با نت ≠ در نت؛ نان شب یا اینترنت
اینترنت دیگر یک ابزار نیست. خیلی از ما فکر میکنیم فقط «با نت» زندگی میکنیم: چک کردن ایمیل، دیدن استوری، یک خرید اینترنتی. اما واقعیت این است که جامعه دیگر «با نت» نیست؛ جامعه «در نت» شده است. اینترنت دیگر یک «لایۀ اضافه» بر واقعیت اجتماعی نیست. تمایز «با نت بودن» و «در نت بودن» صرفاً تفاوتی کمی یا فنی نیست، بلکه گسستی هستیشناختی در نحوه تحقق امر اجتماعی است. «با نت بودن» هنوز اینترنت را ابزاری بیرونی فرض میکند؛ اما «در نت بودن» یعنی زیستن درونِ نظامی که «همین لحظه» بخشی از خود واقعیت شده و آن را تعیین میکند .الگوریتمها و پروتکلها دیگر بازتابانده واقعیت نیستند بلکه خود امتدادِ اکنونِ واقعیتاند. آنها خودِ واقعیت را در لحظه حال، بسط میدهند و ادامه میبخشند. به عبارت دیگر، آنها واقعیت را «همین الان» میسازند، و امکان های جدید، را ایجاد میکنند.
پل فایرابند، فیلسوف آنارشیست دانش، با رد هرگونه روششناسی یکساننگر، بر این نکته تاکید دارد که فناوریهای ادراکی (مانند اینترنت) صرفاً اطلاعات تازه نمیدهند، بلکه «شیوۀ دیدن» را دگرگون میکنند. از منظر او، خود راه (یا به تعبیر دقیقتر «راهشناسی») است که مسیر را تعیین میکند؛ یعنی هر روشی که برای شناخت برمیگزینیم، پیش از آنکه به نتیجهای برسد، افق دیدمان را ساختار میدهد و تعیین میکند که اساسا، چه چیزهایی را «واقعیت» قلمداد کنیم. به عبارت سادهتر، روش، فقط ابزار رسیدن به حقیقت نیست، بلکه خودش تعیین میکند حقیقت از چه راهی به دست میآید و چه شکلی پیدا میکند. انبوهشدگی ارتباطات در اینترنت یک پدیدۀ صرفاً کمی نیست؛ ادراک زمانی و علی ما را بازتعریف میکند. بنابراین کسی که «در نت» نیست، حتی اگر از نظر زیستی زنده باشد، از بخشی از واقعیت که در حال تعینیافتگی است، بیرون افتاده است. همان طور که میکروسکوپ چشم ما را تغییر داد، اینترنت مغز اجتماعی ما را دوباره سیمکشی کرده است.
اینترنت دیگر کارکردِ بازنمایی واقعیت را ندارد، بلکه خود به مرتبۀ تحقق عینیِ واقعیت ارتقا یافته است. امر اجتماعی به مثابۀ «کلیت» (Totality) تعریف میشود که بر اجزای خود تقدم دارد و قابل فروکاستن به آنها نیست. اینترنت در این کلیت است، درون آن جای گرفته و فقدان آن به معنای زوال خودِ کلیت است. از این رو، بازگشتناپذیری این وضعیت نه یک امر انتخابی، بلکه یک واقعیت ساختاریِ ناظر بر نظام اجتماعیِ معاصر به شمار میرود. ما در میان بحرانها و نقطههای آستانهای، ساخته میشویم. اینترنت، نقطۀ آستانۀ تاریخ بشر است. نقطه ای بدون بازگشت. این هیستریسیس (Hysteresis) توانایی ما را برای بازگشت به ادراکی که قبل از اینترنت داشتیم میگیرد.
بنابراین حتی فردی که «به نان شب محتاج است»، در صورت محرومیت از اینترنت، نه فقط از یک ابزار که از شرط امکانِ تعینیافتگی وجودی خود در واقعیت امروز، محروم میشود. اینترنت «شدن» را محقق میکند. نبود اینترنت برای او بیاثر یا کم اثر نیست؛ برعکس، اثرش بنیادی است، زیرا او را از فرآیند «شدن» حذف میکند.
امروز کسی که به نان شب محتاج است، اگر «در نت» نباشد، نه فقط گرسنه میماند، بلکه از درکِ گرسنگی خودش هم بازمیماند. نه تنها از دستیابی به نیاز مادی خود بازمانده، بلکه از امکان ادراک و معنادار کردن همین محرومیت نیز محروم شده است. جامعه از آستانهای گذر کرده که در آن حتی ضروریترین کالاهای مادی (نان) نیز واسطهگری الگوریتمها را طلب میکنند؛ بدین معنا که دسترسی به آنها و حتی تجربه کمبودشان، درون نظم الگوریتمی تعریف و بازتولید میشود.
نویسنده: سولماز سقلی
تاریخ: خرداد ۱۴۰۵
انجمن جامعهشناسی ایران شعبه آذربایجان شرقی
#اینترنت
#واقعیت_اجتماعی
#نقطه_آستانه
#الگوریتم
#فایرابند
✅کانال ما در تلگرام و بله:
@ISA_Tabriz
@iran_sociology
✅جهت ارسال متن، نقد و پیشنهاد در تلگرام و بله:
@ISA_Tabriz_info
📣 آذربایجان را جامعهشناسانه ببینیم.
🔴 کانال انجمن جامعهشناسی ایران شعبه آذربایجان شرقی را به اشتراک بگذارید.
لینک دعوت👇
https://t.me/ISA_Tabriz
Post #39
864