری کردن و قرار گرفتن در معرض داوری، فرآیندی معمول در جهان ورزش است. در فوتبال حرفهای، عملکرد داوران همواره توسط ناظران رسمی، رسانهها، مربیان و تماشاگران ارزیابی میشود. دقت در تصمیمها، مدیریت اعتراضها و توانایی کنترل بازی بخشی از معیارهای معمول سنجش داوران است. اما وقتی داور یک مسابقه زن باشد، آن هم در میدانی که بهطور تاریخی مردانه تعریف شده، پرسشی مهم مطرح میشود: آیا ارزیابی او صرفاً بر اساس معیارهای حرفهای انجام میشود، یا عوامل دیگری نیز در این قضاوت دخالت دارند؟
نمونهای تازه از این وضعیت در جام جهانی ۲۰۲۶ دیده میشود. بر اساس اعلام فیفا، دیدار تیمهای آفریقای جنوبی و جمهوری چک با قضاوت یک تیم داوری زن برگزار خواهد شد. توری پنسو، داور آمریکایی، به همراه کاترین نسبیت و بروک مایو قضاوت این مسابقه را بر عهده خواهند داشت. این دومین بار در تاریخ جام جهانی مردان است که چنین اتفاقی رخ میدهد. نخستین بار در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر بود که استفانی فراپار، داور فرانسوی، دیدار آلمان و کاستاریکا را قضاوت کرد و به نخستین زن تاریخ جام جهانی مردان تبدیل شد که سوت یک مسابقه را به صدا درآورد.
در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز شش داور و کمکداور زن در میان مقامهای رسمی مسابقات حضور دارند. اگرچه تعداد آنان در میان حدود ۱۷۰ داور و مقام رسمی هنوز محدود است، اما حضورشان برای دومین دوره پیاپی نشان میدهد که داوران زن بهتدریج در ساختار داوری مهمترین رویداد فوتبال جهان جایگاهی پایدار پیدا کردهاند. فیفا نیز تأکید کرده است که انتخاب آنان بر اساس شایستگی فنی و توانایی حرفهای انجام میشود، نه صرفاً بر مبنای جنسیت.
با این حال، اهمیت چنین رخدادهایی بدون توجه به زمینه فرهنگی فوتبال مردان بهخوبی درک نمیشود. فوتبال یکی از برجستهترین میدانهای بازنمایی مردانگی در جهان معاصر است. به تعبیر آر. دبلیو. کانل، مردانگی هژمونیک الگویی مسلط از مردانگی است که در نهادها و فرهنگ اجتماعی بازتولید میشود. فوتبال از طریق رقابت شدید، بدنهای نیرومند، تحمل درد، کنترل احساسات و میل دائمی به پیروزی به یکی از ابزارهای مهم بازتولید این الگو تبدیل شده است. مرد ایدهآل در این میدان باید قوی باشد، احساساتش را بروز ندهد، رقابتجو باشد، فرماندهی کند، آسیبپذیری نشان ندهد و برای پیروزی بجنگد.
نمادهای این مردانگی در تاریخ فوتبال کم نیستند. بازیکنانی مانند روی کین یا جنارو گتوزو با سبک بازی فیزیکی، تکلهای خشن و روحیه تسلط بر میدان به نمادهایی از مردانگی جنگنده در فوتبال تبدیل شدند. حتی تصویر داور مقتدر نیز در فرهنگ فوتبال غالباً با بدن و چهرهای مردانه گره خورده است. پیرلوئیجی کولینا، داور مشهور ایتالیایی، نمونهای کلاسیک از این تصویر است. داوری با چهرهای جدی، نگاه نافذ و اقتداری که برای بسیاری از بازیکنان با نوعی هراس همراه بود.
در چنین زمینهای، حضور زن داور در فوتبال مردان معنایی فراتر از حضور یک داور دیگر پیدا میکند. او وارد میدانی میشود که حافظه فرهنگی آن سرشار از تصاویر مردانگی فیزیکی و اقتدار مردانه است. بنابراین هر سوت او صرفاً یک تصمیم فنی نیست؛ لحظهای است که در آن اقتدار نهادی قانون بر قدرت بدنی بازیکنان اعمال میشود. با این حال، تجربه زن داور اغلب با نوعی «داوری مضاعف» همراه است. نهتنها از بعد فنی داوری او ارزیابی میشود، بلکه همزمان در معرض داوری نگاههایی قرار دارد که مشروعیت اقتدار او را در میدان مردانگی میسنجند.
از این رو، حضور زنان در داوری فوتبال مردان را نمیتوان نشانه پایان مردانه بودن این میدان دانست. فوتبال همچنان در مقیاس جهانی عمدتاً ورزشی مردانه تلقی میشود و فوتبال زنان نیز از نظر توجه رسانهای و سرمایه اقتصادی فاصله قابل توجهی با فوتبال مردان دارد. با این حال، اگرچه زمین فوتبال برای داوران زن، میدان آزمونی دشوار است، اما برای جامعه میتواند نوعی میدان تمرین تدریجی باشد. هر بار که یک زن در جایگاه داوری مسابقات مردان قرار میگیرد و بازی را داوری میکند، تصویری تازه در حافظه جمعی شکل میگیرد و نشان میدهد که حتی در دل یکی از مردانهترین میدانهای ورزشی نیز شکافهایی در حال شکلگیری است؛ شکافهایی که نشان میدهند اقتدار در میدانی مانند فوتبال هم الزاماً به بدن مردانه وابسته نیست.
نویسنده: سولماز سقلی
تاریخ انتشار: خرداد ۱۴۰۵
انجمن جامعهشناسی ایران شعبه آذربایجان شرقی
عکس: بیبیانا اشتاینهاوس، نخستین زن داور بوندسلیگا
#جام_جهانی_۲۰۲۶
#مردانگی_هژمونیک
#زنان_در_فوتبال
#داور_زن
#مستطیل_جنسیتنگر
📚 آذربایجان را جامعهشناسانه بخوانیم.
@ISA_Tabriz
@iran_sociology
Post #83
614