*اوراکل Oracle ؛ پیشگوی پنهان بحرانهای طبیعت*
الن تورینگ، پدر علوم رایانه، با وجود ایمانی راسخ به توانایی محاسبه و پردازش ماشینها، هرگز نتوانست مفهوم «اوراکل» را ( آن چیز که از قاعده الگوریتم فرار میکند ) نادیده بگیرد. او در سال ۱۹۳۹ ایدهای جسورانه مطرح کرد: چه میشود اگر جعبهای سیاه در اختیار داشته باشیم که بتواند به پرسشهای حلناشدنی پاسخ دهد، بیآنکه خودش یک ماشین معمولی باشد؟ تورینگ این جعبه را «اوراکل» نامید؛ موجودیتی غیرقابلمحاسبه، نه کامپیوتر و نه ابرانسانی، اما گاه درستتر از هر الگوریتمی پیشبینی میکند.
اما ریشه این واژه به یونان باستان بازمیگردد. اوراکل های یونانی، کاهنانی بودند که در معبد دلفی، سخنان مبهم خدایان را به زبان مردم ترجمه میکردند. پیشگوییهایشان هرگز شفاف نبود، اما اغلب پس از وقوع فاجعه، مردم درمییافتند که اوراکل راست گفته است. این ابهام ذاتی، اوراکل را به استعارهای نیرومند برای دانشی تبدیل میکند که در قالب فرمول و عدد نمیگنجد، اما واقعیت را بازمیتاباند.
شواهد نشان میدهد که بسیاری از فجایع محیطزیستی، از فوران آتشفشان گرفته تا تکثیر بی رویه جلبکهای مرگبار، پیش از آنکه در ایستگاههای سنجش ثبت شوند، در روایتهای مردمان بومی نمود یافته بودند. امروزه، بومشناسان از «نشانههای هشدار اولیه» در اکوسیستمها سخن میگویند، نوسانهای ظریفی که پیش از فروپاشی رخ میدهند. اما این نشانهها را چه کسی بهتر از همه حس میکند؟ نه ماهوارهها، نه مدلهای ابررایانهای، بلکه کسانی که با کالبدهای زنده خود در زیستبوم زندگی میکنند. جوامع محلی، «اوراکل» های زنده، نه در یونان باستان که در عصر «آنتروپوسین» هستند. بدون اینکه بدانند «چگونه» میدانند، درست پیشبینی میکنند.
مردمان بومی نه با الگوریتم، که با زیستن در دل طبیعت، با هر وزش باد، تغییر طعم آب، رفتار پرندگان و لرزش زمین – سیگنالهایی که علم رسمی گاه نادیده میگیرد – خو گرفتهاند. آنها «ماشین اوراکل» ای هستند که حافظهاش از نسلها تجربه و اسطوره شکل گرفته است. بدنهای جمعی، که نه فقط پوست و استخوان تکفرد، بلکه خاک، آب، باد، گیاهان و جانوران را نیز در بر میگیرد. این بدنِ اشتراکی، پیوسته با محیط تبادل حس میکند: تغییری در رطوبت خاک، کاهش ناگهانی زمزمه حشرات، شوری غیرعادی آب چشمه، همه اینها سیگنالهایی هستند که پیش از آنکه به «آگاهی جمعی» ( آن لایه از دانایی که در گفتار رسمی، اسناد دولتی و رسانهها منعکس میشود) برسند، در لایههای زیرین ادراک جمعی ثبت میشوند. این لایه زیرین، پیشآگاهی است. پیشآگاهی، دانشی است که هنوز به واژه تبدیل نشده، اما در کرختی ماهیچهها، در ناخوشی گله، در خوابهای ناآرام شفاگران حضور دارد. سیستمهای اجتماعی مدرن بر آگاهیِ بازتابی تکیه دارند: گزارش کارشناسی، جلسه هماهنگی، توییت رسمی. پیشآگاهی در امتداد زمان روی نمیدهد؛ آنی عمل میکند. به همین دلیل، مردم زوک در مکزیک سه ماه پیش از فوران آتشفشان ۱۹۸۲ «پاهای پیواچوئه» – الهه اسطورهایشان – را حس کردند؛ همان لرزشهای ریز زمین که علم رسمی به عنوان «پیشلرزه» ثبت نکرده بود. یا ماهیگیران چیلوئه در شیلی، سالها پیش از بحران جزر و مد سرخ در سال ۲۰۱۶، از بوی عجیب دریا و کاهش صید شکایت داشتند؛ شکایتهایی که در توییترشان ثبت شد اما تا وقوع فاجعه، کسی آنها را هشدار تلقی نکرد. قدیمیهای بم و روستاهای اطراف از «صدای زیرزمین» میگفتند. آنها باور داشتند که زمینِ بم «بیمار» است. گاهی میگفتند: «شبها زمین ناله میکند، مثل شتر زخمی.» یا «چاههای قنات بوی گوگرد میدهند». اوراکل به ما یادآوری میکند که همیشه لایهای از واقعیت وجود دارد که از شبکه محاسبات میگریزد. این لایه، شناخت و دانش بومی یا
(Traditional Ecological Knowledge_TEK) است. همان صداهایی که از نزدیکترین فاصله به زمین بلند میشوند، اما غالباً نادیده گرفته میشوند. شاید بزرگترین پیشگوی آینده، نه در پردازشهای سرد ابررایانهها، که در تکتک واژههای روایتهای شفاهی جوامع محلی نهفته است. روایتهای شفاهی که سینه به سینه در هم میتابند تا از هر الگوریتمی بگریزند، نبض زنده زیستبوماند.
نویسنده: سولماز سقلی
کارگروه: محیط زیست
نام نقاش:حسین محجوبی
روزنگار معنا
تاریخ: ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
انجمن جامعهشناسی ایران شعبه آذربایجان شرقی
#روزنگار_معنا
#روز_جهانی_محیط_زیست
#ماشین_اوراکل
#دانش_بومی
#بدن_جمعی
#پیش_آگاهی
@ISA_tabriz
@iran_sociology
🔴 کانال انجمن جامعهشناسی آذربایجان شرقی را به اشتراک بگذارید.
لینک دعوت👇
https://ble.ir/ISA_Tabriz
Post #50
824